خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره الکتریسیته بدن جانداران

همه سلول های بدن ما قادر به تولید الکتریسیته هستند و این الکتریسیته تولیدی را از طریق نورون هایی که سلول ها را به هم مرتبط می سازد و در تصویر هم مشاهده می کنید به سلول های دیگر مرتبط می کند البته قابل ذکر است که الکتریسیته تولیدی بدن ما بسیار ضعیف تر از جریان برقی است که در خانه ها و یا در صنعت بکار می بریم،الکتریسیته بدن ما نقش مهمی در انتقال پیام های عصبی از سلول ها به نرون ها و از نرون ها به مغز دارند،در قلب ما نیز الکتریسیته نقش مهمی دارند و تپش قلب را تنظیم می کند برای اطلاعات بیشتر به این پیوند مراجعه کنید

می خواهیم جنبه آفرینشی وجود الکتریسیته را برسی کنیم؛
اگر قوانین فیزیکی جهان ما به گونه ای بود که نیروی الکتریسیته در آن وجود نداشته باشد،هیچ موجود هوشمند و حتی هیچ موجود پر سلولی قادر به وجود آمدن نبود زیرا ارتباطی میان مغز و بین سلول ها وجود نداشت و حیات در مرحله تک سلولی به بعد نمی توانست تکامل پیدا بکند زیرا ارتباط بین سلول ها از دست می رفت.علاوه بر این ممکن بود در صورت عدم وجود آفریدگار قوانین فیزیکی جهان بطور تصادفی به گونه ای باشد که سراسر جهان بطور افسار گسیخته ای نیروی الکتریکی تولید بکند،در این صورت هیچ جا حیات قابل شکل گیری نبود،نکته جالب این است که مناطق اطراف سیاهچاله ها بطور افسار گسیخته ای نیروی الکتریکی تولید می کنند.
حال باید حالتی را برسی کنیم که بر فرض تصادف آفریدگاری وجود نداشت ولی الکتریسیته بطور تصادفی در قوانین فیزیکی جهان ما تعبیه شده بود؛
در تمام مراحل تکامل بدن جاندارن تا زمانی که انتخاب طبیعی بتواند به سمتی برود که مقدار الکتریسیته بدن جانداران را تنظیم کند ممکن بود مقدار الکتریسیته تولیدی بدن بسیار کمتر یا بسیار بیشتر از مقدار مورد نیاز باشد،که بدیهی است در صورتی که الکتریسیته تولیدی سلول های بدن کمتر از مقدار مورد نیاز باشد،جاندار به دلیل عدم ارتباط سلول ها با مغز به کما می رفت و از بین می رفت،و اگر این مقدار بیشتر از مقداری مورد نیاز بود منجر به اختلالات عصبی و از بین رفتن سیستم عصبی و مرگ جاندار میشد،در هر دوحالت در صورتی که مقدار الکتریسیته بدن نسبت به مقدار نیاز جاندار بیشتر یا کمتر بود جاندار می مرد.
دانشمندان اتئیست اسم این مساله را انتخاب طبیعی می گذارند،ولی جالب این است که برای تنظیم هر مقدار ولتاژ حتی کمترین میزان ولتاژ یک مهندس برق مورد نیاز است تا دستگاهایی را در این باره درست بکند یا خودش دستی این کار را بکند،حال اگر مساله مبهمی به اسم انتخاب طبیعی که خود دانشمندان هم تعریف درستی برای آن ندارند می توانسته است در مرحله به مرحله تکامل این مقدار را در فواصل زمانی مناسب نسبت به بدن جاندار زیاد و کم کنده یا کار آفریدگاری بوده است که این مساله را مرحله به مرحله مهندسی کرده است بر عهده خود خواننده تارنما است.
یک جنبه دیگر از وجود آفریدگار در این مساله این است
حتی در صورت وجود الکتریسیته و امکان تولید تصادفی و تنظیم آن در بدن جانداران احتمال بود سلول های اولیه نارسانا باشند،و نیروی الکتریکی را از خود عبور ندهند،و یا حتی در طول زمان در طی فرآیند های تکامل تصادفی بدن جانداران خاصیت رسانایی خود را از دست می داد،در این صورت نیز وجود مغز و سلول های عصبی و قلب معنی نداشت و با از دست دادن این خاصیت جانداران از بین می رفتند،ولی نکته جالب این است که در صورت وجود تکامل نیز آفریدگاری مرحله به مرحله بدن جاندارن را بگونه ای تنظیم کرده است که خاصیت رسانایی خود را از دست ندهد و رسانا باقی بماند
حال همه موارد بالا را در احتمالات ضرب کنید تا احتمال تصادفی بودن ما یا عدم وجود آفریدگار را محاسبه کنید.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٧