خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی درباره محدوده امواج صوتی در جانداران کوچک

همانطور که می دانید امواج صوتی از لحاظ بسامد و فرکانس به سه محدوده فروصوت صوتی و فراصوت تقسیم میشوند.

که امواج فروصوت بخشی از جانداران از جمله تمساح و کرگدن را دربر میگیرد که کمتر از ۲۰ کیلوهرتز هستند،امواج صوتی محدوده شنیدن گوش انسان است که حدود ۲۰ کیلوهرتز است ،اما امواج فراصوت شامل جانداران ریز از جمله موش ها سوسک ها و حشرات سنجاب ها و مورچه ها هستند که بیشتر از ۲۰ کیلوهرتز هستند .... است.

نکته جالب این است که جاندارانی که دارای فروصوت هستند قادر به تشخیص امواج صوتی نیستند،محدوده صوت یعنی انسان نیز قادر به تشخیص امواج فراصوت نیست،ولی محدوده فراصوت اکثر صداها را تشخیص می دهند.

نکته جالب این است که جانداران کوچکتر و ضعیف تر در محدوده صوتی فراصوت قرار دارند،و با این ویژگی می توانند خطر را بسیار زود تر تشخیص بدهند.

تصور کنید که چیزی که دانشمندان اتئیست آن را انتخاب طبیعی و گونه غالب می گذاشتند واقعا حقیقت داشت،هم اکنون جانداران طوری بود که جانداران شکارچی که بزرگتر بودند این ویژگی مطلوب را داشتند و قادر به درک امواج فراصوت بودند زیرا بر اساس تئوری تکامل جانداران باید رو به بهتر شدن و کسب صفات مطلوب باشند ولی جانداران بزرگتر این صفات مطلوب را دریافت نکرده اند،هم اکنون نظم طبیعت به هم می خورد و هیچ موش یا سنجاب یا حشره و .... وجود نداشت و همه آنها توسط شکارچی ها نابود شده بودند،ولی قوانین طبیعت از ابتدا توسط آفریدگار هستی به گونه ای چیده شده است که اگر جانداری ضعیف تر باشد،می تواند خطر را تشخیص بدهد و خود و گونه خود را از خطر حفظ نماید.

نکته قابل ذکر این است که حتی بر اگر مبنی را آفرینش مرحله ای قرار بدهیم این مساله از ابتدا در جانداران وجود داشته است که هرچقدر جثه کوچکتری داشته اند بیشتر خطرات را تشخیص می دادند و با تغیر و بزرگتر شدن جثه میزان محدوده شنوایی آنها کمتر شده است،که این مساله نیز چیزی را که دانشمندان تکاملگرای اتئیست اسمش را می گذارند انتخاب طبیعی نقض میکند زیرا به مرور زمان یک صفت مطلوب در جانداران به دلیل قوی تر شدن و بزرگتر شدن از بین رفته است.

حال مساله از این طرف هم قابل بسط است اگر انسان یا سایر پستانداران قادر به شنیدن محدوده امواج فراصوت بودند بطور مداوم صداهای غیر ضروری مانند مکاتبه سوسک ها یا جانداران ریز با هم را می شنیدند که سیستم مغز را درگیر تجزیه و تحلیل های جزئی میکرد و باعث میشد که بسیار غیر قابل تحمل باشد.

تصویر زیر متعلق به فسیل زنده ای بنام موش شبگرد هندی است که از ۴۵میلیون سال قبل بدون تغیر مانده است این جاندارا برای ارتباط با همنوعانش از امواج فراصوت با بسامد ۷۰ کیلوهرتز استفاده میکند.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۳/٤

بحث خداشناسی در باره تخم ریزی ماهی ها و حشرات

همانطور که میدانید یک نظم و توازن عجیبی در طبیعت برقرار است که تا زمانی که فعالیت های انسانی منجر به نابودی گونه ها نشود،اکثر گونه ها بطور خود به خود منقرض نمیشوند،یکی از این موارد تخم ریزی در جانداران است.

همانطور که میدانید جانداران بزرگتر و قوی تری مثل پستانداران یک قولو و یا حداکثر چند قولو زایی دارند،ولی جانداران ضعیف تری مثل پرندگان و بیشتر از آنها ماهی ها و حشرات تخم های بسیار زیادی می ریزند و در گاهی موارد تا چندصد و چند هزار تخم می گذارند،اما هیچ پستانداری جز اوپاسم که تعداد تخم گذاری محدود تری دارد تخم گذار نیست،اگر جهان هستی دارای نظم و برنامه ریزی نبود و بصورت کور درست شده بود این مساله امکان پذیر بود که بر فرض محال تکامل کور پستانداران تخم گذار که دهه ها تخم می گذارند را پدید می آورد،در نتیجه نظم طبیعت به هم میریخت و گیاهان و بقیه گونه ها و به تبع آن خود پستانداران سریعتر نابود می شدند،حتی در دوران دایناسور ها نیز این توازن وجود داشت و هیچ دایناسوری به اندازه حشرات تخم نمی گذاشت زیرا جمعیت آنها بیشتر می شد و خود و همه جانداران را در کوتاه زمانی از بین می بردند.

اما اگر حشرات یا ماهی ها با توجه به جثه کوچکشان و شکار بیشترشان تخم ریزی با این وسعت نداشتند هم اکنون نسلشان از بین رفته بود،حال وارد مبحث تکاملگرایی اتئیستی می شویم،بر اساس تئوری تکامل جانداران در فرآیندی که انتخاب طبیعی نام داشت با توجه به محیط بیرون و تغیرات طبیعت به بدن خود شکل دادند،ولی سوال اینجاست آیا بدن جاندار به تنهایی قادر به تجزیه و تحلیل اطلاعات آماری از محیط بیرون به داخل است که بداند که طبیعت به این تعداد از این جاندار نیاز دارد که به این مساله شکل بدهد،و ایا اساسا چنین چیزی امکان پذیر است؟

واضح است که انتخاب طبیعی کور نمی تواند رابط آماری محیط بیرون و محیط درون بدن باشد،و اساسا این مساله در تعارض با تکامل اتئیستی است زیرا بر اساس تئوری تکامل بحث گونه غالب در میان است،پس هر جاندار باید برای غالب شدن بیشترین تعداد تولید مثل را بکند،ولی اینگونه نیست،جانداران کوچکتر تولید مثل بیشتر و جانداران بزرگتر تولید مثل کمتری را می کنند.

علاوه بر این باید برای اینکه هر مجموعه ای بتواند داده های آماری را از محیط بیرون بگیرد و آنالیز و بر اساس آن عمل کند یک آمارگیری کلی از محیط اطراف وجود داشته باشد و چشم محدود جانداران اساسا قادر به چنین عملی نیست و فردی باید در بیرون از این مجموعه این آمارها را در دست داشته باشد و بر اساس آن میزان تولید مثل جانداران را تنظیم کند،با هر منطقی این شخص آفریدگار جهان هستی است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢٩

بحث خداشناسی در باره قفسه سینه

تصویر زیر سمت راست متعلق به قفسه سینه یک انسان است و تصویر سمت چپ متعلق به یک قفسه است که ابزارها را درون خود نگه می دارد،قبل از اینکه هر قفسه آهنی یا چوبی به دست بشر ساخته بشود قفسه سینه دون بدن انسان تعبیه شده بود،که علاوه بر نگه داشتن و حفاظت از قلب و اندامها که قفسه های اصلی انجام می دهند خاصیت ضربه گیری را داشت علاوه بر این اگر قفسه های اصلی خم شوند همه ابزارهای آنها می ریزد ولی قفسه سینه به گونه ای تعبیه شده است که مانع از ریختن اعضا می شود،لحظه ای تصور کنید قفسه سینه وجود نداشت،قلب و سایر اندام های آن ناحیه داخل پوست در جای خود سر می خوردند.

حال تصور کنید برای ساخت ساده ترین قفسه ها نیاز به یک نفر است،چگونه ممکن است بدن به واسطه صرفا تکامل و انتخاب طبیعی بصورت خود به خودی بعد از تولد قفسه سازی کند؟

حال برای اثبات این مثاله فرض کنید یک دیسک حاوی اطلاعات را داریم،که آن را به یک دستگاه وصل می کنیم تا آهن را ذوب کند و یک قفسه تولید کند،در هر حالت باید دستگاه و برق و انرژی مورد نیاز دستگاه و ماده لازم مثلا آهن یا کلسیم توسط فردی بیرون از منظومه در آنجا جمعاوری شده باشد،صرف انتخاب طبیعی کور به مصابح این است که کل قطعات و متریال مورد نیاز بطور تصادفی توسط باد به آن نقطه حمل شده است!نام این سازنده خداست.

یا به زبان ساده تر اگر یک قفسه آهنی می تواند طی میلیاردها سال بطور تصادفی پدید بیاید قفسه سینه هم می تواند در غیر این صورت تصادفی بودن قفسه سینه نیز رد می شود.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٦

مغلطه شکل دادن در انتخاب طبیعی

همانطور که می دانید،بر اساس ادعای تکامل گراهای اتئیست انتخاب طبیعی به شکل و ظاهر جانداران بر اساس محیط شکل داده است،مثلا در نوعی از ملخ ها آنها را به شکل برگ در آورده است یا به رنگ سبز در آورده است تا با محیط خود در تطابق کامل باشند.

الف-حال بر اساس همین نظریه انتخاب طبیعی اگر محیط به جاندارن شکل دهد وجود پر طاووس که تعدادی زیادی چشم در پشت آن نقاشی شده است چه توجیهی در تطابق و هم شکل بودن با محیط دارد،در حالی که پر طاوس شکل جاندار را در هر محیطی مشخص می کند.

ب-برای اینکه جاندار اطلاعات تطابق رنگ را از محیط دریافت کند و تا به رنگ آن محیط در بیاید،باید از ابتدا ساز و کاری در جاندر وجود داشته باشد یا تعبیه شده باشد که بتواند اطلاعاتی را که نیاز دارد بتواند به وسیله آن با محیط خود در تطابق باشد و به رنگ آن در بیایید،را از محیط بیرون بگیرد و ذخیره سازی کند،برای ذخیره سازی ساده ترین اطلاعات در روی کامپیوتر هزاران کد برنامه نویسی لازم است تا سیستم بتواند اطلاعات را تنها درون خود ذخیره کند،یا دانلود کند، اگر طراح یا مهندس کامپیوتر نبود به هیچ وجه چنین امکانی وجود نداشت،در کامپیوتر سیستم ها شبیه هم هستند،محیط بیرون از بدن و درون آن دو سیستم کاملا در تضاد هستند،آیا از نظر عقلی ممکن است که هم سامانه بدون برنامه نویسی اولیه بتواند اطلاعات را از بیرون بگیرد،بعد به زبان خود ترجمه کند و بعد آن را اجرا کند؟

ج-ممکن است تکامل گراها به مغلطه زمان متوسل بشوند،پاسخ این است که هزاران هزار کد برای این فرآیند لازم است،اگر برای هر کد بدن جاندار تنها یک نسل آزمون و خطا داشته باشد،و جهش سرطان زا رخ ندهد با محاسبات زمانی بسیار طولانی تر را نیاز دارد.

د-اصلا بر فرض محال احتمالات بالا امکان پذیر بود بدن بطور طبیعی و کور بدون حضور یک ذهن هوشمند یا طراح از کجا می دانست که نیاز دارد که این مدل از دیتاها که به او شکل می دهد را از باید از بیرون دریافت کند و نیاز به شکل دادند دارد؟برای اینکه یک خمیر بازی ساده شکل بگیرد باید دست دخالت داشته باشد خمیر بازی که نمی تواند اطلاعات را از محیط بیرون دریافت و خودش به آن شکل بدهد،آیا بدنی که به این اندازه پیچیده شده می تواند؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱

بحث خداشناسی درباره مورچگان

تصاویر زیر متعلق به نوع خاصی از مورچه ها بنام مورچه عسل است،که در مناطق خشک زندگی می کند و شهد گل ها و گیاهان را در معده خود بصورت هضم نشده تا کلونی یا لانه مورچه ها حمل می کند،و بقیه مورچه ها نیز از این شهد تغذیه می کنند.

در این مطلب قصد داریم چندین مورد را در باره مورچگان و این مورچه خاص بپردازیم:

✓ همانطور که میدانید،مورچه ها دارای یک نوع زندگی اجتماعی هستند،و یک مورچه به تنهایی بسیار آسیب پذیر است و در طبیعت بدون مشارکت فورا از بین می رود،حال اتئیست ها و تکامل گرایان اتئیست باید به این مساله پاسخ بدهند که زمانی که اولین مورچه های پدید آمده به مرحله زندگی اجتماعی نرسیده بودند،مورچه ها به تنهایی چگونه به حیات ادامه می دادند؟

✓تئوری تکامل اتئیستی بر این پایه بنیان شده است که جانداران قوی تر و برتر جانداران ضعیف تر را از بین می برند و خود زنده می مانند،حال باید در برابر این مساله پاسخگو باشند،که این روحیه فداکاری در مورچه که حاضر است غذایی که خود بدست آورده است را به کولونی حمل کند تا بقیه مورچه ها نیز از آن بخورند چگونه قابل توجیه است،اولین مورچه های تصادفی پدید آمده از کجا می دانستند که برای ادامه نسل باید غذا به ملکه و سایر مورچه ها برسانند و زمین را بکنند تا از فصل زمستان عبور بکنند و نسل آنها ادامه یابد؟و چگونه انتخاب طبیعی کور به تنهایی این مساله را به مورچه ها القا کرده است که برای زنده ماندن باید با بقیه مورچه ها متحد شود و کولونی تشکیل دهد؟

در حالت کلی روحیه فداکاری چه در مورچه ها و سایر جانداران چه در انسان،اساس تئوری تکامل که انتخاب طبیعی و لگدمال شدن گونه های ضعیف تر توسط گونه برتر است را به زیر سوال می برد.زیرا بر اساس این تئوری تنها "من"مطرح است،ولی آنچه که در طبیعت رخ می دهد در بیشتر موارد"ما"است!

تنها راه پاسخگویی این است که خداوند مهربان جرعه ای مهربانی و دانش خود را از ابتدا در ذات همه موجودات قرار داده است،والا بر فرض محال مورچه ای که بطور تصادفی پدید آمده باشد نمی داند که مفهوم فداکاری برای تنازع نسل چیست و نمی داند که باید برای ادامه نسل مورچه ها در کولونی به آنها نیز غذا برساند و نمی داند که باید این غذا را برای فصل سرد ذخیره کند،این مساله بسیار قابل توجه است تنها اولین مورچگانی که بر اساس ادعای تکامل گرایان اتئیست بطور تصافی پدید آمده بودند،دارای این دانش و اطلاعات نبودند،در همان ابتدا نابود می شدند و هم اکنون هیچ مورچه ای وجود نداشت،و اکوسیستم زمین به دلیل حفاری نکردن زمین و نرسیدن هوا به داخل زمین به هم می خورد و حتی غذای انسان ها که وابسته به کشاورزی است با تهدیدات جدی مواجه می شد.

به همین خاطر است که خداوند در قرآن کریم توجه ویژه ای به مورچه داشته است و یک سوره را بنام این جاندار نهاده است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٢

تضاد نظریه انتخاب طبیعی و تولید مثل جنسی

بر اساس نظریاتی که دانشمندان اتئیست بیان می کنند،انتخاب طبیعی باید همیشه سیستم را بسوی بهتر شدن،و تکامل به پیش ببرد،ولی انتخاب طبیعی در موارد بسیاری به تناقض بر می خورد،که در این مطلب قصد داریم به یکی از آنها بپردازیم.

دانشمندان بروی تولید مثل سوسکها مطالعاتی داشته اند،و متوجه شده اند که تولید مثل جنسی به هیچ وجه روش مناسبی برای تولید مثل و ادامه نسل سوسک ها نیست،و در سوسکها جمعیت مردان بسیار بیشتر از زنان است به ازای یک زن 9 مرد وجود دارد.[1]

تولید مثل جنسی علاوه بر سوسک ها برای همه جانداران حتی انسان و پستانداران پرهزینه است،مثلا در بسیاری از پستانداران،باید دو نر بر سر یک ماده درگیر بشوند و یکی از آنها نیز کشته بشود،تا دیگری با ماده جفت گیری نماید،تولید مثل جنسی برای انسان بسیار پر هزینه تر از سایر پستانداران است(خانه،ماشین،پول،کار،تحصیلات و ...)

برخی از جانداران اولیه از جمله بعضی از مخمر ها و قارچها و بعضی از گیاهان،دارای دو قسمت نرینگی و مادینگی برای تولید مثل هستند،ولی انسانها و پستاندارن که میلیاردها برابر پیچیده تر از این جانداران هستند،هنوز برای تولید مثل نیازمند یک جنس مخالف خود هستند،حال بر اساس نظریه تکامل و انتخاب طبیعی و با توجه به پر خطر و پرهزینه بودن تولید مثل جنسی نسبت به سایر روش های تولید مثل از جمله تقسیم دوتایی باید هم اکنون انسان که پیشرفته تر از سایر جانداران بود،ساختارهای تولید مثل را در بدن خود بطور کامل داشت و نیازمند جنس مخالف نبود،ولی انسان و سایر پستاندارن علاوه بر تولید مثل دارای غریزه و لذت جنسی نیزهستند.

مثلا نوعی در نوعی از لاکپشت ها و شامپانزه ها جنس ماده هنگام رابطه صداهایی از خود خارج می کند که نشانگر لذت بردن آنهاست،حال تصور کنید،که اگر جهان دارای طراحی نبود،نیازی نبود که جانداران به دنبال رفتارهای پرخطر برای تولید مثل بروند،و انتخاب طبیعی به مانند بعضی از جانداران آنها را به سمتی می برد که خود تولید مثل کنند،همچنین هیچ توجیهی نمی تواند دلیل وجود کشش و جادبه جنسی را توضیح بدهد زیرا این مساله قابل تصور است اگر غریزه و کشش و لذت جنسی در جانداران اولیه که تولید مثل جنسی یا نیمه جنسی داشتند،وجود نداشت،و بنا به نظریه تکامل باید در مراحلی این کشش وجود نداشته باشد،هیچ جانداری اقدام به تولید مثل جنسی نمی کرد.

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

-----------

[1]Why Do Animals Use Sexual Reproduction?

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٦

بحث زیبایی شناسی طبیعی و انتخاب طبیعی

دانشمندان اتئیست سعی در القای این مطلب دارند که انتخاب طبیعی که بر اساس نیازهای جاندار بنا شده است به جانداران شکل می دهد.حال در این پست مواردی را برسی می نماییم که اتئیست ها باید به این مساله پاسخ بدهند که انتخاب طبیعی به چه دلیل و چه نیازی و بر اساس چه چیزی به این گیاهان این اشکال را داده است و آیا ممکن است گیاه یا گلی بطور تصادفی این شکل را به خود گرفته باشد یا نه؟

-ارکیده میمون 

 

2-ارکیده شاپرکی 

 

3-ارکیده ایتالیایی 

 

 

  

ادامه مطلب   
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸

بی تعصب و بی طرفانه قضاوت کنیم

ادوارد لوترکیسل

جانور شناس و حشره شناس

استاد علوم و دکتر حقوق از دانشگاه کالیفرنیا استاد و رئیس اداره زیست شناسی در دانشگاه سنفرانسیسکو عضو جمعیت دانشمندان و حشره شناس در دانشگاه کالیفرنیا سر دبیر چند نشریه فنی از جمله مجله زیست شناسی واسمن متخصص در جنین شناسی حشرات مختلف
در سالهای اخیر در نتیجه مطالعات علمی دلایل جدیدی برای اثبات خدا به دست آمده که دلایل فلسفی سابق را تایید و تقویت می کند البته دلایل سابق برای ایمان به خدا کافی و برای کسی که تعصب را کنار می گذاشت بیش از حد نیاز و لزوم بود ولی من به عنوان یک شخص مومن از اضافه شدن دلایل جدید به ادله قدیمی از دو لحاظ خوشبختم:نخست اینکه دلایل مذبور از صفات خدا مفاهیم روشن تری را می دهد.دیگر انکه چشم عده ای از دانشمندان با وجدان ام بدبین را باز و آنها را مجبور می کند به خدا ایمان بیاورندواخیر در کشور ما نهضتی در توجه دین ایجاد شده و دین برای خود راه وسیع تری را باز کرده و این نه تنها در خلاف علوم نیست بلکه درست به موازات راهی است که علوم در آن پیشرفت می کنند مسلم است که دلایل علمی جدید که وجود صانعی را اثبات و ایجاب می کنند در این مورد موثر بوده اند.
البته تفحصات و مطالعات علمی به صورت خاص برای اثبات صانع به عمل نیامده است بلکه هدف علوم و مطالعه طبیعت و کارهای طبیعی است و با موضوعات اساسی تر یعنی مبدا کاری ندارد به عبارت دیگر علوم طرز عمل ماشین طبیعت را در نظر می گیرد و کاری با سازنده این ماشین ندارد
نظریه به این که همه افراد انسانی حتی دانشمندان بزرگ تا اندازه ای فیلسوفند این دانشمندان راجع به مبدا عقاید فلسفی مختلفی دارند.متاسفانه همیشه دانشمندان عالی قدر فیلسوفان بزرک نیستند عقیده عده ای از این دانشمندان راجع به مبدا تاریک و مبهم است و عده ای معتقد اند که دنیا خود را آفریده و بدیهی است که این سخن سخیف است.بلاخره عده ای نیز اظهار می کنند که در نظر آنها اعتقاد به ازلی بودن جهان آسانتر از خلقت آن بدست خداوند است.
بطلان عقیده دسته سوم را قانون دوم ترمودینامیک یعنی قانون حرکت و حرارت که قانون آنتروپی نامیده می شود ثابت می کند بنا بر قانون آنتروپی همواره حرارت از اجسام گرم به طرف اجسام سرد جاری می شود و این جریان نمی تواند خود به خودی و به صورت معکوس انجام گیرد در حقیقت آنتروپی عبارت است از نسبت نیروی غیر قابل استفاده به نیروی قابل استفاده و چنانکه باید گفت آنتروپی پیوسته رو به تزاید است اگر جهان ازلی بود از مدت ها پیش حرارت تمام اجسام با هم مساوی می شد و نیروی قابل استفاده باقی نمی ماندودر نتیجه هیچ فعل و انفعال شیمیایی انجام نمی گرفت و حیات روی کره زمین غیر ممکن می شد.پس از روی علم بدون قصد و توجه ثابت می شود که جهان ابتدایی داشته است و از همین جا ضرورت وجود خدا ثابت می شود چون هیچ شی حادثی نمی تواند به خودی خود حادث شود بلکه برای حدوث آن محرک نخستین یعی خالق بعبارت دیگر خدایی لازم است.
علم نه تنها حدوث عالم را ثابت می کند بلکه روشن می سازد که دنیا در یک لحظه معین در نتیجه یک انفجار بزرگ بوجود آمده است و این لحظه تقریبا پنج بیلیون سال پیش بوده و هنوز هم دنیا در حال گسترش است.گسترشی که از مرکز انفجار شروع شده و ادامه دارد اگر کسی برای دلایل علمی ارزش قائل شود باید قبول کند که دنیا در نتیجه خلقت بوجود آمده و قوانین خلقت مافوق قوانین طبیعی است چون خود قوانین طبیعی هم مخلوق اند. و چون خلقت بدون خالق متصور نیست پس خالقی وجود دارد که همان خداست که عالم مادی و قوانین آن را خلق کرده استوبا آن قوانین عالم را به سوی تکامل و توسعه سوق می دهد.البته عموما تکامل کلمه خوش آیندی نیست و خدا پرستان از آن نفرت دارند و من هم با آنها هم عقیده ام ولی باید اذعان کرد که بین تکامل مورد نظر مادیون و تکامل و انبساط تدریجی خلقت تفاوت زیاردی وجود دارد.
اگر علمای طبیعی دلایل علمی را همانطور که برای اخذ نتایج علمی و تامین منظور شخصی مطالعه می کنند از نظر دلالت وجود خدا مورد مطالعه قرتر دهند قهرا به وجود صانع معترف خواهند شدوالبته باید تعصب را هم کنار بگذارند مطالعات علمی صاحب هر عقل سلیمی را مجبور می کند که به یک علت نخستین قائل شوند که ما اسم آن را خدا می گذاریم.
خداوند به نسل کنونی بشر یعنی نسل ما لطف بیشتری نموده و با کشفیا مهمی که در علوم طبیعی صورت می گیرد ما را غرق رحمت کرده است و تمام افراد بشر اعم از علما و عوام باید به شکرانه این موهبت عظیم ایمان خود را راسختر کنند و همانگونه که یک عالم روشن بین با مشاهده دلایل علمی باید به خدا ایمان بیاورد یک فرد عامی هم باید از این دلایل برای ایمان آوردن به خالق استفاده کند.همچنین باید دانست که تکامل یکی از قوانین طبیعت است که خداوند در هنگام آفرینش عالم مادی آن را هم خلق کرده تفسیر کتاب طبیعت یگانه وسیله ای است که ما با آن می توانیم دلایلی که در این مطلب بخوانیم تفسیر کنیم.
انتخاب طبیعی یکی از سازوکارهای مهم تکامل است و همانگونه که تکامل خود یکی از سازوکارهای خلقت است انتخواب طبیعی نیز از آن محسوب می شود.
اهمیت این سازوکارها از درجه دوم است چه این سازوکارها همه مخلوق خدایند و نوعی که در نتیجه انتخاب طبیعی و تکامل به وجود می آید به همان اندازه مخلوق خداست که نوع خلق شده با دست خدا همان است.

انتخاب طبیعی نمی تواند نوع جدیدی را بوجود بیاورد فقط می تواند به ادامه حیات نوع جدید کمک کند و یا مانع زندگی شود انتخاب طبیعی از روی انواعی عمل می کند که در نتیجه تحول بوجود می آید که آن نیز نتیجه قوانین وراثت و عوامل تناسلی است و نتیجه کورکورانه مادی چنانکه بعضی ها فکر می کنند نیست .تحول ها و جهش ها که در حیوانات و نباتات مشاهده می شود نتیجه پیشامد ها و تصادف های غیرمترقبه نیست.مثلا اگر جهش هایی که برای کوچکتر شدن اندام صورت می گیرد در نظر بگیریم در صورتی که تحول تصادفی می بود چنان لازم می آمد که فقط روی یک عضو عمل کند در صورتی که ما می بینیم روی خاصیت ها هم تحول ایجاد می کند و انواع را به تکامل سوق می دهد باید قبول کرد که در پشت این تحولات و تغیرات قوه عاقله ای وحود دارد که آنها را ایجاد و قوانین آنها را برقرار کرده است.
در این مختصر نمی توان تمام دلایلی که در طبیعت مشاهده می شود را ذکر کرد ولی من در مطالعات محدود خودم در جنین شناسی دگر دیسی حشرات شواهد و دلایل بیشماری را دیده ام و هر قدر بیشتر طبیعت را مشاهده کردم بیشتر شواهد و دلایل بدست آوردم.
فرآیند و پدیده تکامل و طرز انجام یافتن آن بدانگونه که ما مشاهده می کنیم مظخر یک حکمت عالیه است تکامل در حقیقت چیزی جز یکی از مراحل آفرینش نیست.
علی رغم انفجار نظریات تعصب آمیز متدینان و مادیگرایان افراطی که تعصب حتی باوجدانترین آنها را نیز به اشتباه می اندازد اعتقاد داشتن به تکامل مخالف با ضروریات دین نیست بلکه عکس آن است چگونه ممکن است تکامل را مطالعه کرد و به خدا ایمان نیاورد؟
از زمان اوگوستین قدیس که در قرن چهارم می زیست تا امروز عده ی زیادی از دانشمندان که قائل به خلقت بودند خلفت مستقیم را قبول نداشتند بلکه ایشان معتقد بودند خلقت با تکامل انجام می گیرد برای این گروه (که من خود را از آنها می دانم)تکامل اهمیت دینی فراوانی دارد و هر فرد با وجدان و بی تعصب را مستقیما به سمت خدا راهنمایی می کند.
باز هم تکرار می کنم:اگر کسی با فکری روشت علوم را مطالعه و تحصیل کند لزوم وجود آفریدگار را باور خواهد کرد.
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٦