خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی درباره میدان مغناطیسی زمین[۲]

دانشمندان به تازگی فرآیند های جدید را از ساز وکار میدان مغناطیسی زمین مشاهده کرده اند،که در آن نشان داده شده است وقتی خطوط میدان مغناطیسی با هم برخورد می نمایند،یک نوع حالت انفجار بین آنها ایجاد می شود و این ساز و کار باعث می شود که میدان های مغناطیسی در یک جا ساکن نباشند و حرکت کنند،اگر این ساز و کار در بین میدان های مغناطیسی وجود نداشت و که هنگام برخورد در یک مکان بین آنها انفجار ایجاد نشود و از هم دور نشوند در یک نقطه ثابت می ماندند،و روی هم انباشته می شدند در نتیجه میدام مغناطیسی در یک نقطه به قدری قوی بود که کل اشعه های خورشید را از زمین دفع می کرد و ما در نتیجه وجود نداشتیم و یا در نقطه ای ثابت می شد که کل اشعه های خورشید بدلیل اینکه از این نقطه عبور نمی کرد به زمین می رسید و حیات از بین می رفت.

میدان مغناطیسی زمین یک خاصیت دیگر نیز دارد،و آن این است که به زمین اجازه می دهد که مقداری از انرژی سامانه خود را که ناشی از فرآیند های زیستی یا بشری است از خود دفع کند در حالی که حالت برعکس ندارد،در صورتی که پشت و روی میدان مغناطیسی زمین مشابه هم عمل می کردند داخل سامانه به قدری گرم می شد که قابل زیست نبود.

حال یک خاصیت عجیب و غریب دیگر نیز دارد که در ویدئوی مطلب علمی نوشته شده است،و آن این است که وقتی لایه های میدان مغناطیسی که باید در حال حرکت باشند با هم برخورد می کنند و بین آنها انفجار رخ می دهد در حالت عادی باید از بین بروند،ولی یک اتفاق دیگر می افتد،این لایه ها بعد از برخورد و انفجار بین آنها لایه های جدید دیگری را به وجود می آورند که در جهت های دیگر فضا حرکت می کنند،اگر این خاصیت نیز وجود نداشت میدان مغناطیسی زمین تکه تکه شده بود و در نتیجه حیات از بین می رفت![۱]

 

دانشمندان و اتئیست ها هیچ پاسخ منطقی برای اینکه این سه اتفاق چگونه رخ می دهد ندارد،از لحاظ منطق و احتمالات نیز وجود چنین سامانه بی عیب و نقصی بودون در نظر گرفتن طراح هوشمند یا آفریدگار امکان پذیر نیست،که هم میدان های مغناطیسی برای اینکه در همه جا یک پارچه باشند حرکت کنند هم اجازه ورود ندهند و اجازه خروج بدهند و هم موقع برخورد نابود نشوند،میدان مغناطیسی زمین نمونه بارزی از یک طراحی هوشمند است،تصور کنید جهان ما یک جهان تصادفی بود تنها کافی بود یکی از این سه مورد دارای ایراد باشد،هم اکنون ما وجود نداشتیم!

--------

[1]NASA directly observes fundamental process of nature for first time

ویدئو

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۳۱

بحث خداشناسی درباره آلرژی و پاسخ دستگاه ایمنی بدن

همانطور که می دانید بدن ما دارای یک دستگاه ایمنی است که نسبت به محرک های بیرونی پاسخ می دهد و به این وسیله بدن را از مخاطرات محیط بیرون حفظ می نماید.اما زمانی که بدن ما نسبت به یک محرک بیرونی مثلا گرده گل یا تخم مرغ بیش از حد واکنش دهد این مساله تبدیل به آلرژی یا حساسیت می شود.

حال جالب است که بدانید مقدار این واکنش مقداری تنظیم شده است،در صورتی که این مقدار کمتر بود بدن بیمار می شد و در صورتی که این مقدار بیشتر بود بدن هر غذایی که از بیرون در یافت می کرد را بعنوان ماده حساسیت زا و یا جسم خارجی شناسایی می کرد در نتیجه منجر به آلرژی های شدید منجر به مرگ می شد.

حال پاسخی که اتئیست ها نسبت به این مساله باید بدهند این است که،اگر این ساز و کار از ابتدا در بدن جانداران بوده است نمی توانسته است بطور تصادفی باشد که مقداری تنظیم شود که نه ایجاد آلرژی بنماید و نه مقاومت بدن را کم بکند،و اگر نبوده است در طی میلیاردها سالی که به قول اتئیست ها یک انتخاب طبیعی تصادفی به این مساله شکل داده است جانداران باید هر غذایی را که از بیرون دریافت می کردند بعنوان جسم خارجی می شناختند و دستگاه ایمنی آنها نسبت به این مساله واکنش نشان می داد و یا همه آن بصورت ماده زاید دفع می شد در نتیجه همه جانداران از گرسنگی می می ردند،و ادامه نسل هم نمی یافتند که ما وجود داشته باشیم.

مساله دیگر این است که واضح است که در یک جریان برق 220 ولت یک مهندس برق باید وجود داشته باشد که این مقدار جریان را وارد سیستم نماید تا بیشتر از آن نباشد و دستگاها نسوزد حال ممکن است این مساله در جانداران مختلف با اشکال مختلف تصادفی بوده باشد و کار دست طبیعت بدون دخالت دست آفریدگار باشد؟

واضح است که این مساله آزمون و خطا نمی تواند داشته باشد زیرا کم بودن و زیاد بودن آن منجر به مرگ جاندار می شود،در نتیجه باید حتی در صورت تکامل یافتن جاندار آفریدگاری وجود داشته باشد که مقدار ساز و کار سیستم ایمنی و پاسخ آن به محیط بیرونی را دقیقا مثل ولتاژ لازم برای دستگاهای برق تنظیم نماید،بیماری های آلرژی مختصری هم که ما گاها می بینیم نشانه ای از سوی آفریدگار است که ای بشر می توانستم کاری کنم که بدن تو ساده ترین ماده غذایی را پس بزن و ساده ترین ماده غذایی برای بدن تو تبدیل به یک سم مهلک بشود ولی این کار را نمی کنم!

تنها یک لحظه تصور کنید هم اکنون شرایط زمین به گونه ای شود که بدن انسان ها نسبت به همه محرک های بیرونی واکنش نشان بدهد،این مساله نیز از دید علمی امکان پذیر است کافی است کمی شرابط زمین از حالت کنونی تغیر کند،در مدت کمی همه جانداران از بین می روند ولی نیروی قدرتمند زمین و بدن جانداران و محرک های بیرونی را برای میلیون ها و هزاران سال در کنار هم بطوره هماهنگ نگه داشته است و این مساله از لحاظ عقلی امکان پذیر نیست که این نیرو نیروی تصادفی طبیعت باشد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٦

بحث خداشناسی در باره پیدایش خون و دریچه های قلب

همانطور که می دانید خون یکی از ضروری ترین قسمت های بدن جانداران می باشد که وظیفه رساندن اکسیژن و مواد قندی و سوخت سلول ها را بر عهده دارد.و اگر فردی دچار کم خونی بشود نوعی بیماری است که زندگی فرد را دشوار می کند و اگر فردی بخواهد خودکشی بکند نیز رگ خود را می زند!

 وجود خون بطور وسیع نظریه تکامل تصادفی بدون حضور آفریدگار را به چالش می کشد:

الف-تا به حال هیچ موجودی کشف نشده است که دارای خون حالت آستانه یا میانه باشد مثلا گولبول سفید داشته باشد قرمز نداشته باشد یا بلعکس!

ب-حال تصور کنید در نخستین جاندارانی که دارای دستگاه گردش خون شده اند،باید بطور اتفاقی تمام مسیر بدن آنها حفر می شد،این مسیر حفر شده و سوراخ شده بعنوان رگ باید نسل ها می ماند،تا بطور تصادفی خون نیز به خاطر آن چیزی که تکامل گراها از آن بعنوان انتخاب طبیعی یاد می کنند به وجود می آمد.حال باید این سوال را پرسید که چگونه این مسیر خالی در طول نسل ها دچار عفونت نشده و جاندار را از بین نبرده است؟!

ج-فعالیت سلول ها در همه جانداران پر سلولی با دستگاه گردش خون به هم وابسته است و بدون یکی دیگری از کار می افتد،پس باید همزمان با هم پدید می آمدند،در نتیجه نمی توان اسم آن را تکامل تصادفی یا تصادف گذاشت و بدون تردید باید آفریدگار دخالت مستقیم در این مساله می کرده است.

د-حال این ساختار های خونی بر فرض محال بطور تصادف پدید آمده است،در اکثر جانداران باید قلب برای پمپاژ وجود داشته باشد،بر طبق اصلا انتخاب طبیعی باید قلب در طول زمان تکامل می یافت،حال اگر دریچه های قلب جانداران تصادفی بود باید در طول زمان دارای مکانیسم باز و بسته شدن می شد در نتیجه در زمانی که بسته بود جانداران می مردند و نسلشان نیز منقرض می شد.

ه-در باره منشا خون نیز ممکن است تکامل گرایان ادعا نمایند که از لنف منشا می گیرد،باید سوال کرد که رگ های لنفی می توانند حتی یک سلول را تغذیه بکنند؟یا اکسیژن را به یک سلول ببرند؟و آیا جانداری تا کنون با خون آستانه لنف و خون کشف شده است یا خیر؟و اساسا زمانی که لنف وجود نداشت موجودی که بیش از یک سلول داشت چگونه به حیات خود ادامه می داد؟

ر-همانطور که می دانید گولبول های سفید سیستم حفاظتی بدن هستند،حال اگر گلبول های سفید قبل از قرمز یا همزمان به وجود آمده باشند،اساسا یعنی یک آفریدگار هوشمند آنها را در بدن انسان تعبیه کرده است،اگر بعد از به وجود آمدن گولبول قرمز به وجود آمده باشند درست مثل کسی که به ایدز مبتلا است،بدن جاندار در برابر ویروس ها و باکتری ها از ایمنی برخوردار نبوده و باید نسل جانداران منقرض می شده است.

همه شواهد خون و پازل آن باید بطور یک جا چیده شده باشد زیرا نبود یک قست حتی برای یک دوره زمانی کوتاه کل پازل را بر هم می زند،در نتیجه می توان تصریح کرد که دستگاه گردش خون یکی از قوی ترین نشانه ها در باره آفریدگار جهان است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٢

بحث خداشناسی در باره بعد فضا و زمان و تار و پود فضا

همانطور که می دانید ما دارای یک بعد زمان و بعد مکان هستیم که زمین و کائنات برای بعد مکان قرار دارد،و در بعد زمان رو به جلو است،

نکته جالب در باره این صفحه یا بعد مکان این است که حالت کلی و شکل کلی آن بصورت خمیده است،و این خمیدگی نیز برای ادامه کار کائنات ضروری است که در این مطلب به چرایی آن اشاره کرده ایم.

اما سطح آن در اکثر جاهای آن بصورت صاف و پارچه ای شکل است و تنها در نواحی که سیاهچاله ها و احتمالا کرم چاله ها وجود دارند بصورت پاره است،در نتیجه زمین می تواند روی آن پارچه قرار داشته باشد و اگر پارچه در اطراف ناحیه زمین سوراخ بود زمین از سوراخ به پایین می افتاد،یا در داخل سیاهچاله سقوط می کرد.

نکته جالب این است که بلوک های بافت قضا طوری در کنار هم قرار گرفته است که بافت قضا را در کنار هم نگه می دارد،اگر فاصله بلوک ها از هم بیشتر بود ممکن بود مثل پارچه ای که تار و پود آن از هم فاصله بگیرد پاره شود و کل فضا به درون آن که یک بریدگی بزرگ است سقوط بکند.

نکته ای که اتئیست ها باید در باره آن پاسخگو باشند این است که ساده ترین لباس و تار و پود آن به وسیله یک بافنده بافته شده است،حال تصور کنید که ممکن است تار و پود و بلوک های بعد فضا و زمان بطور تصادفی و بدون حضور آفریدگار به هم بافته شده باشند؟در صورتی که اتئیست ها بتوانند اثبات بکنند که یک لباس بدون دستگاه و ماشین یا دست می تواند بافته شود تار و پود فضا و زمان نیز آن هم به طور صاف که سیارات و فضا بروی آن قرار داشته باشد می تواند حاصل تصادف باشد ولی در غیر این صورت نمی تواند.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۸

بحث خداشناسی در باره پلک

همانطور که می دانید پلک ها یک لایه پوست نازک هستند که در جلوی چشم باز و بسته می شوند،اما شاید بیشتر افراد از کنار این عضله که شاید در کنار سایر اعضای بدن بی اهمیت به نظر برسد،بگذرند ولی ما قصد داریم در این مطلب به برسی مباحث خداشناسی در باره این عضله بسیار پر اهمیت بپردازیم.

◀یکی از نقش های اساسی پلک مرطوب نگه داشتن چشم است،پلک در هر بار بسته شدن مقداری از آب را به زلالیه چشم می رساند و آن را مرطوب نگه می دارد.به همین خاطر برخی از ماهی های اولیه که در آب هستند از این لحاظ پلک ندارند.

◀نقش اساسی چشم محافظت از چشم در برابر محرک های بیرونی مثل اشیایی که باد به طرف چشم می آورد است.در این باره فرض کنید پلک وجود نداشت،زمانی که شما در خوب بودید با غلت خوردن به اطراف ممکن بود چشم شما با زمین برخورد کرده و تخلیه شود.

◀نکته جالب در باره آناتومی پلک این است که دو اهرم در دو طرف آن مسئول باز و بسته شدن آن هستند،و یک فضای خالی میلیمتری وجود دارد که پلک داخل آن فرو می رود.


حال وارد بحث تکامل و انتخاب طبیعی می شویم:

بر اساس تئوری تکامل و آن چیزی که به آن انتخاب طبیعی گفته می شود جانداران بر اساس نیاز به اعضای بدن خود شکل می دهند،حال تصور کنید،بر اساس نظریه لامارک که یکی از پیش شرط های ضروری برای انتخاب طبیعی است،باید ابتدایی ترین جانداری که این صفت را داشته است آن را بطور اکتسابی در دریا کسب کرده بود در نتیجه اول دارای پلک بوده است و سپس در نسل های بعدی توانایی حرکت دادن آن و باز و بسته کردن آن را کسب کرده باشد،زیرا اگر بطور نصفه و نیمه بود فایده ای نداشت و بعنوان اندام زاید باید بعد از مدتی حذف می شد،حال این حالت را نادیده می گیریم و اولین جاندارانی که دارای پلک شدند را بصورت چشم بسته می بینیم،چون ممکن است توانایی باز و بسته کردن آن را نداشته باشند یا بصورت کامل نتوانند این کار را انجام دهند،مثلا یک ماهی در دریا،مثل این است که یک فرد نابینا را در داخل یک اتوبان ول کنید بلا فاصله از میان خواهد رفت و قادر به ادامه حیات نخواهد بود.

حال این مساله قابل تامیم به این است که سایز چشم در تکامل جاندار نیز تغیر می کند و ممکن است سایز پلک قابل تطابق با آن تا مدتها نباشد.

هدف از نوشتن این پست ها انکار کامل تکامل نیست،بله اثبات این مساله است که تکامل بعنوان یک ساز و کار آفرینش است،و ممکن است در بعضی از موارد این چنینی که تکامل کارگر نیست آفریدگار به طور مستقیم دخالت کرده باد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۸

بحث خداشناسی در باره حرکات اسنجی معده

همانطور که می دانید بدن ما بعد از غذا خوردن نیاز به دفع مدفوع دارد و این مساله یکی از ضرورت های بدن انسان است زیرا در صورتی که بدن ما قادر به تولید مدفوع نبود نمی توانست میکروب ها و باکتری های غذا ها و هوا و خون را دفع کند در نتیجه همه جانداران از بین می رفتند.

اما دفع مدفوع به خودی خود امکان ناپذیر است و در حالت عادی مدفوع به طور خود به خود نمی تواند از روده ها دفع شود،دلیل دفع شدن مدفوع از بدن حرکات اسفنجی شکل روده است که باعث دفع مدفوع از بدن می شود.اگر این حرکات اسفنجی شکل نبود مدفوع آنقدر در روده ها می ماند و انباشته می شد تا همه انسان ها در اثر عفونت از میان می رفتند.

حال به دیدگاه تکاملی ماجرا وارد می شویم،از دید چیزی که اتئیست ها به آن انتخاب طبیعی می گویند در حالت عادی باید در بدن نیاز به چیزی پدید بیایید تا بدن جانداران در طی سالها آن نیاز را در طول مدت ها رفع کند.

در ساده ترین جاندارنی که در آنها روده و معده به وجد آمده بود،اگر این مساله حرکات اسفنجی در سایر جاندارن به گونه ای دیگر که در خشکی به سر می برند، از ابتدا تعبیه نشده بود از میان می رفتند،اگر از ابتدا تعبیه شده بود به این معنی است که این مساله تصادفی نیست و آفریدگار در این مساله دخالت داشته است.این مساله دارای حالت میانی نیست زیرا اگر مقدار کمی از ماده دفعی بخاطر اینکه هنوز سیستم کامل تکامل نیافته است در معده می ماند منجر به عفونت و نابودی جاندار و نسل های بعدی می شد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢