خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره هرمون پروستاگلاندین و انقباض رحم هنگام زایمان

همانطور که می دانید انسان و همه جانداران عمدتا به روش زایمان طبیعی کودکان خود را به دنیا می آورند،و سزارین تنها مختص انسان است و از قرن ها قبل بصورت بسیار محدود در برخی از نقاط زمین انجام می شده است،و در دو قرن اخیر رایج شده است،ولی اکثر زایمان ها هم اکنون نیز به روش طبیعی انجام می شود.

اما در هنگام زایمان یک اتفاق عجیب می افتد؛

یک واسطه شیمیایی بنام پروستاگلاندین،باعث می شود که رحم دچار انقباض غیر عادی شود،در نتیجه جنین بتواند،از دیواره رحم عبود کند و متولد شود.

تصور کنید تنها این واسطه شیمیایی وجود نداشت،هیچ جانداری امکان زایمان را نداشت،در نتیجه همه جانداران منقطع النسل می شدند،و یا هنگام زایمان به دلیل تنگی رحم جنین دچار آسیب می شد.

  • حال اتئیست ها و تکامل گرایان اتئیست باید در باره این مساله پاسخگو باشند،در یک جهان تصادفی که این واسطه شیمیایی نیز باید مانند سایر هرمون ها و اعضای بدن مرحله به مرحله پدید می آمد،و از ابتدا وجود نداشت،پستاندارانی که به تازگی از خزندگان تخم گذار تکامل پیدا کرده بودند و به روش زایمان بجای تحم ریزی تولید مثل می کردند،زمانی که این هرمون وجود نداشت و یا مثلا بدلیل متکامل نبودن،در زمانی به غیر از زمان زایمان مثلا زودتر یا دیرتر تولید مثل می کردند و یا مثلا بیشتر و مخصوصا کمتر این واسطه شیمیایی ترشح می کرد و باعث انقباض کمتر می شد چگونه جانداران قادر به زایمان صحیح و ادامه نسل بوده اند؟

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.  

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٥

بحث خداشناسی درباره تقلید زیستی از اسب دریایی

دانشمندان و طراحان ربات ها همواره به دنبال طراحی ربات هایی هستند،که دارای ساختار محکم و انعطاف پذیر باشند که هم دارای استحکام بیشتری باشند و هم بتوانند به راحتی حرکت کنند،ولی جانداری در طبیعت تمامی این خواسته دانشمندان را در خود دارد.

اسب دریایی از صفحات استخوانی مربع شکلی که ستون فقرات تا دم جاندار را احاطه کرده است،تشکیل شده است و این قابلیت باعث می شود تا جندار به راحتی به اطراف خم شود و حرکت کند.دانشمندان با الهام از این جاندار به توسعه برنامه های رباتیک،و نظامی پرداخته اند.ساختار های مربعی شکل که به دور یک سیلندر جمع شده است باعث می شود تا جاندار بدون شکنندگی خم شود.

انسان که برای ساخت یک ربات دست به تقلید زیستی از جانداری که تنه1.5 تا 35 سانتی متر اندازه دارد می زند،و بیشتر موارد ساخته شده بدست بشر از جمله هواپیما و ... از روی تقلید زیستی ساخته شده است،چگونه می تواند ادعا کند که طبیعت به این جانداران از جمله اسب دریایی که بهتر از ربات های ساخته شده به دست بشر کار می کند،بطور خود به خودی و بدون الگوی قبلی شکل داده است؟

فرض کنید که یک تکامل تصادفی بدون آفریدگار به اسب دریایی شکل داده است،زمانی که انتخاب طبیعی به صفحات مربعی شکل شکل نداده بود،با توجه به جثه کوچک اسب دریایی و حرکات تند باله ها و دم جاندار که آن را بروی آب نگه می دارد چگونه بدن جاندار در برابر فشار آب متلاشی نشده بود.

اگر این مساله قابل پذیرش باشد که پیچ و مهره های یک ربات در یک محیط دریایی شناور باشند،و به وسیله امواج بطور صحیح در کنار هم قرار گرفته باشند،پدید آمدن تصادفی اسب دریایی که علاوه بر ربات های ما قادر به تولید مثل است قابل پذیرش است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٢

بحث خداشناسی درباره فرمون و چرا همجنس گرایی طبیعی نیست؟

فرمون های پیام ها و یا سیگنالهای شیمیایی هستند،که بین اعضای یک گونه جانوری به همدیگر مخابره می شود و باعث می شود و با تاثیر گذاری بروی مغز جاندارت،تا گونه ها نسبت به هم پاسخ بدهند.فرمون ها برخلاف هرمون ها که داخل بدن اثر می کنند فرمون ها در بیرون از بدن اثر گذاری دارند.

فرمون ها در حشرات،و پستانداران برای نشانه گذاری جذب جنس مخالف و تعین قلمرو و هشدار ... به کار می رود.مثلا فرمون ها در حشرات نقش عمده در تولید مثل،دارند و یک حشره از فرمون برای تولید مثل و هشدار و تعین قلمرو استفاده می کند،سگ ها با فرمون های موجود در ادرار خود برای تعین قلمرو استفاده می کنند.

در انسانها نیز فرمون ها تاثیرات بسیار زیادی دارد،مثلا اگر دو مادر و دختر در معرض هم باشند،فرمون ها باعث می شوند تا چرخه قاعدگی آنها در یک زمان باشد.در یک مطالعه توسط محققان سوئدی مشخص شد که در انسان زنان از فرمون ها برای جذب جنس مخالف خود استفاده می کنند،ودر مردان نیز به همین شکل است و میزان فرمون در عرق مردان ده برابر زنان است[1]در یک تحقیق در سال 2005 نیز مشخص شد که بوی برخواسته از فرمون زنان با فرمون مردان که از عرق آنها ترشح می شود نیز متفاوت است،و نوزدان با استفاده از بوی و فرمونی که از سینه مادران ترشح می شود به طرف سینه مادر می روند[2]در یک مطالعه در کارولینای شمالی مشخص شد که حساسیت زنان در زمان تخمک گذاری به فرمون مردانه هنگام رابطه جنسی شش برابر بیشتر از زمان زمان قاعدگی است.[3]در یک آزمایش در باره فرمون 81 درصد از مردن،و 69 درصد زنان با بو کردن تی شرت،موفق شدند که جنس مخالف خود را به درستی شناسایی بکنند.[3]

در انسانها موهای ناحیه تناسلی و بدن برای گسترش بوی شیمایی فرمون ها تاثیر گذار است و همچنین از تبخیر بیش از حد نیز جلوگیری می نماید،همچنین مشخص شده است که مردانی که در معرض جنس مخالف هستند فرمون های زنانه تاثیر مثبت در خلق و خوی آنها دارند.[4]در یک مطالعه در ژولیه 2008 مشخص شد که فرمون در تشخص زنان و مردان ناآشنا و ایجاد رابطه جنسی بین آنها نقش مهمی را دارد.[5]

در یک مطالعه در 2005 نشان داده شد که مردان همجنس گرا فرمون های مردان دگرجنس گرا را به مردان همجنس گرا ترجیح می دهند و همچنین میزان واکنش فرمون های مردانه به زنانه بسیار بیشتر از فرمون های مردان به جنس خود و یا زنان به جنس خود است [6]همچنین مشخص شد که مردان همجنس گرا نیز به فرمون های جنس مخالف خود را به مقدار قابل توجهی بیشتر از جنس موافق خود ترجیح می دهند.[7]

 حال برسی چندین مساله درباره هرمون ضروری است:

 1-همانطور که در پاراگراف آخر اشاره شد،حتی واکنش مردان همجنس گرا،به مردانی که در تماس با فرمون زنانه بوده اند و یا فرمون زنانه بسیار بیشتر است،افرادی که ادعا می کنند که همجنس گرایی یک مساله طبیعی است باید به این مساله پاسخگو باشند که اگر همجنس گرایی یک مساله طبیعی است چرا حتی میزان واکنش مردان همجنس گرا هم به فرمون های زنانه بیشتر از فرمون های مردانه است؟

2-بر اساس ادعای تکامل گرهای اتئیست بدن جاندارن در طی مدت زمان چند میلیون ساله و به تدریج تکمیل شده است،حال باید تکامل گرایان اتئیست درباره این مساله پاسخگو باشند که زمانی که ساختاری بنام فرمون در بدن حشرات،شکل نگرفته بود حشرات که معمولا سیستم بینایی آنها متفاوت است،و تعدادی از آنها مانند زنبور با پژواک سازی محیط اطراف خود را حس می کنند،چگونه زمانی که دارای فرمون نبوده اند قادر به یافتن و جذب و تولید مثل با جنس خود بوده اند؟

3-زمانی که این ساختار در پستاندارن که به فرزند خود شیر می دهند،شکل نگرفته بود(صرف نظر از نقشی که فرمون در جذب دو جنس مخالف و یافتن مکان آنها در طبیعت دارد)چگونه نوزاد جانداران به طرف سینه جنس ماده جذب می شدند و شیر می خوردند در حالی که اگر این قابلیت از ابتدا در غدد شیری جنس ماده وجود نداشت،هیچ جاندار تازه متولد شده ای نمی دانست که چگونه و از کجا باید نیاز های غذایی خود را تامین کند،در نتیجه همه کودکان تازه متولد شده می میردند و هم اکنون هیچ جاندار زنده ای وجود نداشت.

4-چه ساز و کاری می تواند،تکامل و تاثیر گذاری فرمون ها در دو جنس مخالف که دارای یک بدن یک سان نیستند،بعد از پنجاه تا هفتاد سال می میرند را توضیح بدهد،مثلا اگر آفرینش بطور تصادفی بود؛ممکن بود حتی اگر پیام های شیمیایی در جنس ماده و یا نر شکل بگیرد،ساختارهایی که در مغز جنس مخالف این فرمون ها را جذب و به آن پاسخ می دهد شکل نگیرد،در نتیجه نسل بسیاری از جانداران تا کنون منقرض شده بود.

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.  

-----------

[1]What are pheromones? Do humans have pheromones? 

[2]The Truth About Pheromones  

[3]Pheromones in Humans: Myth or Reality?  

[4]Pheromones in sex and reproduction: Do they have a role in humans? 

[5][6]Human Pheromones  

[7]Sexual Pheromones: Myth or Reality?

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٦

بحث خداشناسی در باره اسید معده

همانطور که می دانید در درون معده ما و پستانداران ماده ای بنام اسید معده وجود دارد،اسید معده در هضم شیمیایی غذا به معده کمک می کند که این اسید دارای مقدار ثابتی است،که اگر مقدار آن بیشتر از مقدار نرمال باشد منجر به زخم معده و آسیب رسیدن به معده می شود و اگر مقدار آن کمتر باشد،غذا بطور کامل هضم نمی شود و برخی از باکتری ها و ویروس های آن زنده می می مانند و به بدن آسیب می رسانند.حال چندین نکته مبهم در باره اسید معده وجود دارد که اتئیست ها باید درباره آن پاسخگوی باشند.



بر طبق ادعاهای اتئیست ها بدن انسان در اثر زمان،تکامل یافته و به مرور تکمیل شده است،پس در نتیجه ساختار بدن و معده انسان و میمون ها و سایر پستاندارن ناقص بوده است.

1-زمانی که انتخاب طبیعی بصورت کامل به معده شکل نداده بود،در یک حالت مثلا ممکن بود مقدار اسید معده بیشتر از مقدار عادی در جاندارن بوده باشد،در این حالت همه جاندارن باید به زخم معده دچار می شدند و پوشش دیواره بخشهایی از معده آنها عملا از بین می رفت،در نتیجه بسیاری از جاندران قبل از بلوغ و تولید مثل می مردند،و هیچ جانداری بروی زمین نبود.

2-در صورتی که ترشحات اسید معده از ابتدا بسیار کمتر بوده باشد،در نتیجه بسیاری از جانداران نمی توانستند عمل هضم شیمیایی را انجام دهند،و بهره وری معده آنها دهها برابر کمتر می شد در نتیجه جانداران تا زمانی که انتخاب طبیعی در طی یک فرآیند چند میلیون ساله بدن آنها را با محیط هماهنگ کند،بدلیل سستی و ضعف توسط محیط از بین می رفتند.

3-اگر فرض کنیم که اسید معده،از ابتدا به مقدار کافی تولید شده بود،ولی جدار دیواره معده اندکی نازک تر بوده باشد و یا در مراحلی انتخاب طبیعی قادر نباشد آن را به مرحله ای برساند که خود را ترمیم نماید،دوباره توسط اسید معده نابود می شد و عملا همه جانداران از بین می رفتند.

4-فرضیه چهارم معده و مخاط آن از ابتدا بزرگ و ذخیم بوده باشند،این حالت بطور کلی از دیدگاه تکاملی و غیر تکاملی مردود است که معده و مخاط آن از ابتدا بزرگ باشند، در این صورت نیز جداره معده قادر به جذب و عبور دادن همه مواد غذایی هضم شده از خود نخواهد بود.
همانطور که مشاهده می کنید در هر چهار حالت در بدن انسان و جاندارن،اگر در هر مرحله ای که به تعبیر اتئیست ها انتخاب طبیعی نتوانسته باشد،به معده انسان و جانداران شکل دهد یک نقص ساده نیز می تواند منجر به فلج شدن کامل سیستم هضم و جذب غذا در نتیجه از بین رفتن جاندران شود،حتی اگر بدن جاندارن در طی تکامل پدید آمده باشد نیز انتخاب طبیعی کور نمی توانسته در بازه چند میلیون ساله که جاندار ممکن بود از نقص ناشی شده از بین برود ایرادات بدن جاندران را بر طرف نماید و در هر مرحله و هر جاندار توسط یک آفریدگار میزان اسید معده معده و ذخامت دیواره آن با توجه به بدن جاندار تنظیم شده است،مثلا اگر در یک جاندار معده و سوخت و ساز آن با توجه به جثه جاندار بیشتر بود،دمای بدن جاندار بطور غیر عادی بالا می رفت و نابود می شد و یا اگر کوجکتر بود،و جثه جاندار بزرگ بود مواد غذایی به همه بدن جاندار نمی رسید و در قسمت هایی بدن دچار عفونت و خشک شدن می شد و جاندار از بین می رفت و هم اکنون هیچ اثری از موجودات زنده روی زمین نبود.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٥

بحث خداشناسی در باره پراکندگی در بیگ بنگ

در چند لحظه بعد از انفجار بزرگ،ذرات پدید آمده در جهان پراکنده شدند،ولی این پراکندگی بصورت کامل انجام نگرفت و ذرات بطور کامل در فضا پراکنده نشدند،در نتیجه جهان ما پدید آمد.[1]

تصور کنید اگر انرژی بیگ بنگ مقداری بیشتر بود،ذرات تشکیل نمی شدند و یا پراکندگی آنها بصورت کامل انجام می شد،در نتیجه ذرات با سرعت هرچه بیشتر در فضا پخش می شدند و حتی گرانش نیز نمی توانست،آنها را در کنار هم نگه دارد در نتیجه هم اکنون ما نیز وجود نداشتیم.

ولی در این مرحله از آفرینش یک نقص منجر به پدید آمدن جهان هستی شد،در نتیجه می توان به این نتیجه رسید که همیشه نقص لزوما بد نیست.

دانشمندان اتئیست در پاسخ به مراحل ابتدایی به وجود آمدن جهان به فرضیه جهان های موازی متوصل می شوند،که این فرضیه هنوز اثبات نشده و در هاله ای از ابهام قرار دارد،حتی در صورت اثبات شدن هم این مساله نظم جهان ما در مراحل اولیه آفرینش را نقص نمی کند.

این مساله مهم است که ما وجود داریم در حالی که می توانستیم وجود نداشته باشیم،حتی اگر در بین میلیاردها احتمال در یک جهان موازی همه مراحل درست پیش رفته باشد،ما یکی از بین بی نهایت احتمالات هستیم و وجودما شبیه به یک معجزه است.

مثلا در این مورد اگر اندگی گرانش کمتر یابیشتر بود،یا ذرات بطور کامل در فضا پراکنده می شدند ما وجود نداشتیم ولی از بین میلیاردها احتمال که پازل جهان هستی را تشکیل می دهند همه موارد از جمله میزان گرانش که شدید تر یا ضعیف تر نباشد و یا میزان پراکندگی که کامل نباشد،بصورت صحیح توسط آفریدگار در کنار هم قرار داده شده است و ما اکنون وجود داریم.

بدون تردید اگر جهان خالقی نداشت،حتی در بین میلیاردها احتمال نیز یک جای کار می لنگید،در نتیجه جهان بصورت امروز تشکیل نمی شد،تشبیه اتئیست ها شبیه به این مساله است که در یک کارخانه مونتاژ قطعات که قطعات را بصورت جهان های موازی می بینیم،بدون حضور سازنده و مهندس همه قطعات بصورت ناقص خود به خودی تشکیل شده باشند ولی یکی از دستگاهها در اثر تصادف به درستی تشکیل شده باشد،اگر این مساله قابل پذیرش باشد که قطعات صنعتی در کارخانه بدون حضور مهندس ناظر خود به خودی حتی بصورت چیده شدن اشتباهی تشکیل شود،پذیرش عدم حضور ناظر کیهانی نیز قابل قبول است.

حال با توجه به همان نظریه جهان های موازی که هاوکینگ و بقیه اتئیست ها در مورد نظم جهان در هنگام آفرینش به آن استناد می کنند،گفته می شود که خواص این جهان های موازی با هم تفاوت دارد،در نتیجه قطعات تولید شده در این کارخانه نیز باهم متفاوت است،پس برای تولید هر قطعه مهندسین باید ولتاژ خاصی را اعمال بکنند،در نتیجه برای تولید قطعه جهان ما که تا کنون به درستی کار کرده است،نیز ولتاژ خاص و مخصوص آن اعمال شده است،در نتیجه با این فرضیه نظریه جهان های موازی نمی تواند نقض کننده وجود آفریدگار باشد زیرا هر جهان موازی منحصر به فرد است و باید به گونه ای خاص آفریده شده باشد،و ولتاژ جهان ما نیز با توجه به نوع آن ناقص اعمال شده است که کل سامانه نسوزد.

----------

[1]نقص یک موضوع رایج در کیهان شناسی است،فیزیکدان معروف استیون هاوکینگ گفته بود جهان ناقص از اولین لحظات از خودش به وجود آمد،بدون یک پراکندگی ناقص مواد در بیگ بنگ،گرانش نمی توانست اتم ها را کنار هم ایجاد کند و کهکشان ها و ستاره ها را به وجود آورد.منبع

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٠

بحث خداشناسی،در باره تخم مرغ و تخم جاندارن

همانطور که می دانید،پرندگان از جمله مرغ و خزندگان و حشرات و دایناسورها از طریق تخم گذاشتن فرزندان خود را به دنیا می آوردند،ولی تخم جانداران،به سادگی که ما تصور می کنیم نیست.

خداوند متعال تمام اجزایی که یک جاندار برای تولد و به دنیا آمدن به آن نیازمند است را در آن تعبیه کرده است.حال این مساله شاید مورد سوال باشد که چرا همه جانداران به شیوه زایمان خلق نشده اند؛در پاسخ باید گفت که فیزیولوژی بدن همه جانداران،با این روش سازگار نیست،مثلا در مورد بعضی از جانداران و یا جنین جانداران،می توان به این مساله اشاره کرد که بدن یک مرغ توانایی نگه داری چند جوجه و خارج کردن آنها را ندارد.یا مثلا فیزیولوژی بدن دایناسور ها و خزندگان بعلت شرایط محیطی آنها و نوع حرکت آنها توانایی سالم نگه داشتن جنین و یا زایمان طبیعی را ندارد.و یا مثلا بدن لاک پشت که هر بار دهها تخم می گذارد توانایی،زایمان طبیعی را ندارد،و اگر با مقیاس وسیع نیز تولید مثل نکند منقرض می شود.

حال به مساله تخم بر می گردیم،در بالا اشاره شد که یک تخم همه اجزا لاز را برای تولید مثل در خود دارد،یکی از این اجزا پوسته است،که تخم را در برابر محیط محافظت می کند،که نقش حیاتی در حفاظت از جنین دارد،اگر پوسته نبود،جنین و اندوخته غذلیی اش بلافاصله بعد از خروج از شکم مادر،متراکم و نابود می شد.

دومین جز مهم نیز اندوخته غذایی تخم است که جنین از آن تغذیه می نماید.
اساس تکامل و داروینیسم بر این پایه است که همه طبیعت جز به جز و بر طبق زمان،در اثر انتخاب طبیعی شکل گرفته است،که انتخاب طبیعی نیز بر اساس نیازها به طبیعت شکل می دهد.

اتئیست ها به این سوالات پاسخگو باشند که اگر تخم نیز مانند تمام اجزا طبیعت مرحله به مرحله و تصادفی شکل گرفته است،زمانی که تخم ناقص بود،مثلا پوسته نداشت،یا پوسته اندکی نازک تر بود و به محض برخورد با زمین ترک بر می داشت،و یا بعلت اینکه ذخیره و اندوخته غذایی جنین کمتر بود و یا وجود نداشت و همه جنین ها می مردند،چرا هم اکنون نسل همه پرندگان و خزندگان منقرض نشده است؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۸

بحث خداشناسی:اول مرغ بود یا تخم مرغ؟

همانطور که می دانید،بحثی که ذهن بسیاری از افراد را در طول زمانها و دوره های مختلف مطرح می کند این است که اول مرغ بود و یا تخم مرغ؟و افراد بسیاری پاسخ هایی را برای این پرسش مطرح کرده اند،در پاسخ باید گفت که اصلا اهمیتی ندارد که اول مرغ بود یا تخم مرغ ولی باید به این مساله توجه کرد که:

چه اول مرغ بوده باشد و تخم گذاشته باشد،و چه اول تخم مرغ بوده باشد و تبدیل به مرغ شده باشد،اگر زرده و سپیده داخل تخم مرغ،که جنین یا جوجه مرغ و سایر پرندگان لاکپشت،دایناسور، از آن تغذیه می کند از ابتدا توسط خداوند در داخل آن تعبیه نشده بود،تا زمانی که تکامل یا انتخاب طبیعی به آن شکل دهد،میلیون ها سال می گذشت و همه جاندارنی که به این شیوه به وجود می آیند قبل از تولد از گرسنگی می مردند امروز نه مرغی وجود داشت نه تخم مرغی!

اول تنها خدا بود و خدا بود و خدا بود!

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥

مغلطه تکامل تصادفی میوه ها و گیاهان

این نوشتار بر اساس ایده یکی از خوانندگان تارنما تهیه شده است،که نهایت تشکر را از دقت و لطف نظر این فرد می نماییم،چنانکه شما هم ایده یا نوشته قابل پیاده شدنی دارید در قسمت نظرات وبلاگ آن را مطرح نمایید.

بر اساس تئوری تکامل تمامی جانداران از جمله گیاهان و جانوران بر اساس زمان و طی میلیاردها سال تکامل یافته اند،در این پست قصد داریم به برسی چند نکته بپردازیم که تکامل به گیاهان را عملا به بن بست می کشاند.

همانطور که می دانید،تولید مثل گیاهان بعد از لقاح و گرده افشانی،در دانه ها و میوه های آنها صورت می گیرد و در اکثر درختان گیاهان،اندوخته غذایی دانه همانند تخم مرغ در گردو و موز در داخل آن و یا مانند گیلاس و هلو و انبه و خرما در اطراف آن شکل می گیرد و دانه تا مدتی که در محل مناسب قرار گیرد و رویش پیدا بکند از آن تغذیه می نماید.


حال تکامل گرایان اتئیست باید پاسخگوی چندین سوال در این مورد باشند:

  • بر اساس تئوری تکامل بدن جانداران و گیاهان در طول زمان پدید آمد و تکامل یافت،در زمانی که بنا به ادعای تکامل گرایان گیاهان از حالت ابتدایی خود که سرخس ها و خزه ها بودند در حال تکامل به گیاهان پیشرفته تر بودند،می باید سیستم تولید مثل آنها نیز ناقص و در حال تکامل بوده باشد،در طی این فاصله چند میلیون یا میلیارد ساله که سیستم تولید مثل گیاهان در حال تکامل بود،و به طبع ناقص بود،گیاهی که مثلا می توانست به هسته خود شکل بدهد ولی هسته دارای اندوخته غذایی نبود،در نتیجه آن دانه از بین می رفت،گیاهان چگونه قادر به تولید مثل و ادامه حیات بودند؟و آیا تکامل گرایان می توانند اروزه گیاهی را معرفی نمایند که بدون اندوخته غذایی قادر به تکثیر باشد؟
  • سوال دوم-در مدتی که گیاهان مثلا خیار گوجه بادمجان و میوه ها هنوز به اندازه ای تکامل نیافته بودند،که قادر به ذخیره اندوخته و تولید میوه،باشند سایر جانداران از چه چیزی تغذیه می کردند؟و آیا این مساله قابل قبول است که اگر سایر جانداران در آن دوران تنها  از گوشت همدیگر تغذیه می کردند امروز جانداری بروی زمین وجود داشت؟
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥

← صفحه بعد صفحه قبل →