خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره قلمه زدن و ریشه دار شدن گیاهان

همانطور که میدانید قلمه زدن یک روش غیر جنسی تولید مثل ست که در آن قسمت های قطع شده گیاه بعد از قرار گرفتن در محیط آبی بعد از مدتی ریشه می دوانند و تبدیل به یک گیاه جدید میشود،این تولید مثل غیر جنسی در بعضی از گیاهان اولیه نیز وجود داشته است اما بصورت تقسیم دوتایی بوده است ولی گیاهان پیشرفته تر ریشه دار میشوند.

اما فارغ از بحث تکاملی ریشه دار شدن گیاهان بعد از قطع یکی از زیبایی های آفرینش خداوند است زیرا در صورتی که گیاه این توانایی را نداشت که بعد از قطع شدن ریشه دار شود و آفریدگار هستی از ابتدا این قابلیت را در بخش اعظمی از گیاهان تعبیه نمیکرد،بسیاری از گیاهان شانس بقای خود را از دست می دادند و پوشش گیاهی زمین بسیار کمتر از مقدار کنونی بود،ولی آفریدگار جهان آفرینش این توانایی را در گیاهان نیز قرار داده است که در صورتی که بخشی از گیاه قطع شود بخش قطع شده نیز توانایی حیات داشته باشد و نشانگر این است که خداوند عاشق سرسبزی عاشق زندگی است.

حال به بحث تکاملی قضیه بدون در نظر گرفتن نقش آفریدگار بر اساس ادعای آتئیست ها باز میگردیم،همه گیاهان برای تولید مثل باید دارای قدرت تولید مثل جنسی و یا غیر جنسی و هر دو باشند،نکته جالب این است که ابتدایی ترین گیاهان یعنی سرخس ها و خزه ها نیز دارای نوعی چرخه تولید مثل و چرخه جنسی بوده اند،و قابلیت رشد ریشه در گیاهان بعدی نمود پیدا کرده است.

حال تصور کنید که این سیکل را که گیاهان ریشه دار میشوند را بر اساس یک انتخاب طبیعی کور و بدون حضور آفریدگار در نظر بگیریم؛

بر اساس خود نظریه انتخاب طبیعی این قابلیت باید نسل به نسل و به تدریج در گیاهان پیدا میشده است و در ژن آنها اثر میکرده است،حال تصور کنید که این قابلیت وجود ندارد و گیاهان در حال تکامل هستند هر تکه ای از گیاه که به زمین می افتد یا قطع میشود به دلیل ریشه دار نشدن بلافاصله از بین می رود در نتیجه هیچ ژنی در این باره کسب نمی کند که بتواند آن را به نسل های بعدی خودش منتقل بکند،در نتیجه این مساله نیز بر اساس انتخاب طبیعی نمی توانسته است شکل بگیرد و باید از ابتدا ژن آن وجود داشته زیرا برای قسمت قطع شده گیاهان امکان آزمون و خطا وجود ندارد،حال اگر این قابلیت از ابتدا بروی گیاهان وجود داشته که گیاهان بتوانند ریشه دار شوند اسم این مساله آفرینش است نه تصادف.

نکته قابل ذکر دیگر این است که هیچ گیاهی تنها به وسیله آوند و بدون ریشه نمی تواند به حیات ادامه بدهد و در مدت زمان کوتاهی ژن های مربوط به آن را کسب و به نسل بعد انتقال دهد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٤

تضاد نظریه انتخاب طبیعی و تولید مثل جنسی

بر اساس نظریاتی که دانشمندان اتئیست بیان می کنند،انتخاب طبیعی باید همیشه سیستم را بسوی بهتر شدن،و تکامل به پیش ببرد،ولی انتخاب طبیعی در موارد بسیاری به تناقض بر می خورد،که در این مطلب قصد داریم به یکی از آنها بپردازیم.

دانشمندان بروی تولید مثل سوسکها مطالعاتی داشته اند،و متوجه شده اند که تولید مثل جنسی به هیچ وجه روش مناسبی برای تولید مثل و ادامه نسل سوسک ها نیست،و در سوسکها جمعیت مردان بسیار بیشتر از زنان است به ازای یک زن 9 مرد وجود دارد.[1]

تولید مثل جنسی علاوه بر سوسک ها برای همه جانداران حتی انسان و پستانداران پرهزینه است،مثلا در بسیاری از پستانداران،باید دو نر بر سر یک ماده درگیر بشوند و یکی از آنها نیز کشته بشود،تا دیگری با ماده جفت گیری نماید،تولید مثل جنسی برای انسان بسیار پر هزینه تر از سایر پستانداران است(خانه،ماشین،پول،کار،تحصیلات و ...)

برخی از جانداران اولیه از جمله بعضی از مخمر ها و قارچها و بعضی از گیاهان،دارای دو قسمت نرینگی و مادینگی برای تولید مثل هستند،ولی انسانها و پستاندارن که میلیاردها برابر پیچیده تر از این جانداران هستند،هنوز برای تولید مثل نیازمند یک جنس مخالف خود هستند،حال بر اساس نظریه تکامل و انتخاب طبیعی و با توجه به پر خطر و پرهزینه بودن تولید مثل جنسی نسبت به سایر روش های تولید مثل از جمله تقسیم دوتایی باید هم اکنون انسان که پیشرفته تر از سایر جانداران بود،ساختارهای تولید مثل را در بدن خود بطور کامل داشت و نیازمند جنس مخالف نبود،ولی انسان و سایر پستاندارن علاوه بر تولید مثل دارای غریزه و لذت جنسی نیزهستند.

مثلا نوعی در نوعی از لاکپشت ها و شامپانزه ها جنس ماده هنگام رابطه صداهایی از خود خارج می کند که نشانگر لذت بردن آنهاست،حال تصور کنید،که اگر جهان دارای طراحی نبود،نیازی نبود که جانداران به دنبال رفتارهای پرخطر برای تولید مثل بروند،و انتخاب طبیعی به مانند بعضی از جانداران آنها را به سمتی می برد که خود تولید مثل کنند،همچنین هیچ توجیهی نمی تواند دلیل وجود کشش و جادبه جنسی را توضیح بدهد زیرا این مساله قابل تصور است اگر غریزه و کشش و لذت جنسی در جانداران اولیه که تولید مثل جنسی یا نیمه جنسی داشتند،وجود نداشت،و بنا به نظریه تکامل باید در مراحلی این کشش وجود نداشته باشد،هیچ جانداری اقدام به تولید مثل جنسی نمی کرد.

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

-----------

[1]Why Do Animals Use Sexual Reproduction?

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٦

بحث زیبایی شناسی طبیعی و انتخاب طبیعی

دانشمندان اتئیست سعی در القای این مطلب دارند که انتخاب طبیعی که بر اساس نیازهای جاندار بنا شده است به جانداران شکل می دهد.حال در این پست مواردی را برسی می نماییم که اتئیست ها باید به این مساله پاسخ بدهند که انتخاب طبیعی به چه دلیل و چه نیازی و بر اساس چه چیزی به این گیاهان این اشکال را داده است و آیا ممکن است گیاه یا گلی بطور تصادفی این شکل را به خود گرفته باشد یا نه؟

-ارکیده میمون 

 

2-ارکیده شاپرکی 

 

3-ارکیده ایتالیایی 

 

 

  

ادامه مطلب   
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸

بی تعصب و بی طرفانه قضاوت کنیم

ادوارد لوترکیسل

جانور شناس و حشره شناس

استاد علوم و دکتر حقوق از دانشگاه کالیفرنیا استاد و رئیس اداره زیست شناسی در دانشگاه سنفرانسیسکو عضو جمعیت دانشمندان و حشره شناس در دانشگاه کالیفرنیا سر دبیر چند نشریه فنی از جمله مجله زیست شناسی واسمن متخصص در جنین شناسی حشرات مختلف
در سالهای اخیر در نتیجه مطالعات علمی دلایل جدیدی برای اثبات خدا به دست آمده که دلایل فلسفی سابق را تایید و تقویت می کند البته دلایل سابق برای ایمان به خدا کافی و برای کسی که تعصب را کنار می گذاشت بیش از حد نیاز و لزوم بود ولی من به عنوان یک شخص مومن از اضافه شدن دلایل جدید به ادله قدیمی از دو لحاظ خوشبختم:نخست اینکه دلایل مذبور از صفات خدا مفاهیم روشن تری را می دهد.دیگر انکه چشم عده ای از دانشمندان با وجدان ام بدبین را باز و آنها را مجبور می کند به خدا ایمان بیاورندواخیر در کشور ما نهضتی در توجه دین ایجاد شده و دین برای خود راه وسیع تری را باز کرده و این نه تنها در خلاف علوم نیست بلکه درست به موازات راهی است که علوم در آن پیشرفت می کنند مسلم است که دلایل علمی جدید که وجود صانعی را اثبات و ایجاب می کنند در این مورد موثر بوده اند.
البته تفحصات و مطالعات علمی به صورت خاص برای اثبات صانع به عمل نیامده است بلکه هدف علوم و مطالعه طبیعت و کارهای طبیعی است و با موضوعات اساسی تر یعنی مبدا کاری ندارد به عبارت دیگر علوم طرز عمل ماشین طبیعت را در نظر می گیرد و کاری با سازنده این ماشین ندارد
نظریه به این که همه افراد انسانی حتی دانشمندان بزرگ تا اندازه ای فیلسوفند این دانشمندان راجع به مبدا عقاید فلسفی مختلفی دارند.متاسفانه همیشه دانشمندان عالی قدر فیلسوفان بزرک نیستند عقیده عده ای از این دانشمندان راجع به مبدا تاریک و مبهم است و عده ای معتقد اند که دنیا خود را آفریده و بدیهی است که این سخن سخیف است.بلاخره عده ای نیز اظهار می کنند که در نظر آنها اعتقاد به ازلی بودن جهان آسانتر از خلقت آن بدست خداوند است.
بطلان عقیده دسته سوم را قانون دوم ترمودینامیک یعنی قانون حرکت و حرارت که قانون آنتروپی نامیده می شود ثابت می کند بنا بر قانون آنتروپی همواره حرارت از اجسام گرم به طرف اجسام سرد جاری می شود و این جریان نمی تواند خود به خودی و به صورت معکوس انجام گیرد در حقیقت آنتروپی عبارت است از نسبت نیروی غیر قابل استفاده به نیروی قابل استفاده و چنانکه باید گفت آنتروپی پیوسته رو به تزاید است اگر جهان ازلی بود از مدت ها پیش حرارت تمام اجسام با هم مساوی می شد و نیروی قابل استفاده باقی نمی ماندودر نتیجه هیچ فعل و انفعال شیمیایی انجام نمی گرفت و حیات روی کره زمین غیر ممکن می شد.پس از روی علم بدون قصد و توجه ثابت می شود که جهان ابتدایی داشته است و از همین جا ضرورت وجود خدا ثابت می شود چون هیچ شی حادثی نمی تواند به خودی خود حادث شود بلکه برای حدوث آن محرک نخستین یعی خالق بعبارت دیگر خدایی لازم است.
علم نه تنها حدوث عالم را ثابت می کند بلکه روشن می سازد که دنیا در یک لحظه معین در نتیجه یک انفجار بزرگ بوجود آمده است و این لحظه تقریبا پنج بیلیون سال پیش بوده و هنوز هم دنیا در حال گسترش است.گسترشی که از مرکز انفجار شروع شده و ادامه دارد اگر کسی برای دلایل علمی ارزش قائل شود باید قبول کند که دنیا در نتیجه خلقت بوجود آمده و قوانین خلقت مافوق قوانین طبیعی است چون خود قوانین طبیعی هم مخلوق اند. و چون خلقت بدون خالق متصور نیست پس خالقی وجود دارد که همان خداست که عالم مادی و قوانین آن را خلق کرده استوبا آن قوانین عالم را به سوی تکامل و توسعه سوق می دهد.البته عموما تکامل کلمه خوش آیندی نیست و خدا پرستان از آن نفرت دارند و من هم با آنها هم عقیده ام ولی باید اذعان کرد که بین تکامل مورد نظر مادیون و تکامل و انبساط تدریجی خلقت تفاوت زیاردی وجود دارد.
اگر علمای طبیعی دلایل علمی را همانطور که برای اخذ نتایج علمی و تامین منظور شخصی مطالعه می کنند از نظر دلالت وجود خدا مورد مطالعه قرتر دهند قهرا به وجود صانع معترف خواهند شدوالبته باید تعصب را هم کنار بگذارند مطالعات علمی صاحب هر عقل سلیمی را مجبور می کند که به یک علت نخستین قائل شوند که ما اسم آن را خدا می گذاریم.
خداوند به نسل کنونی بشر یعنی نسل ما لطف بیشتری نموده و با کشفیا مهمی که در علوم طبیعی صورت می گیرد ما را غرق رحمت کرده است و تمام افراد بشر اعم از علما و عوام باید به شکرانه این موهبت عظیم ایمان خود را راسختر کنند و همانگونه که یک عالم روشن بین با مشاهده دلایل علمی باید به خدا ایمان بیاورد یک فرد عامی هم باید از این دلایل برای ایمان آوردن به خالق استفاده کند.همچنین باید دانست که تکامل یکی از قوانین طبیعت است که خداوند در هنگام آفرینش عالم مادی آن را هم خلق کرده تفسیر کتاب طبیعت یگانه وسیله ای است که ما با آن می توانیم دلایلی که در این مطلب بخوانیم تفسیر کنیم.
انتخاب طبیعی یکی از سازوکارهای مهم تکامل است و همانگونه که تکامل خود یکی از سازوکارهای خلقت است انتخواب طبیعی نیز از آن محسوب می شود.
اهمیت این سازوکارها از درجه دوم است چه این سازوکارها همه مخلوق خدایند و نوعی که در نتیجه انتخاب طبیعی و تکامل به وجود می آید به همان اندازه مخلوق خداست که نوع خلق شده با دست خدا همان است.

انتخاب طبیعی نمی تواند نوع جدیدی را بوجود بیاورد فقط می تواند به ادامه حیات نوع جدید کمک کند و یا مانع زندگی شود انتخاب طبیعی از روی انواعی عمل می کند که در نتیجه تحول بوجود می آید که آن نیز نتیجه قوانین وراثت و عوامل تناسلی است و نتیجه کورکورانه مادی چنانکه بعضی ها فکر می کنند نیست .تحول ها و جهش ها که در حیوانات و نباتات مشاهده می شود نتیجه پیشامد ها و تصادف های غیرمترقبه نیست.مثلا اگر جهش هایی که برای کوچکتر شدن اندام صورت می گیرد در نظر بگیریم در صورتی که تحول تصادفی می بود چنان لازم می آمد که فقط روی یک عضو عمل کند در صورتی که ما می بینیم روی خاصیت ها هم تحول ایجاد می کند و انواع را به تکامل سوق می دهد باید قبول کرد که در پشت این تحولات و تغیرات قوه عاقله ای وحود دارد که آنها را ایجاد و قوانین آنها را برقرار کرده است.
در این مختصر نمی توان تمام دلایلی که در طبیعت مشاهده می شود را ذکر کرد ولی من در مطالعات محدود خودم در جنین شناسی دگر دیسی حشرات شواهد و دلایل بیشماری را دیده ام و هر قدر بیشتر طبیعت را مشاهده کردم بیشتر شواهد و دلایل بدست آوردم.
فرآیند و پدیده تکامل و طرز انجام یافتن آن بدانگونه که ما مشاهده می کنیم مظخر یک حکمت عالیه است تکامل در حقیقت چیزی جز یکی از مراحل آفرینش نیست.
علی رغم انفجار نظریات تعصب آمیز متدینان و مادیگرایان افراطی که تعصب حتی باوجدانترین آنها را نیز به اشتباه می اندازد اعتقاد داشتن به تکامل مخالف با ضروریات دین نیست بلکه عکس آن است چگونه ممکن است تکامل را مطالعه کرد و به خدا ایمان نیاورد؟
از زمان اوگوستین قدیس که در قرن چهارم می زیست تا امروز عده ی زیادی از دانشمندان که قائل به خلقت بودند خلفت مستقیم را قبول نداشتند بلکه ایشان معتقد بودند خلقت با تکامل انجام می گیرد برای این گروه (که من خود را از آنها می دانم)تکامل اهمیت دینی فراوانی دارد و هر فرد با وجدان و بی تعصب را مستقیما به سمت خدا راهنمایی می کند.
باز هم تکرار می کنم:اگر کسی با فکری روشت علوم را مطالعه و تحصیل کند لزوم وجود آفریدگار را باور خواهد کرد.
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٦