خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی درباره سیستم ایمنی جنین

همانطور که می دانید؛جنین با استفاده از جفت به بدن مادر متصل می شود،و به وسیله آن تغذیه می شود و مواد زاید خود را دفع می کند.

اما یک مساله دیگر درباره جنین وجود دارد،و این است که جنین بلافاصله بعد از شکل گیری داری نوعی سیستم ایمنی نیز می شود،که بدن جنین را در برابر باکتری هایی که بدن و خون مادر حفاظت می کند.حال تصویر کنید که این سیکل در بدن نوزاد جانداران وجود نداشت و بدن نوزاد انسان و همه جانداران بلافاصله پس از پدید آمدن دارای سیستم ایمنی نبود چه اتفاقی می افتاد؟

پاسخ ساده است،ساده ترین ویروس ها و باکتری های بدن مادر می توانست نوزاد را از بین ببرد!

حال تکامل گرایان اتئیست،که معتقد هستند تکامل بدون دخالت آفریدگار صورت گرفته باید پاسخگو باشند،زمانی که چنین سیکلی در بدن جنین پستانداران شکل نگرفته بود که بلافاصله بعد از شکل گیری قادر به دفاع از خود باشند،چگونه نسل این جانداران منقطع النسل نشد؟

و آیا بهتر نیست،برخی از موارد غیر قابل پاسخ را به طراحی هوشمند توسط یک آفریدگار دانا ربط بدهیم؟چون اگر از ابتدا در جنین هر جانداری دارای این قابلیت نبود،بلافاصله خود و نسل های بعد از بین می رفت.

مطلب مرتبط

بحث خداشناسی درباره نقش سیستم ایمنی در دوران بارداری

---

  

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۳۱

یحث خداشناسی در باره خطر انفجارهای ابرنواختری بروی زمین

همانطور که می دانید انفجارهای ابرنواختری زمانی که یک ستاره در حال مرگ است،اگر هسته آن دچار انفجار شود رخ می دهند که در نتیجه آن مقدار زیادی نور و انرژی ساطع می شود و حتی نور و انرژی آن می توان بر کل کهکشان تاثیر بگذارد و کل کیهان را در نوردد.

حال تصور کنید که یک انفجار ابر نواختری در فاصله ای نزدیک به منظومه شمسی منفجر می شد چه اتفاقی می افتاد؟پاسخ ساده است.موج ایجاد شده در اثر انفجار کل منظومه شمسی را در می نوردید و حتی میدان مغناطیسی زمین نیز نمی توانست در برابر آن مقاومت بنماید،در نتیجه موج ناشی از انفجار در ابتدا باعث سقوط ماه بروی زمین می شد،سپس خود میدان مغناطیسی زمین را از بین می برد و وارد زمین می شد و در مرحله آخر زمین را از مدار گردش خود به دور خورشید خارج می کرد و زمین بروی خورشید سقوط می کرد.

آیا انفجارهای ابرنواختری در منظومه شمسی رخ نمی دهد؟پاسخ خیر است،در منظومه شمسی همانند هر کهکشانی انفجار های ابرنواختری رخ می دهد.

چه اتفاقی می افتد که این انفجارهای ابرنواختری آسیبی به ما نمی رسانند؟

پاسخ بسیار جالب است،کمربندی از سنگ ها و یخ های سرگردان فضایی دور قسمتی از منظومه شمسی و زمین و خورشید را احاطه کرده است در نتیجه کره زمین از گزند هر نوع موج ناشی از انفجار های ابرنواختری در امان می ماند زیرا سنگها و یخ باعث گرفته شدن موج این انفجارها می شوند.

نکته قابل ذکر این است که وجود این کمربند در اکثر نقاط فضا نادر است،و ممکن است در سیاره های بسیار زیادی که امکان تشکیل حیات بطور تصادفی(از دیدگاه اتئیست ها)وجود داشته باشد در نتیجه عدم وجود همین فاکتور حیات تشکیل نشده باشد،بدون تردید محیط زمین یک محیط منحصر به فرد طراحی شده است که توسط آفریدگار به گونه ای طراحی شده است که ما را در برابر تمام خطرات محافظت می نماید و جمع شدن تمام این فاکتورها از میدان مغناطیسی گرفته تا کمربند سنگ و یخ نمی تواند حاصل یک تصادف باشد.

نکته بسیار جالبتر این است که خداوند در آیه 43 سوره نور نیز به این مساله اشاره ای کرده است که تفسیر کامل آن را در این لینک می توانید ببینید:

آیا ندانسته‏اى که خدا[ست که] ابر را به آرامى مى‏راند سپس میان [اجزاء] آن پیوند مى‏دهد آنگاه آن را متراکم مى‏سازد پس دانه‏هاى باران را مى‏بینى که از خلال آن بیرون مى‏آید و [خداست که] از آسمان از کوههایى [از ابر یخ‏زده] که در آنجاست تگرگى فرو مى‏ریزد و هر که را بخواهد بدان گزند مى‏رساند و آن را از هر که بخواهد باز مى‏دارد نزدیک است روشنى برقش چشمها را ببرد.

  
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢۸

بحث خداشناسی درباره موقعیت زمین در منظومه شمسی

همانطور که میدانید زمین و منظومه شمسی در بازوی مارپیچی کهکشان راه شیری قرر دارد،که برخی از اختر شناسان اظهار می دارند که این منطقه منطقه بی آب و علفی است.

هم اکنون 4.5 میلیارد سال است که زمین به دور خورشید در حال چرخش است.ثبات چرخش سیاره ما به دور خورشید یکی از موارد نادر جهان هستی است، بسیاری از ستارگان برای مدت زمان طولانی در بازوی مارپیچی نمی مانند. در یک مطالعه دانشمندان نتیجه گرفتند که مریخ نقش مهمی در ثبات فاصله زمین تا ماه و فاصله زمین تا خورشید دارد. برخورد شهاب سنگ ها در مشتری 1000 تا 10000 برابر بیشتر از زمین است.[1] 

حال تصور کنید اگر کره زمین در داخل کهکشان راه شیری قرار داشت چه اتفاقاتی می افتاد؟

  • روزانه دهها و صدها هزار شهاب سنگ به زمین اصابت می کرد و حیات در زمین را به همراه همه جانداران از بین می برد.
  • به دلیل اینکه زمین در معرض ستاره های بیشتر و بزرگتری قرار می گرفت حتی در صورتی که به آنها برخورد نمی کرد به دلیل گرمای طاقت فرسا همه آبهای زمین بخار می شد و حیات از بین می رفت.
  • کره زمین اگر در داخل راه شیری قرار داشت بدون تردید در طول این 4.5 میلیارد سال باید توسط یک سیاهچاله از میلیون ها سیاهچاله راه شیری بلعیده می شد.
در شرایطی که همه ستارگان بازوهای مارپیچی به طرف سیاهچاله مرکزی کهکشان در حال حرکت هستند،منظومه شمسی و زمین به این صورت نیست و برخلاف همه ستارگان خورشید و زمین 4.5 میلیارد سال است در مکان ثابت خود در بازوی مارپیچی ایستاده اند که اگر اینگونه نبود ما هم اکنون وجود نداشتیم.
به راستی آیا ممکن است،حضور زمین در منطقه ای که عاری از ستاره های بزرگ و گرم و سیاهچاله ها و باران های شهاب سنگی است آن هم برای میلیاردها سال بطور تصادفی بوده باشد؟ 
---------
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢٥

بحث خداشناسی درباره میدان مغناطیسی خورشید

همانطور که می دانید،کره زمین دارای میدان مغناطیسی است،و میدان مغناطیسی کره زمین ما را از خطراتی که از جانب فضا و اشعه های مرگ بار خورشید می آید حفاظت می نماید.که در قرآن کریم نیز در باره این موضوع بحث شده است و قبلا نیز به این موضوع پرداخته ایم.

اما علاوه بر زمین بعضی از ستارگان بزرگ و ستارگان متوسط مانند خورشید ما نیز ین میدان مغناطیسی را دارند،و این میدان مغناطیسی در تعامل با محیط اطراف و میدان های مغناطیسی مجاور نقش یک ترمز یا باز دارندگی را دارد.[1]

بیشتر ستاره های غولپیکر دارای میدان مغناطیسی نیستند،ولی خورشید ما دارای یک میدان مغناطیسی است که در تعامل با میدان مغناطیسی زمین است.

حال اگر این میدان مغناطیسی خورشید وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟پاسخ ساده است چند حالت محتمل پیش رو است:

  • زمین به دلیل عدم وجود تعامل گرانشی از مسیر و مدار خارج می شد و در نتیجه به طرف خورشید می رفت و ممکن بود به دلیل نزدیک شدن به آن یا چسبیدن به آن نابود شود.
  • زمین به دلیل عدم وجود تعامل گرانشی ناشی از میدان مغناطیسی از خورشید دور تر می شد در در فضا معلق میشد در نتیجه فاصله گرفتن زمین از خورشید که منجر به سرد شدن زمین می شد،زمین زیست پذیر نبود.
  • مدار چرخش زمین به دور خورشید از یک حالت ثابت خارج می شد در نتیجه شب و روز مشخص و سال مشخص وجود نداشت در نتیجه به هم خوردن اکوسیستم حیات از بین می رفت.
یعنی این مساله بسیار مشهود است که علاوه بر هزاران فاکتوری که برای حیات در زمین باید وجود داشته باشد صدها فاکتور آشکار و نهان دیگر نیز باید در ستاره میزبان وجود داشته باشد که میدان مغناطیسی یکی از این فاکتور هاست و اگر تنها این فاکتور وجود نداشت حیات تشکیل نمی شد.
حال تصور کنید که اگر طراحی منحصر به فردی توسط یک آفریدگار هوشمند وجود نداشت و جهان حاصل یک تصادف بود بدون تردید یکی از این فاکتورها دچار کاستی می شد در نتیجه ما امروز وجود نداشتیم!ولی ما وجود داریم...بدون تردید همه این المنت ها و فاکتورها که ممکن است درا کثر فضای لایتناهی وجود نداشته باشد توسط یک آفریدگار هوشمند در یک نقطه گرد آوری شده است.این مساله قابل تصور نیست که حتی در مورد خود انسانها تمام وسایل ساخت یک اتوموبیل بطور تصادفی یکجا جمع شوند و اتوموبیل بطور تصادفی ایجاد شود،در نتیجه امکان ندارد هزاران عامل زیست شناسی و زمین شناسی و کیهانی که باید به هم پیوسته باشند یکجا بطور تصادفی کنار هم جمع شده باشند.

  
  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢۳

آیا یک دستگاه پمپاژ می تواند خود به خودی به وجود بیاید؟

قلب یکی از پیچیده ترین و شگفت انگیز ترین اندام های بدن است،قلب قدرت کافی را بطور طبیعی برای غلبه بر نیروهای اصطکلک و گرانش در هر نقطه از حرکت را برای ادامه جریان حرکت خون دارد. قلب انسان دارای یک پمپ کار آمد و یک سیستم الکتریکی است که با عضلات بدن در هماهنگی است،و با توجه به وضعیت بدن سوخت و ساز آن را تامین می کند.برون ده طبیعی قلب بطور متوسط 5 لیتر در دقیقه است،اما اجداد ما که فعالیت بدنی بیشتری داشتند برونده قلب آنها 25 لیتر در دقیقه بوده است.

حال رگهای بدن انسان نیز همانند لوله های این پمپ هستند که وظیفه انتقال خون به جای آب در پمپ آب را عهده دار می باشند.

با یک مقایسه ساده می توان دریافت که بشر،الگوی پمپ آب را از روی قلب انسان کپی برداری کرده است.با این تفاوت که پمپ آب با توجه به تنظیماتی که از سوی صاحب دستگاه اعمال می شود،میزان برون ده خود را تنظیم می کند ولی قلب انسان و جانداران با توجه به عوامل مختلف بیرونی و درونی میزان برون ده خود را بطور اتوماتیک تنظیم می کند.علاوه بر آن قلب انسان دارای دو ورودی و دو خروجی است که یکی برای ورود خون سیاهرگی و دیگری برای ودود و خروج خون سرخرگی است،اما پمپ های آب دارای چنین قابلیتی نیستند که آب کثیف و سالم را از هم تشخیص بدهند و بطور جداگانه پمپاژ بکنند،ولی بدن انسان خون کثیف و تمیز را بطور جداگانه در سرخرگ ها و سیاهرگ ها جاری می کند.

مزیت دیگر قلب این است که نیروی الکتریکی خود را از محیط بدن تامین می کند،ولی دستگاه پمپاژ به هیچ وجه قادر نیست تا به منبع برق متصل نشده است کار بنماید.یعنی قلب انسان یک دستگاه پمپاژ پیشرفته است که علاوه بر مکانیسم خود تنظیمی نیازی به استفاده از نیروی الکتریکی از یک جریان بیرونی را ندارد.

حال اگر از کسی سوال بشود که یک پمپ آب و لوله های مرتبط با آن می توانند بطور تصادفی پدید بیاییند و بطور تصادفی در کنار هم قرار بگیرند،و آبی که باید توسط دستگاه پمپاژ شود بطور تصادفی در آن نقطه قرار داشته باشد امکان پذیر است یا خیر؟بطور مسلم جواب خیر خواهد داد؛حال این مساله قابل برسی است که چگونه قلبی که هزاران بار پیشرفته تر از پمپ آب است،و با چند تکه گوشت کنار هم می تواند کار پمپاژ را با تنظیم اتوماتیک شرایط محیطی انجام دهد،می تواند بدون طرح و نقشه قبلی در اثر تصادف پدید آمده باشد؟پس چرا تا کنون پمپ آب در اثر تصادف به وجود نیامده است؟


-------

بخش هایی از این نوشته از این متن اقتباص شده است. Cardiovascular Function: Heart Failure Is a Problem for Patients — and for Evolutionary Theory Read more at http://creationrevolution.com/cardiovascular-function-heart-failure-is-a-problem-for-patients-and-for-evolutionary-theory/#mSyfiZ0UVJdfKUCS.99

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٦

بحث خداشناسی درباره شیر دادن جاندارن

همانطور که می دانید،در خزندگان و پرندگان برخلاف پستاندارن غذای کودک تازه متولد شده توسط والدین از محیط بیرون تهیه و شکار می شود و جانداران تازه متولد شده از آن تغذیه می کنند،اما در پستانداران وضعیت بسیار متفاوت است و جنین تازه متولد شده تا ماهها از غده های شیری مادر تغذیه می کند.

بر اساس ادعای تکامل گرایان اتئیست؛انتخاب طبیعی و تکامل باید در طول زمان به بدن جاندارن و حیوانات بطور تصادفی شکل داده باشد،و بر اساس درخت تکاملی نخستین پستانداران از خزندگان که گوشت خوار بوده اند و غذای فرزندان خود را با شکار تامین می کرده اند پدید آمده اند.حال آنکه هیچ حلقه واسطه ای که صفات مشترک خزنده و پستاندار را داشته باشد مثلا خزنده ای که به فرزندان خود شیر بدهد وجود ندارد و یافت نشده است.

حال تصویر کنیم بر اساس ادعای اتئیست ها زمانی که نخستین پستانداران پدید آمده اند،انتخاب طبیعی باید به گونه ای تنظیم می شد که این پستاندارن به سمت این مسیر بروند که به کودکان خود شیر بدهند،در نتیجه بر اساس انتخاب طبیعی باید در ابتدا دارای غدد شیری بوده باشند،و سپس در طول زمان بدن آنها توانایی تولید شیر را کسب کرده باشد.

زمانی که پستاندار نوزاد تازه متولد شده خود را با شکار سیر می کند پدید آمدن غدد شیری هیچ مفهومی ندارد،زیرا برای این کار باید برای میلیون ها سال محل غدد شیری در پستاندار اولیه توسط چندین نسل بدون هیچ دلیلی و حتی بدون وجود شیر بطور اتفاقی مکیده شود و در هر نسل محل مکیده شدن که دچار برآمدگی شده این صفت را از طریق ژن ها به نسل بعدی انتقال بدهد،حال اینکه این مساله تنها با نظریه لامارک که بعدها در آزمایشاتی از جمله ناقص کردن چند نسل متمادی موش ها رد شد،تطابق دارد.

حال تصور کنیم بر اساس اتفاق غدد شیری در نخستین پستاندار پدید آمد،بدن پستانداران از کجا می دانست که باید زمانی که بچه دار شد باید شیر تولید بکند؟ و چه مکانیسیمی به آن دستور می داد که دست به این کار بزند؟آیا نیروی کور طبیعت که انتخاب طبیعی نامیده می شود قادر به این کار است؟؟

یک موضوع دیگر کودکان تازه متولد شده ای که برای هزاران نسل بلافاصله بعد از متولد شدن باید گوشت می خوردند تا زنده می ماندند،چگونه توانستند این صفت را یکجا کسب کنند که بتوانند به سمت شیر خوردن بروند و این صفت را به نسل های بعدی خود منتقل کنند؟

سوال دیگری که مطرح است؛بر فرض محال دو فرآیند بالا به خوبی صورت گرفت،بدون تردید شیر اولیه جانداران باید بر اساس نظریه تکامل ناقص بوده باشد و مثلا غلظت آب آن بالا بوده باشد و مواد لازم را برای زنده ماندن جنین نداشته باشد،چگونه جانداران تازه متولد شده ای که برای نسل ها بلافاصله می توانستند گوشت بخورد حال باید با شیری که ضعیف تر است تغذیه بنماید و چگونه می توانستند زنده بمانند؟

پاسخ اتئیست ها ممکن است در نظر گرفتن حد میانه باشد ولی تاکنون هیچ جانداری که بلافاصله بعد از تولد همه چیزخوار باشد نیز یافت نشده است.

خداوند متعال که از ابتدا تمامی طرح آفرینش را بطور هوشمندانه طراحی کرد،این قابلیت را در بدن جاندارن قرار داد که همزمان با بچه دار شدن هرمونی در بدن آنها ترشح شود که باعث تولید شیر در غدد شیری آنها شود،اگر مسیر تکامل تصادفی بود بدون تردید با خطاهای بسیاری همراه بود،و کافی بود مثلا تولید این هرمون با مشکل مواجه شود،مثلا درست در زمانی که کودک به دنیا میایید ترشح نشود،همه کودکان جاندارن بدون استثنا می مردند و هم اکنون هیچ موجودی بروی زمین زنده نبود...

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٤