خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی درباره توازن مفاصل دستها و پاها

همانطور که می دانید مفاصل قسمتی از دست و پا هستند،که در آن قسمتها دست یا پا از وسط خم می شود.مفاصل در همه جانداران وجود دارند ولی در انسانها  بسیار پیشرفته تر و قوی تر از سایر جاندارن هستند،به همین دلیل انسان می تواند روی دوپا به ایستند،که این قابلیت تنها در انسان خلق شده است،و می تواند با دستان خود ابزار بسازد و کارها را انجام دهد.

با جرات می توان ادعا کرد که اگر مفاصل انسان به اندازه ای قدرتمند نبود که بتواند انسان را روی دوپا نگه دارد،دستان بشر آزاد نمی شد و هم اکنون هیچ کدام از پیشرفت های علمی بشر حاصل نمی شد.مثلا در ساده ترین مثال اگر انسان همانند میمون چهار دست و پا حرکت می کرد قادر نبود اسب سواری و ماشین سواری بنماید و یا اگر ساختار پاهای انسان همانند چهارپایان تقریبا یک دست با با مفصل های ضعیف بود،علاوه بر اینکه نمی توانست روی دو  پا راه برود،هنگام دراز کشیدن و ساکن بودن و نشستن نیز با مشکلات جدی مواجه می شد.

اما ساختار مقصل ها بسیار زیبا تر است یک مایع مفصلی بین دو قسمت استخوان که از هم جدا شده اند،باعث لغزش آنها و حرکت آنها روی هم می شود که در این مطلب به طور مفصل به آن پرداخته ایم.

حال تصویر کنید در یک جهان بدون آفریدگار و خالق قرار است بر اساس پروسه انتخاب طبیعی و تکامل تصادفی در یک جاندار مفصل قدرت مند به وجود بیایید،به طبع آن استخوان قسمت پا یا دست یک دست است،حال یکی از پیش فرض ها این است که در این فرآیند تکامل تصادفی یکی از استخوان ها باید از وسط می شکست و ترک بر می داشت که این صفت اکتسابی به نسل های بعد منتقل و اندک اندک تبدیل به مفصل شود،در این مورد سوال مطرح شده این است که کدام جانداری که دچار شکستگی شده قادر به ادامه حیات بوده است،و کدام جاندار دست و  پا شکسته و یا جانداری که دچار ترک خوردگی در استخوان شده است،این صفات را به نسل بعدی منتقل کرده است.

فرض دوم،فرض کنیم در فرآیند تکاملی به دلیل انتخاب طبیعی این پیشرفت در دست ها و پاها رخ داد،همانطور که می دانید دست راست،و یکی از پاها در هر فرد بیشتر از دیگری فعال است.چرا دست راست و مثلا پای راست پیشرفته تر و تکامل یافته تر از دست چپ و پای چپ نیست در حالی که در هر نسل بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و باید پیشرفته تر باشد؟ولی در انسان هر دو دست و پا به یک اندازه است و کج و معوج نیست در حالی که بر اساس انتخاب طبیعی و نظریه داروین هم اکنون باید دست و پاها به یک اندازه نبوده باشند؟و قدرت مفصل دست راست به دلیل بیشتر استفاده شدن بیشتر باشد؟

پاسخ ساده است،دست و پا و همه اندام های بدن در هر دونیمه توسط یک آفریدگار هوشمند از پیش بطور کامل و به یک اندازه طراحی شده است،بدون تردید اگر حیات فرآیند تصادفی بود دو نیمه بدن انسان به یک شکل و یک اندازه نبود ولی هر دو نیمه بر خلاف اینکه کاربرد یک نیمه همیشه بیشتر است بر یک اندازه است!

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.  

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦

برسی ادعای شباهت ژنی میمون به انسان

یکی از ادعاهای مطرح شده توسط تکامل گرایان این است که ژنوم انسان و شامپانزه 98 درصد به همدیگر شباهت دارند و به واسطه این ادعا اشاره می کنند که انسان از شامپانزه پدید آمده است.

اطلاعات ژنوم انسان معادل 3000 میلیون نامه است.اگر یک درصد از تفاوت درست باشد حدود سی میلیون نامه متفاوت است که اندازه ده ها کتاب بزرگ است.[1]

حال سوالی که مطرح می شود این است؛آیا تفاوت یک یا دو درصد ژنی باعث می شود که یک موجود بتواند در مریخ کاوشگر پیاده بکند ولی موجود دیگر حتی قادر به پوشیدن لباس یا استفاده از ابزارها نباشد؟. آیا بین انسان های ملل مختلف یک تا دو درصد تفاوت ژنی وجود ندارد؟در صورت وجود دو درصد تفاوت ژنی می بایست برخی از انسانها هم اکنون بصورت میمون بودند!

اگر این ادعا درست بود هم اکنون میمون ها باید با فاصله چندصد سال از انسان درحال تکامل بودند و تمدن و ابزارهای خود را داشتند ولی میمون ها میلیون ها سال با انسانها فاصله دارند.

برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

-------

[1]The myth of 1 Percent Human and chimp DNA are very different

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸

تکامل شیمیایی گیاهان

سنگاپور یک شهر مدرن در جنوب شرقی آسیاست که دارای آسمان خراشها سیستم مترو رستوران ها و پارک های مشهور است در 2005 سنگاپور بنام باغ تکامل ایجاد کرده است این باغ داستان تامل گیاهان بروی زمین در طول میلیاردها سال است.ولی اکثر گیاهان این باغ مصنوعی و از گیاهان واقعی اقتباص شده اند.

آلبرت مولهر گیاه شناس حوزه ریاست جمهوری امریکا می گوید : یک روز موضوع باغ گیاه شناسی تغیر خواهد کرد و نوان آن این خواهد شد این جهان از ابتدا طراحی هوشند شده است.او از شرایط اولیه زمین می گوید و می گوید این فقط یک اختراع است و چگونه ممکن است بدون هیچ گونه مداخله هوشمند مواد شیمیایی در درون یک سلول جمع شده و تکامل یافته باشد و طراحی پیچیده سلول های زنده کارشناسان را وادار می کند که هیچ ایده ای برای چگونگی احتمال تصادفی حیات نداشته باشند. نوعی فسیل بنام Equisetum در زغال سنگ های کره شمالی و جنوبی رایج بوده که مربوط بوده که به دوره کربونیفر مربوط بوده است که فسیل و زنده آن نیز دقیقا مشابه است.

http://creation.com/singapore-evolution-garden

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٥

بی تعصب و بی طرفانه قضاوت کنیم

ادوارد لوترکیسل

جانور شناس و حشره شناس

استاد علوم و دکتر حقوق از دانشگاه کالیفرنیا استاد و رئیس اداره زیست شناسی در دانشگاه سنفرانسیسکو عضو جمعیت دانشمندان و حشره شناس در دانشگاه کالیفرنیا سر دبیر چند نشریه فنی از جمله مجله زیست شناسی واسمن متخصص در جنین شناسی حشرات مختلف
در سالهای اخیر در نتیجه مطالعات علمی دلایل جدیدی برای اثبات خدا به دست آمده که دلایل فلسفی سابق را تایید و تقویت می کند البته دلایل سابق برای ایمان به خدا کافی و برای کسی که تعصب را کنار می گذاشت بیش از حد نیاز و لزوم بود ولی من به عنوان یک شخص مومن از اضافه شدن دلایل جدید به ادله قدیمی از دو لحاظ خوشبختم:نخست اینکه دلایل مذبور از صفات خدا مفاهیم روشن تری را می دهد.دیگر انکه چشم عده ای از دانشمندان با وجدان ام بدبین را باز و آنها را مجبور می کند به خدا ایمان بیاورندواخیر در کشور ما نهضتی در توجه دین ایجاد شده و دین برای خود راه وسیع تری را باز کرده و این نه تنها در خلاف علوم نیست بلکه درست به موازات راهی است که علوم در آن پیشرفت می کنند مسلم است که دلایل علمی جدید که وجود صانعی را اثبات و ایجاب می کنند در این مورد موثر بوده اند.
البته تفحصات و مطالعات علمی به صورت خاص برای اثبات صانع به عمل نیامده است بلکه هدف علوم و مطالعه طبیعت و کارهای طبیعی است و با موضوعات اساسی تر یعنی مبدا کاری ندارد به عبارت دیگر علوم طرز عمل ماشین طبیعت را در نظر می گیرد و کاری با سازنده این ماشین ندارد
نظریه به این که همه افراد انسانی حتی دانشمندان بزرگ تا اندازه ای فیلسوفند این دانشمندان راجع به مبدا عقاید فلسفی مختلفی دارند.متاسفانه همیشه دانشمندان عالی قدر فیلسوفان بزرک نیستند عقیده عده ای از این دانشمندان راجع به مبدا تاریک و مبهم است و عده ای معتقد اند که دنیا خود را آفریده و بدیهی است که این سخن سخیف است.بلاخره عده ای نیز اظهار می کنند که در نظر آنها اعتقاد به ازلی بودن جهان آسانتر از خلقت آن بدست خداوند است.
بطلان عقیده دسته سوم را قانون دوم ترمودینامیک یعنی قانون حرکت و حرارت که قانون آنتروپی نامیده می شود ثابت می کند بنا بر قانون آنتروپی همواره حرارت از اجسام گرم به طرف اجسام سرد جاری می شود و این جریان نمی تواند خود به خودی و به صورت معکوس انجام گیرد در حقیقت آنتروپی عبارت است از نسبت نیروی غیر قابل استفاده به نیروی قابل استفاده و چنانکه باید گفت آنتروپی پیوسته رو به تزاید است اگر جهان ازلی بود از مدت ها پیش حرارت تمام اجسام با هم مساوی می شد و نیروی قابل استفاده باقی نمی ماندودر نتیجه هیچ فعل و انفعال شیمیایی انجام نمی گرفت و حیات روی کره زمین غیر ممکن می شد.پس از روی علم بدون قصد و توجه ثابت می شود که جهان ابتدایی داشته است و از همین جا ضرورت وجود خدا ثابت می شود چون هیچ شی حادثی نمی تواند به خودی خود حادث شود بلکه برای حدوث آن محرک نخستین یعی خالق بعبارت دیگر خدایی لازم است.
علم نه تنها حدوث عالم را ثابت می کند بلکه روشن می سازد که دنیا در یک لحظه معین در نتیجه یک انفجار بزرگ بوجود آمده است و این لحظه تقریبا پنج بیلیون سال پیش بوده و هنوز هم دنیا در حال گسترش است.گسترشی که از مرکز انفجار شروع شده و ادامه دارد اگر کسی برای دلایل علمی ارزش قائل شود باید قبول کند که دنیا در نتیجه خلقت بوجود آمده و قوانین خلقت مافوق قوانین طبیعی است چون خود قوانین طبیعی هم مخلوق اند. و چون خلقت بدون خالق متصور نیست پس خالقی وجود دارد که همان خداست که عالم مادی و قوانین آن را خلق کرده استوبا آن قوانین عالم را به سوی تکامل و توسعه سوق می دهد.البته عموما تکامل کلمه خوش آیندی نیست و خدا پرستان از آن نفرت دارند و من هم با آنها هم عقیده ام ولی باید اذعان کرد که بین تکامل مورد نظر مادیون و تکامل و انبساط تدریجی خلقت تفاوت زیاردی وجود دارد.
اگر علمای طبیعی دلایل علمی را همانطور که برای اخذ نتایج علمی و تامین منظور شخصی مطالعه می کنند از نظر دلالت وجود خدا مورد مطالعه قرتر دهند قهرا به وجود صانع معترف خواهند شدوالبته باید تعصب را هم کنار بگذارند مطالعات علمی صاحب هر عقل سلیمی را مجبور می کند که به یک علت نخستین قائل شوند که ما اسم آن را خدا می گذاریم.
خداوند به نسل کنونی بشر یعنی نسل ما لطف بیشتری نموده و با کشفیا مهمی که در علوم طبیعی صورت می گیرد ما را غرق رحمت کرده است و تمام افراد بشر اعم از علما و عوام باید به شکرانه این موهبت عظیم ایمان خود را راسختر کنند و همانگونه که یک عالم روشن بین با مشاهده دلایل علمی باید به خدا ایمان بیاورد یک فرد عامی هم باید از این دلایل برای ایمان آوردن به خالق استفاده کند.همچنین باید دانست که تکامل یکی از قوانین طبیعت است که خداوند در هنگام آفرینش عالم مادی آن را هم خلق کرده تفسیر کتاب طبیعت یگانه وسیله ای است که ما با آن می توانیم دلایلی که در این مطلب بخوانیم تفسیر کنیم.
انتخاب طبیعی یکی از سازوکارهای مهم تکامل است و همانگونه که تکامل خود یکی از سازوکارهای خلقت است انتخواب طبیعی نیز از آن محسوب می شود.
اهمیت این سازوکارها از درجه دوم است چه این سازوکارها همه مخلوق خدایند و نوعی که در نتیجه انتخاب طبیعی و تکامل به وجود می آید به همان اندازه مخلوق خداست که نوع خلق شده با دست خدا همان است.

انتخاب طبیعی نمی تواند نوع جدیدی را بوجود بیاورد فقط می تواند به ادامه حیات نوع جدید کمک کند و یا مانع زندگی شود انتخاب طبیعی از روی انواعی عمل می کند که در نتیجه تحول بوجود می آید که آن نیز نتیجه قوانین وراثت و عوامل تناسلی است و نتیجه کورکورانه مادی چنانکه بعضی ها فکر می کنند نیست .تحول ها و جهش ها که در حیوانات و نباتات مشاهده می شود نتیجه پیشامد ها و تصادف های غیرمترقبه نیست.مثلا اگر جهش هایی که برای کوچکتر شدن اندام صورت می گیرد در نظر بگیریم در صورتی که تحول تصادفی می بود چنان لازم می آمد که فقط روی یک عضو عمل کند در صورتی که ما می بینیم روی خاصیت ها هم تحول ایجاد می کند و انواع را به تکامل سوق می دهد باید قبول کرد که در پشت این تحولات و تغیرات قوه عاقله ای وحود دارد که آنها را ایجاد و قوانین آنها را برقرار کرده است.
در این مختصر نمی توان تمام دلایلی که در طبیعت مشاهده می شود را ذکر کرد ولی من در مطالعات محدود خودم در جنین شناسی دگر دیسی حشرات شواهد و دلایل بیشماری را دیده ام و هر قدر بیشتر طبیعت را مشاهده کردم بیشتر شواهد و دلایل بدست آوردم.
فرآیند و پدیده تکامل و طرز انجام یافتن آن بدانگونه که ما مشاهده می کنیم مظخر یک حکمت عالیه است تکامل در حقیقت چیزی جز یکی از مراحل آفرینش نیست.
علی رغم انفجار نظریات تعصب آمیز متدینان و مادیگرایان افراطی که تعصب حتی باوجدانترین آنها را نیز به اشتباه می اندازد اعتقاد داشتن به تکامل مخالف با ضروریات دین نیست بلکه عکس آن است چگونه ممکن است تکامل را مطالعه کرد و به خدا ایمان نیاورد؟
از زمان اوگوستین قدیس که در قرن چهارم می زیست تا امروز عده ی زیادی از دانشمندان که قائل به خلقت بودند خلفت مستقیم را قبول نداشتند بلکه ایشان معتقد بودند خلقت با تکامل انجام می گیرد برای این گروه (که من خود را از آنها می دانم)تکامل اهمیت دینی فراوانی دارد و هر فرد با وجدان و بی تعصب را مستقیما به سمت خدا راهنمایی می کند.
باز هم تکرار می کنم:اگر کسی با فکری روشت علوم را مطالعه و تحصیل کند لزوم وجود آفریدگار را باور خواهد کرد.
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٦