خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره سیستم بویایی انسان

حس بویایی یکی از حواس پنج گانه است،که در آن مقداری از مولکول های چیزی که بوی آن را باید حس کنید در هوا شناور می شود و به سلول های بینی شما می رسد و در تماس با گیرنده های بینی موژه ها،باعث ایجاد سیگنال هایی شبیه به سیگنال های الکتریکی می شود.که این سیگنال ها از یک شبکه مشبک از هزاران آکسون بینایی از جمجمه عبور می کنند و به یک ساختار در لوپ پیشانی مغز منتقل می شود می شود.[1][2]

این قسمت مسئول پردازش سیگنالهای بویایی است و پس از پردازش اطلاعات آن را به سایر قسمت های دیگر بدن از جمله تالاموس و سیستم لیمبیک و ... می دهد.قبلا تصور می شد که انسان ها 12 میلیون سلول گیرنده بویایی دارد که می تواند 10 هزار نوع بو را تشخیص بدهد.سگ ها 20 میلیون سلول گیرنده دارند و می توانند 40 هزار نوع بو را تشخیص بدهند.[1][2]اما حالا دانشمندان می گویند که انسان ها می توانند یک تریلیون بوی متمایز را از هم تشخیص بدهند[3][4]

همچنین سگ ها تا چهل برابر بیشتر از انسان ها می توانند بوها را بیشتر تشخیص بدهند،و دانشمندان می گویند اگر حس بویایی وجود نداشته باشد انسان ممکن است تا 5 سال جان خود را از دست بدهد.[3]

 حال برسی یک مورد در باره حس بویایی ضرورت دارد :

- بنا به کشفیات تازه انسان ها قادر به تشخیص یک تریلیون نوع بو هستند،و بعضی از جانداران حس بویایی بسیار قوی تری از انسان ها دارند از جمله سگ،و عدد یک تریلیون مصادف با هزار میلیارد است،در حالی که عمر کل جهان هستی 13.8 میلیارد سال و عمر زمین 5 میلیارد سال است،و بنا به ادعای تکامل گرایان اتئیست،پستانداران در دوره کرتاسه که حداکثر 145 میلیون سال قبل بود پدید آمده اند،سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر در هر نسل جاندارن در هر سال یک جاندار که مسیر تکاملی را می پیماید،در معرض چند بو قرار گرفته باشد،و توانایی ادراک این بوها را بلافاصله دریافت کرده باشد،سیستم بویایی باید حداکثر رقمی بین 150 تا 300 میلیون بو را حس می کرد ولی انسان قادر به ادراک یک تریلیون نوع بوع است که ممکن است قبلا در معرض آنها هیچ گاه نبوده باشد،از دیدگاه ژنی هم امکان انتقال تا این اندازه ژن بویایی از نسل های گذشته وجود ندارد و حتی ممکن است تعداد زیادی از ژن های بویایی به دلیل عدم استفاده در نسل های بعدی و گذشته کور شده باشد و از بین رفته باشد،حال تکامل گرایان اتئیست باید به این مساله پاسخ بدهند که با توجه به عمر محدود زمین،چگونه یک تریلیون ژنی که قادر به شناسایی یک ترلیون بو هستند بطور تصادفی در انسان و سگ و ... پدید آمده است؟؟

---------

[1]How does the sense of smell work? 

[2]How smell works 

[3]10 Incredible Facts About Your Sense of Smell

[4]journal Science

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٧

بحث خدا شناسی:اگر زمین لایه لایه نبود چه اتفاقی می افتاد؟

همانطور که میدانید،زمین از دیدگاه زمین شناسی یک سیاره لایه لایه است و بطور یک دست صاف و مسطح نیست.و این لایه ها در زیر هم حرکت می نمایند و گاهی نیز به موازات هم حرکت می نمایند و به هم برخورد می کنند،و در محل های برخورد آنها زلزله و آتش فشان ایجاد می شود.

شاید از دیدگاه اول به نظر بیاید که این قابلیت برای زمین مطلوب نیست و باعث کشتار و ویرانی می شود،ولی این پارامتر یک ضرورت برای سیاره زمین است زیرا :

-همانطور که میدانید زمین یک سیاره آبی است،و بیشتر آن توسط آب پویشیده شده است،اگر زمین لایه لایه نبود و این لایه ها حرکت نمی کردند و باهم برخورد نمی نمودند،جزایر و پستی و بلندی و ارتفاعات تشکیل نمی شد در نتیجه هم اکنون همه سطح سیاره زمین پوشیده از آب با یک ارتفاع متفاوت بود.

-اگر ارتفاعات نبودند در صورت وجود خشکی هم،آب باریده شده جاری نمی شد و در یک نقطه راکت می ماند در نتیجه دوباره سطح زمین پوشیده از آب می شد.

-زمین دارای یک هسته ماگمایی است که در آن پگماتیت های آهن وجود دارد و این خاصیت باعث وجود گرانش و حرکت زمین در فضا می شود،اما این ماگما دارای انرژی فراوان است در صورتی که این انرژی به دلیل عدم وجود شکافت نمی توانست خود را به تدریج آزاد نماید،به یک باره آزاد می شد و کل کره خاکی از بین می رفت.

بحث خداشناسی : فرض نمایید در یک جهان تصادفی بدون طرح و نقشه قبلی تنها زمین دارای این قابلیت نبود،هم اکنون هیچ موجود زنده ای که بتواند در خشکی وجود داشته باشد و در نتیجه ما هم وجود نداشتیم،ولی از دیدگاه زمین شناسی همه المنت های لازم برای تشکیل حیات بدون نقص و کاستی در کره زمین جمع شده است،و بدون تردید حتی یک فاکتور نیز نمی تواند تصادفی باشد،فرض نمایید در یک جهان موزی جنس سیارات بجای خاک عمدتا از آهن تشکیل می شد،در نتیجه گرمای همه داخل زمین بدون کم و کاست و گرمای ستاره در این آهن جذب می شد و به دلیل گرمای بیش از حد تصور هیچ حیاتی تشکیل نمی شد،ولی سطح کرده زمین از خاک و لایه های شکاف دار تعبیه شده است که می تواند گرما و انرژی را به تدریج از خود دفع نمیاد بدون اینکه تمام حیات بروی آن را از بین ببرد.

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.  

خداوند در سوره الطارق آیه ۱۲فرموده اند:

سوگند به زمین شکاف دار. 

 

 

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٠

بحث خداشناسی درباره توازن مفاصل دستها و پاها

همانطور که می دانید مفاصل قسمتی از دست و پا هستند،که در آن قسمتها دست یا پا از وسط خم می شود.مفاصل در همه جانداران وجود دارند ولی در انسانها  بسیار پیشرفته تر و قوی تر از سایر جاندارن هستند،به همین دلیل انسان می تواند روی دوپا به ایستند،که این قابلیت تنها در انسان خلق شده است،و می تواند با دستان خود ابزار بسازد و کارها را انجام دهد.

با جرات می توان ادعا کرد که اگر مفاصل انسان به اندازه ای قدرتمند نبود که بتواند انسان را روی دوپا نگه دارد،دستان بشر آزاد نمی شد و هم اکنون هیچ کدام از پیشرفت های علمی بشر حاصل نمی شد.مثلا در ساده ترین مثال اگر انسان همانند میمون چهار دست و پا حرکت می کرد قادر نبود اسب سواری و ماشین سواری بنماید و یا اگر ساختار پاهای انسان همانند چهارپایان تقریبا یک دست با با مفصل های ضعیف بود،علاوه بر اینکه نمی توانست روی دو  پا راه برود،هنگام دراز کشیدن و ساکن بودن و نشستن نیز با مشکلات جدی مواجه می شد.

اما ساختار مقصل ها بسیار زیبا تر است یک مایع مفصلی بین دو قسمت استخوان که از هم جدا شده اند،باعث لغزش آنها و حرکت آنها روی هم می شود که در این مطلب به طور مفصل به آن پرداخته ایم.

حال تصویر کنید در یک جهان بدون آفریدگار و خالق قرار است بر اساس پروسه انتخاب طبیعی و تکامل تصادفی در یک جاندار مفصل قدرت مند به وجود بیایید،به طبع آن استخوان قسمت پا یا دست یک دست است،حال یکی از پیش فرض ها این است که در این فرآیند تکامل تصادفی یکی از استخوان ها باید از وسط می شکست و ترک بر می داشت که این صفت اکتسابی به نسل های بعد منتقل و اندک اندک تبدیل به مفصل شود،در این مورد سوال مطرح شده این است که کدام جانداری که دچار شکستگی شده قادر به ادامه حیات بوده است،و کدام جاندار دست و  پا شکسته و یا جانداری که دچار ترک خوردگی در استخوان شده است،این صفات را به نسل بعدی منتقل کرده است.

فرض دوم،فرض کنیم در فرآیند تکاملی به دلیل انتخاب طبیعی این پیشرفت در دست ها و پاها رخ داد،همانطور که می دانید دست راست،و یکی از پاها در هر فرد بیشتر از دیگری فعال است.چرا دست راست و مثلا پای راست پیشرفته تر و تکامل یافته تر از دست چپ و پای چپ نیست در حالی که در هر نسل بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و باید پیشرفته تر باشد؟ولی در انسان هر دو دست و پا به یک اندازه است و کج و معوج نیست در حالی که بر اساس انتخاب طبیعی و نظریه داروین هم اکنون باید دست و پاها به یک اندازه نبوده باشند؟و قدرت مفصل دست راست به دلیل بیشتر استفاده شدن بیشتر باشد؟

پاسخ ساده است،دست و پا و همه اندام های بدن در هر دونیمه توسط یک آفریدگار هوشمند از پیش بطور کامل و به یک اندازه طراحی شده است،بدون تردید اگر حیات فرآیند تصادفی بود دو نیمه بدن انسان به یک شکل و یک اندازه نبود ولی هر دو نیمه بر خلاف اینکه کاربرد یک نیمه همیشه بیشتر است بر یک اندازه است!

 برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.  

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦