خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره مجاری ادرار جنس نر

همانطور که می دانید مجاری ادرار و مایع جنسی در جنس نر یکی هستند،و از همان مجاری که منی سرازیر می شود ادرار نیز سرازیر می شود،ولی اگر این دو باهم سرازیر می شدند،عملا امکان تولید مثل برای پستانداران وجود نداشت و همه پستانداران منقطع النسل می شدند.زیرا ادرار سلول های اسپرم را از بین می برد و اجازه باردار کردن رحم ماده را نمی دهد.

حال تصور کنید،در صورتی که مغلطه ای بنام انتخاب طبیعی که تکاملگرایان اتئیست ادعا می کنند وجود داشت،باید زمانی وجود داشت که اسپرم و منی باهم سرازیر می شدند زیرا دارای سیکل جداگانه نبودند که اسپرم با تحریک جنسی خارج شود ادرار بطور جداگانه،باید در صورت پذیرفتن انتخاب طبیعی این مرحله وجود داشت،اگر هم وجود داشت به دلیل اینکه اسپرم همراه منی می آمد و تحریک جنسی نقشی نداشت،جانداران عملا توانایی تولید مثل خود را از دست می دادند.در نتیجه ما باید وجود نداشتیم،زیرا حتی با وجود مجرای جداگانه برای تولید و ذخیره منی با ادرار،موقع سرازیر شدن به دلیل نبود نقش تحریک جنسی باهم می آمدند در نتیجه همه جانداران منقطع النسل می شدند.

در داخل همین مجرای تناسلی نیز اگر این دو از هم جدا نبوده اند،ادرار وارد کیسه های اسپرم ساز می شد و علاوه بر بین بردن اسپرمها موجب عفونت می شد،در صورتی که انتخاب طبیعی درست باشد بتون تردید مرحله ای وجود داشته اشت که ادارار به دلیل توسعه نیافته بودن آلت تناسلی می توانسته داخل مجراهای اسپرم ساز شود،تکامل گرایان اتئیست هیچ پاسخ و توجیهی برای آن ندارند.

حال اگر هم این قابلیت از ابتدا بروی آلت تناسلی جنس نر تعبیه شده بود،اسم این مساله انتخاب طبیعی نیست بلکه آفرینش است،که واضح است که مورد اول درست است.چون نمی توان حالت دومی متصور شد.

در صورتی که تکامل گرایان اتئیست هر پاسخی برای این نوشته یا نوشته های دیگر داشته باشند،در قسمت نظرات ارائه کنند تا درج کنیم.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٩

بحث خداشناسی درباره آنزیم های ترشح شده هنگام زایمان

یکی از عظیم ترین جنبه های خلقت خداوند آفرینش جنین و زایمان است که در قرآن کریم نیز بروی این مساله بسیار تاکید شده است،و در وبلاگ معجزات قرآن بطور مفصل به این مساله پرداخته ایم،اما در این پت قصد داریم به بحث زایمان جنین بپردازیم.

۱-یک انسان در حالت عادی می تواند ۴۵ واحد درد را تحمل کند ولی یک بانو هنگام زایمان می تواند ۵۷ واحد درد را تحمل کند.این درد اگر در حالت عادی به بدن وارد شود منجر به شکسته شدن استخوان ها می شود.آتیست ها هیچ توجیهی برای این مساله ندارند.

۲-در هنگام زایمان آنزیم های مختلفی فعال می شود از جمله آنزیم هایی که لیز کننده کلاژن هستند،و غشای جنینی را جدا می کنند.

نکته جالب در باره این آنزیم ها این است،که درست می دانند چه زمانی فعال بشوند،اگر زودتر فعال بشوند جنین جان خود را از دست می دهد و اگر دیرتر فعال بشوند جنین و مادر هر دو جانشان را از دست می دهند،تکامل گرا ها باید به دو مورد ابهام در باره آنزیم های لیز کننده کلاژن پاسخگو باشند:

الف-هر زمان سنجی برای انجام یک فعالیت نیاز به یک مهندس و ساعت ساز دارد،تا به کنون هیچ ساعت و زمان سنجی در اثر تصادف و زمان خود به خودی پدید نیامده است،آیا این زمان سنج که بروی ۹ ماه تنظیم شده است می تواند اثر تصادف باشد؟

ب-در هر جانداری که در ابتدا این سیستم از زایمان وجود داشته باشد از ابتدا آنزیم های لیز کننده کلاژن وجود داشته باشد،زیرا اگر وجود نداشت بنا به مورد بالا جنین قادر به زایمان نبود و یا جنین با زخم و آسب و کج و معوج به دنیا می آمد اگر بر اساس فرضیه انتخاب طبیعی اگر مدت زمانی طول کشیده بود که تنها ساعت خود را با توجه به زمان زایمان طبیعی در جانداران تنظیم کند مثلا چندین نسل نسل همه جاندارن قبل از این زمان به دلیل عدم توانایی در زایمان از بین می رفت.اگر هم که از ابتدا بروی جانداران وجود داشت اسم این مساله آفرینش است نه انتخاب طبیعی.

۳-آنزیمی بنامپروستاگلاندین وجود دارد که منجر به منقبض شدن رحم در هنگام زایمان می شود.

الف-موارد بالا دقیقا در باره این آنزیم نیز صدق می کند.در زمانی که سزارین وجود نداشته است،اگر این آنزیم از ابتدا بروی جانداران وجود نداشت و در طی زمان بر اثر انتخاب طبیعی پدید آمده باشد،هیچ جانداری تا آن دوران قادر به زایمان نبود،در نتیجه مادر و فرزند هر دو می مردند و نسل هیچ جانداری تا زمان اینکه انتخاب طبیعی بتواند عمل کند وجود نداشت،ولی اگر از ابتدا تعبیه شده بوده باشد اسم این فرآیند آفرینش است نه انتخاب طبیعی

ب-سلول کور و طبیعیت کور و آن چیزی که تکامل گراها اسم انتخاب طبیعی را بر آن می گذارند چگونه می دانسته است که اطلاعاتی را باید تعبیه کند که بدن این مدل آنزیم را هنگام زایمان تولید کند،و مواد لازم آن نیز در بدن موجود باشد،آیا بدون اطلاعات و داده قبلی این مساله ممکن است؟


  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٦

بحث خدا شناسی در باره حالت تهوع و ظرفیت دیواره عده

همانطور که می دانید دیواره معده مسئول جذب غذاهایی است که ما دریافت می کنیم،و آن را به سلول های بدن انتقال می دهد،نکته جالب در باره دیواره معده این است که جذب غذا ها با توجه به مقدار مورد نیاز بدن ما انجام می شود،و این مقدار بیشتر یا کمتر نیست،اگر این مقدار بیشتر بود مقدار متابولیسم و سوخت و ساز بدن ما به مقدار قابل توجهی بیشتر بود،و خطرات جدی ایجاد می کرد،زیرا علاوه بر حرارت و سوخت و ساز زیاد تر،و چاقی های مفرط مقدار بیشتر باکتری وارد بدن ما می شد،و در نتیجه یا بدن نمی توانست در برابر آن مقاومت کند یا به باید به مقدار قابل توجهی سیستم امنیتی خود را ارتقا می داد که این مساله نیز نتایج مطلبی نداشت زیرا باعث می شد بدن برخی از موارد ضروری و سلول های خود را پس بزند،حال اگر این مقدار کمتر بود،باعث ضعف و سستی بدن همه جانداران می شد که آنها را تا مرحله نابودی نی توانست به پیش ببرد.

◀پاسخی که به ابهامات این مورد باید اتئیست ها بدهند این است که برای تنظیم کوچکترین چیزی مثلا مقدار الکتریسیته یا صدای تلوزیون یک کنترلر یا پیچ لازم است و یک مهندس طراح که مقدار را از قبل تنظیم کرده باشد آیا انتخاب طبیعی کور که مشخص نیست چه چیزی است خود به تنهایی و بدون طرح می تواند عامل این مساله باشد؟

◀زمانی که این انتخاب طبیعی بطور کامل به دیواره معده حتی ساده ترین جانداران شکل نداده بود،یا در مرحله بعدی آن را تنظیم نکرده بود،چگونه با توجه به دو مورد بالا جاندارن نابود نشدند؟زمانی که جذب و باز جذب نمی توانست انجام شود یا به درستی انجام شود.

نکته بسیار جالب دیگر در باره معده این است که زمانی که مقدار غذا بیش از مقدار ظرفیت آن است و معده توانایی جذب و بازجذب ندارد دچار حالت تهوع می شویم،یا زمانی که احتمال مسمومیت ناشی از غذا وجود دارد نیز معده دچار این حالت معکوس می شود اگر این حالت معکوس وجود نداشت،سلول های دیواره معده دچار ترکیدگی می شدند یا آسیب می دیدند،و در نتیجه همه موجودات دچار زخم معده می شدند.

◀حال جالب است که ساده ترین سیستم اضطراری در مهندسی برای اینکه مثلا در مکانیک دیواره ظرف به دلیل انباشته شدن مایع یا گاز آسیب نبیند و یا قسمتهای دیگر آسیب نبینند و از دیواره خارج نشوند و یا درا لکتریسیته بصورت فیدبک منفی باید از ابتدا دارای طرح و نقشه قبلی و طراح و برنامه نویس بوده باشد تا زمانی که آمپر این مقدار را نشان داد جریان معکوس شود،یا زمانی که انتخاب طبیعی کور که دانشمندان نیز تعریفی برای آن ندارند،به این سیستم شکل نداده بود،معده همه جانداران باید به دلیل زیاده روی با توجه به اینکه همه جانداران و انسان ها دچار این حالت می شوند می ترکید و از بین می رفت؟در نتیجه چرا هنوز نسل جانداران نابود نشده است؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٩

مغلطه شکل دادن در انتخاب طبیعی

همانطور که می دانید،بر اساس ادعای تکامل گراهای اتئیست انتخاب طبیعی به شکل و ظاهر جانداران بر اساس محیط شکل داده است،مثلا در نوعی از ملخ ها آنها را به شکل برگ در آورده است یا به رنگ سبز در آورده است تا با محیط خود در تطابق کامل باشند.

الف-حال بر اساس همین نظریه انتخاب طبیعی اگر محیط به جاندارن شکل دهد وجود پر طاووس که تعدادی زیادی چشم در پشت آن نقاشی شده است چه توجیهی در تطابق و هم شکل بودن با محیط دارد،در حالی که پر طاوس شکل جاندار را در هر محیطی مشخص می کند.

ب-برای اینکه جاندار اطلاعات تطابق رنگ را از محیط دریافت کند و تا به رنگ آن محیط در بیاید،باید از ابتدا ساز و کاری در جاندر وجود داشته باشد یا تعبیه شده باشد که بتواند اطلاعاتی را که نیاز دارد بتواند به وسیله آن با محیط خود در تطابق باشد و به رنگ آن در بیایید،را از محیط بیرون بگیرد و ذخیره سازی کند،برای ذخیره سازی ساده ترین اطلاعات در روی کامپیوتر هزاران کد برنامه نویسی لازم است تا سیستم بتواند اطلاعات را تنها درون خود ذخیره کند،یا دانلود کند، اگر طراح یا مهندس کامپیوتر نبود به هیچ وجه چنین امکانی وجود نداشت،در کامپیوتر سیستم ها شبیه هم هستند،محیط بیرون از بدن و درون آن دو سیستم کاملا در تضاد هستند،آیا از نظر عقلی ممکن است که هم سامانه بدون برنامه نویسی اولیه بتواند اطلاعات را از بیرون بگیرد،بعد به زبان خود ترجمه کند و بعد آن را اجرا کند؟

ج-ممکن است تکامل گراها به مغلطه زمان متوسل بشوند،پاسخ این است که هزاران هزار کد برای این فرآیند لازم است،اگر برای هر کد بدن جاندار تنها یک نسل آزمون و خطا داشته باشد،و جهش سرطان زا رخ ندهد با محاسبات زمانی بسیار طولانی تر را نیاز دارد.

د-اصلا بر فرض محال احتمالات بالا امکان پذیر بود بدن بطور طبیعی و کور بدون حضور یک ذهن هوشمند یا طراح از کجا می دانست که نیاز دارد که این مدل از دیتاها که به او شکل می دهد را از باید از بیرون دریافت کند و نیاز به شکل دادند دارد؟برای اینکه یک خمیر بازی ساده شکل بگیرد باید دست دخالت داشته باشد خمیر بازی که نمی تواند اطلاعات را از محیط بیرون دریافت و خودش به آن شکل بدهد،آیا بدنی که به این اندازه پیچیده شده می تواند؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱

اگر صدفها نبودند چه اتفاقی می افتاد؟

در یک آزمایش در دو ظرف یکی سمت راست،و دیگری در سمت چپ مقداری آب ریختند،و در ظرف سمت راست تعدادی صدف را قرار دادند،بعد از دو ساعت متوجه شده اند که آب ظرف سمت چپ شفاف و زلال شده بود،برسی ها نشان داد صدف ها نقش مهمی در تصفیه و فیلتر کردن آب دارند،و زلال و شفاف شدن آب به نور آفتاب نیز بیشتر کمک می کند تا به درون آب راه یابد،در نتیجه علف های دریایی و مراجان ها که غذای اصلی ماهی ها و خرچنگ ها هستند بیشتر رشد می کنند[*]

همانطور که می دانید و در بالا هم اندکی اشاره شد،اگر صدف ها نبودند آب دریا گل آلود می شود،و حالت گل آلود داشت در نتیجه نرسیدن نور آفتاب گیاهان دریایی از بین می رفتند،و در نتیجه این مساله نیز ماهی ها بخاطر کمبود غذا از میان می رفتند،همانگونه که می بینید همه اجزای طبیعت به گونه عجیبی به هم پیوسته هستند و کم شدن یکی کل چرخه را مختل می کند.

حال بر اساس ادعای تکاملگریان اتئیست اگر در طبیعت صدف ها قبل از جلبک ها و گیاهان دریایی به وجود آمده باشند،جانداران دریایی تا زمانی که جلبک ها و گیاهان دریایی به وجود بیاییند و شکم خود را با این سیر بکنند با چه چیزی زنده مانده بودند؟،و اگر بعد از گیاهان دریایی صدف ها به وجود آمده باشند این مساله نیز امکان پذیر نیست زیرا آب دریا به دلیل گل آلود بودن امکان رشد و حیات را از جانداران می گرفت.

در نتیجه درخت تکاملی اتئیست ها در اینجا به هم می خورد زیرا صدف ها در زمانی که باید در آنجا بودند،حضور داشتند و این مساله نمی تواند حاصل شانس یا تصادف باشد و بدون تردید توسط یک آفریدگار قدرتمند طبیعت مهندسی شده است.

------------

[*]Two Tanks Filled with the Same Water but One has Oysters In It

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۸

بحث خداشناسی در باره سر و دم اسپرم و ضرورت چرخه قاعدگی

تصویر زیر متعلق به آناتومی یک اسپرم است،همانطور که می دانید اسپرم ها از پروتئین ها ساخته شده اند،و قسمت دم اسپرم وظیفه حرکت دادن اسپرم را بر عهده دارد.

و علاوه بر دم قسمت سر اسپرم حاوی آنزیم های هیالورونیداز و آکروزین است نیز وظیفه دارد وقتی اسپرم به تخمک رسید وظیفه دارد که دیواره خارجی غشای تخمک را بشکافد تا اسپرم وارد تخمک شود[*] و ماده ژنتیک خود را وارد آن کند تا جنس ماده باردار شود اگر این خاصیت در اسپرم وجود نداشت بعد از برخورد بر سر تخمک نمی توانست وارد آن شود در نتیجه هیچ جانداری قادر به تولید مثل نبود،نکته جالب دیگر درباره دم اسپرم نیز این است که دم اسپرم نیز اسپرم را حکت می دهد و اگر دم اسپرم در آن تعبیه نشده بود،اسپرم قادر به حرکت و رسیدن به تخمک نبود.

بر طبق ادعای مضحک تکامگرایان اتئیست،انتخاب طبیعی در طول زمان بر اساس نیاز به اندامهای بدن جانداران شکل داده است،حال این بحث به این مساله قابل تامیم است که اگر اولین جاندرانی که صاحب اندامهای جنسی شده اند بدن جاندار به گونه ای بود که اسپرم بدون این آنزیم ها می توانست تخمک را باردار کند چه نیازی به پیدا شدن این آنزیم ها که تخمک را شکاف می دهند بود،و اساسا اگر بر اساس انتخاب طبیعی بود،زمانی که اسپرم دم نداشت و انتخاب طبیعی به آن شکل نداده بود،چگونه به مقصد می رسید و نسل جانداران از بین نرفته بود،حال اگر هم از ابتدا این آنزیم ها بوده است و اسپرم از ابتدا می توانسته حرکت کند و با استفاده از این آنزیم ها تخمک را بشکافد به این معنی است که اسپرم ازا بتدا توسط یک آفریدگار طراحی شده است.

تکامل گرایان اتئیست باید نسبت به این مساله پاسخگو باشند که اگر اسپرم از ابتدا تکامل یافته بود جهان نمی تواند حاصل تصادف باشد،ولی اگر از ابتدا تکامل یافته نبود بدون دم و آنزیم هایی که باید در سرش وجود داشت تا تخمک را بشکافد چگونه می توانست منجر به بقای نسل بشود؟و آیا این آنزیم ها می توانستند تصادفا در سر آن جاسازی بشود،مورد انتخاب طبیعی که بر اساس تجربه و خطاست در این مورد کاملا نقض می شود زیرا خطا منجر به منقطع النسل شدن تمام جانداران می شود.

حال نکته جالتر این است که یک موتور که وظیفه حرکت دادن دم و کل اسپرم را نیز داد در وسط آن تعبیه شده است،بر اساس انتخاب طبیعی دم اسپرم اگر زودتر از موتور پدید آمده بود باید اندام وسنیجال محسوب می شد و انتخاب طبیعی به مرور زمان حذفش می کرد ولی اگر همزمان با دم پدید آمده بود به معنی طراحی هوشمند توسط خداست.

حال یک نقطه دیگر جالب درباره ضرورت وجود قاعده گی این است که یکی از دلایل وجود این مزیت این است که آنزیم های سر اسپرم به مرور زمان به دیواره رحم بانوان آسیب می رسانند و آن را تخریب می کنند ولی چرخه قاعدگی آن آسیب را ترمیم می کند اگر این چرخه وجود نداشت بعد از مدتی همه جنس های ماده به دلیل عفونت ناشی از آنزیم هایی که به وسیله اسپرم به رحم آنها وراد شده است نابود می شدند،بحث زمان انتخاب طبیعی نیز به این مساله قابل بسط دادن است زمانی که انتخاب طبیعی به این نیز شکل نداده بود،چگونه جنس ماده از عفونت ها جان سالم به در می برد،تمامی این پاسخ ها تنها می تواند یک جواب داشته باشد و آن این است که یک آفریدگار قدرتمند همزمان با هم به همه این سیستم ها که جدا از هم هستند بصورت هماهنگ با هم شکل داده است.

---------

[*]Acrosome From Wikipedia, the free encyclopedia

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٦

بحث خداشناسی در باره رشد دانه داخل خاک

همانطور که می دانید بخش قابل توجهی از گیاهان به وسیله دانه ها اقدام به تولید مثل می کنند،در این پست قصد داریم به مباحث خداشناسی در باره دانه در زیر خاک بپردازیم.

در دو آیه از آیات قرآن کریم خداوند اشاره عجیب و غربی به دانه گیاهان در زیر خاک کرده است:

و زمین مرده برهانى است براى ایشان که آن را زنده گردانیدیم و دانه از آن برآوردیم که از آن مى‏خورند (یس۳۳)

خدا شکافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى‏آورد چنین ست‏خداى شما پس چگونه [از حق] منحرف مى‏شوید (الأنعام۹۵)
 

یک ثانیه تصور کنید که اگر دانه گیاهان از ابتدا دارای آفریدگار هوشمند یا برنامه ریزی نبود چه می شد؟

پاسخ ساده است در یکی از مراحل تکامل تصادفی ممکن بود دانه نتواند پوسته خود را پاره کند و از خاک خارج شود در نتیجه هم اکنون همه گیاهان وجود نداشتند و بقیه جانداران از گرسنگی مرده بودند.

بدون تردید گیاهان نمی توانند شامل آزمون و خطای انتخاب طبیعی بشوند زیرا باید از ابتدا یک برنامه ریزی توسط یک آفریدگار هوشمند در کدهای ژنوم گیاهان انجام شده بود تا گیاه بداند که باید برای زنده ماندن پوسته دانه را پاره کند و به طرف بالای خاک رشد کند،اگر اولین دانه های گیاهان مشمول انتخاب طبیعی می شدند در زیر خاک دفن می شدند.و یک مبحث جالب دیگر این است که آیا خدایی که از قلب خاک انسان دانه را می تواند بیرون بکشد دوباره نمی تواند انسان را بیرون بکشد.فقط آتئیست ها باید به این سوال پاسخ دهند که اولین دانه هایی که بر اثر تصافی به وجود آمده بودند و انتخاب طبیعی به آنها به گونه ای شکل نداده بود که بتوانند پوسته خود را خراش 

مورد دوم؛فرض کنید خاک دارای این خاصیت نبود،یا خاک همه زمین به اندازه ای شور بود که دانه ها نمی توانستند رشد کنند یا خاک زمین بطور کلی از جنس آهک و سیمان بود،هم اکنون حیاتی بروی زمین وجود نداشت زیرا غذایی برای خوردن نداشتیم.یک ثانیه تصور بکنید آیا این مساله که هم خاک به گونه ای طراحی شده باشد که دانه مجال رشد در آن را داشته باشد و هم دانه خودش از ابتدا بداند که باید رشد کند و درون پوسته خود نماند می تواند حاصل تصادف باشد؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٤:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٤