خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

آیا خدا می تواند سنگ بزرگتری یا موجود قوی تری از خود بیافریند؟

آیا خدا می تواند سنگی را بیافریند که خودش نتواند آن را حمل کند؟آیا موجودی قدرتمند تر از خودش را می تواند بیافریند؟آیا می تواند مساله ای بیافریند که خود قادر به حل آن نباشد؟اگر نمی تواند خدا نیست اگر هم می تواند باز قادر به انجام آن کار نبوده و خدا نیست!

سفسطه بالا و سفسطه های گوناگون دیگر از این قبیل در محیط های مجازی بسیار به چشم می خورند و اسم اصلی این سفسطه پارادوکس قدرت مطلق است ولی هرچند خنده دار ولی در ذهن برخی از افراد شبهه های مختلفی ایجاد می کند به همین خاطر در این مطلب سعی در پاسخ این گونه سفسطه ها با توجه به ماهیت چندگانه جهان خواهیم بود.

در مورد سفسطه بلند کردن سنگ این سفسطه مربوط به تعدادی از ادیان می شود که به خدا بعد فیزیکی می داهند در حالی که خدا ماهیت فیزیکی ندارد و بی شک ماهیت خدا برای ما شناخته نشده باقی خواهد ماند پس باید این سفسطه را به انسان نسبت بدهیم در مورد انسان انسان می تواند با جوشکاری اجسام فلزی سنگین که خود قادر به حمل آن نیست بیافریند و با استفاده از جرثقیل آن را حمل کند.حال اگر این سفسطه را به خدا تامیم دهیم خداوند می تواند سنگی را بیافریند که نمودی از خدا بصورت فیزیکی که به شکل یک انسان است نتواند آن را بلند کند ولی جلوه دیگری از خدا که مثلا بصورت انرژی است علاوه بر حمل آن سنگ را خرد و خمیر نماید وقتی برای خدا می توان ماهیتی قائل شد می تواند بصورت ماهیت های مختلف جلوه کند که یک جا سنگ را بلند نکند و یک جا هم بتواند بکند همه این جهان حتی انسان نیز نمودی از خدا است و انسان نمی تواند ولی خدا می تواند دست به این کار بزند.

در مورد سفسطه مساله ریاض هم نظریاتی وجود دارند که در جهان های موازی ممکن است قوانین فیزیکی و ریاضی تفاوت داشته باشند مثلا 2+2=5 باشد یا E=MC3 باشد این رخداد در جهان ما هم می تواند رخ بدهد مثلا دو زوج با هم ازدواج کنند و صاحب بچه بشوند در این صورت 1+1=3 می شود حال یک مساله را به دو جهان فیزیکی مختلفی می بریم که در یکی یک قانون ریاضی حاکم است و در دیگری قانون ریاضی دیگری حاکم است حال اگر دو جواب یک مساله را در دوجهان ببریم یک مساله دارای دو جواب است که در یک جهان صدق می نماید و در جهان دیگر غلط است این حالت دوگانه می تواند جوابی برای این سفسطه باشد مثلا در یک جهان فیزیکی خداوند جوابی را بدست آورده که در آن جهان درست است ولی در جهان دیگر غلط است و برعکس یعنی جواب هم درست است و هم غلط یعنی خداوند سوالی خلق کرده که هم جواب دارد هم جواب ندارد!

حال به برسی سفسطه موجود می پردازیم ماهیت قوی و ضعیف تنها در جهان فیزیکی می تواند معنی داشته باشد و نمی توان به خدا تامین داد ولی در جهان فیزیکی نیز مفهوم قوی و ضعیف یک مفهوم بی معنی باشد یک موجود ضعیف می تواند در عین ضعف بسیار قوی باشد و یک موجود قوی نقاط ضعفی داشته باشد که بلافاصله توسط یک موجود ضعیف ساقط شود حال این مفهوم را به خدا تامین دهیم خداوند می تواند سنگی درست کند که خودش نتواند بلندش کند ولی به وسیله یک سنگ دیگر یا قسمتی از نیروی خودش بطور غیر مستقیم سنگ را بلند نماید ولی خودش که ماهیت فیزیکی ندارد بلندش نکند.

در مجموع همه این سفسطه ها مربوط به حالت فیزیکی انسان هاست و تامین دادن آن به خدا با توجه به ماهیت غیر فیزیکی و چندگانه خدا یک نوع سفسطه است در مجموع خداوند برای خودش و یک شی می تواند هزاران حالت ایجاد کند که در یک حالت این عمل قابل اجرا باشد در حالت دیگر قابل اجرا نباشد.علاوه بر آن جهان بر اساس قوانین و نظم بنا شده است و اجرای این نوع سفسطه ها مسلزم بر هم زدن نظم جهان است مانند اینکه بگوییم آیا شخصی می تواند بمبی بسازد که خودش و خانواده اش را نابود کند اگر توانست نابود شد اگر نتوانست جرات این کار را نداشته وقتی انسان عاقلی دست به این کار نمی زند چه دلیل دارد که عقل کل آفریننده جهان هستی بخاطر حل پارادکس دست به این اعمال بزند.

رامین فخاری

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦