خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره تناسب استخوان ها و دستگاه تولید مثل

 تصویر زیر متعلق به سیستم تولید مثل بانوان است،هماطنور که میبینید همه چیز سرجای خود قرار دارد رحم،استخوان ها و ....

 

 تصویر دوم نیز متعلق به آناتومی استخوان لگن است که رحم و جنین در داخل آن قرار میگیرد.

حال تصور کنید چهارچوب استخوان ها به شکلی قرار گرفته بود که دیواره رحم در هنگام بارداری کمی کوچکتر بود،همه جنین ها و یا مادر می بردند،زیرا با رشد جنین استخوان ها دیواره رحم را پاره می کردند و جنین سوراخ می شد.

نکته جالب این مساله این است که شکل صحیح استخوان بندی و مکان رحم نقطه حد واسط و میانی ندارد،اگر از ابتدای به وجود آمدن جاندارن مخصوصا پستاندارن چهارچوب استخوان ها به شکلی بود که با رحم برخورد میکرد هم اکنون همه پستانداران منقطع النسل شده بودند،و هیچ پستانداری وجود نداشت،حتی در تخم گذاران نیز به این شکل است زیرا زمانی که تخم در شکم مادر است تداخل رحم و تخم ها هم موجب شکستن تخم ها می شد و هم موجب مرگ مادر،حال اگر فرضیه را بر این اساس بگیریم که خدایی وجود نداشته و بر اساس ادعای تکامل گرایان اتئیست همه چیز بر حسب تصادف بوده زمانی باید بوده باشد که حتر در ساده ترین جاندار اندازه رحم در دوران بارداری با چهارچوب استخوان تداخل داشته است،در این صورت هم مادر از بین می رفته است و هم جنین ها و جاندارن قادر به ادامه نسل نبودند.

تصور کنید که استخوان لگن اندکی تنگ تر بود جنین خفه می شد،اگر هم این مساله از ابتدا بصورت متناسب تعبیه نشده بود تنازع نسل از بین می رفت و ما وجود نداشتیم.

موضوع دیگر یکی از زیبایی های آفرینش نیز این مساله است که اندازه رحم یا کیسه در همه جاندارن متناسب با اندازه جنین یا تخم هاست اگر از ابتدا به این شکل نبود فارغ از بحث بالا پیرامون استخوان ها جنین شکم مادر را می درید و ماد و جنین کشته می شدند و ادامه نسل نیز قطع می شد و ما نیز وجود نداشتیم،ولی اگر بسیار بزرگتر از اندازه جنین بود به راحتی فضای داخل رحم می توانست بستر مناسبی برای رشد میکروبهایی که هم جنین و هم مادر را از بین می برند باشد،علاوه بر این جنین بسیار پیش از زمان مناسب برای تولد امکان داشت از رحم مادر خارج شود و جان خود را از دست بدهند و ادامه نسل امکان نداشته باشد.

در مردها نیز به این شکل است کافی است تصور کنید در یک مسیر تکاملی کور تصادفی استخوان ها به سمت کیسه های اسپرمساز و دستگاه تناسلی مردها حرکت می کردند هم اکنون همه جانداران منقطع النسل می شدند.

تکاملگرایی اتئیستی هیچ پاسخی نمی تواند برای دو مورد بالا در باره  تناسب اندازه بدن مادر و جنین و استخوان بندی صحیح جانداران داشته باشد،زیرا اگر تکامل یافته باشد در مراحلی باید یک جا می لنگید و در نتیجه با لنگیدن جاندار و همه نسل هایش از بین می رفت،ولی ما وجود داریم،در نتیجه اسم این آفرینش و طراحی است نه تکامل کور و انتخاب طبیعی زیرا انتخاب طبیعی در زاد و لد زمانی برای اصلاح ندارد،صرف زمان می تواند نسل هایی را که امروز روی زمین هستند را نابود کند.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٦

بحث خداشناسی در باره کبد

کبد بزرگترین غده بدن است که کاربردهای مختلفی دارد که یکی از مهم ترین آنها سم زدایی است و بعنوان تصفیه خانه بدن در برابر سموم عمل می کند،علاوه بر آن کبد نقش تجزیه و ذخیره گلیکوژن و چربی ها و پروتئین را بر عهده دارد.کبد بعناون تصفیه خانه بدن آمونیاک را به اوره تبدیل می کند،در صورتی که کبد وجود نداشته باشد فرد تا ۲۴ ساعت جان خود را از دست می دهد.

نکته جالب در باره کبد این است که این تصفیه خانه بصورت طبیعی از ابتدا بروی بدن انسان و جانداران وجود داشته است،در حالی که بشر تصفیه خانه های آب را نزدیک به صد سال است دایر کرده است،حال نکته جالب این است که باید برسی شود که در حالی که تصفیه خانه های ساخت بشر را هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که در اثر انتخاب طبیعی چون جاندارن به آنها نیاز داشته اند پدید آمده باشد،حال باور این مساله که کبد که از میلیون ها سال قبل بروی بدن جانداران وجود داشته بشد حاصل تصادف باشد،کمی دور از ذهن است.

موضوع دوم این است که کبد به دلیل خاصیت سم زدایی باید از ابتدا بروی بدن تبیه شده بود زیرا همانطور که اشاره شد اگر از ابتدا وجود نداشت بدن خاصیت سم زدایی نداشت و همه جانداران در کوتاه مدت از بین می رفتند و در فاصله ای که انتخاب طبیعی به آن شکل داده باشد نسل همه جانداران به دلیل مسمومیت از بین رفته بود.

حال نکته جالب دیگر این است که کبد نیز همانند همه اعضای بدن در حالت عادی تنظیم شده است،اگر کبد دچار کم کاری باشد،دوباره بخش اعظمی از سموم جذب بدن می شود و فرد از بین می رود و علاوه بر آن بدن مقدار کمتری گلیکوژن و پروتئین ذخیره می کند که دچار مشکل می شود،اگر هم دچار پرکاری بود همه جانداران دچار بیماری مهلک کبد چرب می شدند که می تواند کشنده باشد و ادامه نسل را دچار مشکل کند،حال باید به این مساله نیز اندیشید که آیا انتخاب طبیعی می تواند بطور کور و تصادفی بدون داده های قبلی بعنوان یک پیچ تنظیم کننده عمل بکند،کمی دور از ذهن است زیرا آن میلیون ها سالی که این فرآیند طول می کشد تا بطور تصادفی این مقدار تنظیم شود جاندار و نسلش از بین رفته است،درست مثل یک تصفیه خانه یک شهر که اهالی آن باید میلیون ها سال صبر کنند تا تصفیه خانه بتواند تصفیه مقدار سموم آب را به گونه ای تنظیم کند که به آنها آسیبی نرسد.

بدون تردید وجود کبد یکی از قدرتمند ترین دلایل برای اثبات آفرینش پروردگار است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۳