خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره رعد و برق

دانشمندان می گویند زمین روزانه مورد اصابت دهها هزار رعد و برق قرار می گیرد که گاهی در صورت برخورد رعد و برق می تواند خسارات بسیاری به بار آورد و در مواردی باعث مرگ افراد شود.

اما فایده رعد و برق چیست؟شاید برای افراد عادی و عوام فایده رعد و برق مبهم باشد ولی از دیدگاه علمی رعد و برق یکی از ضروری ترین موارد برای وجود حیات است زیرا؛رعد و برق باعث نوعی فرآیند تخلیه یونی می شود و باعث می شود که یونهای مثبت تجمع یافته در جو با یون های منفی زمین ارتباط بر قرار کرده و تبادل یونی باعث ایجاد توازن با یون های جو و زمین شود و از تجمع یونهای مثبت در جو جلو گیری شود،هم چنین وجود رعد و برق برای تشکیل و شکل گیری باران ضرورت دارد و بدون وجود رعد و برق باران عملا شکل نمی گرفت.[*]

اگر رعد و برق وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟

پاسخ ساده است،یونها در جو زمین انباشته می شدند،هم اکنون نه بارانی وجود داشت و نه ما وجود داشتیم.حتی در صورت وجود باران نیز به دلیل انباشته شدن یون ها در جو حالتی پدید می آمد که زمین غیر قابل زیست بود.

حال برسی چندین نکته در باره این مساله ضرورت دارد:

الف-همانطور که می دانید حیات تابع هزاران و میلیون ها عامل است که یکی از آنها رعد و برق است،حال در یک جهان تصادفی کافی بود تنها همین عامل وجود نداشته باشد و جو زمین قادر به تخلیه الکتریکی و تبادل یونی با زمین نباشد،ما اکنون وجود نداشتیم.یعنی تنها کافی بود هوا خواصیت یونیزه و رسانایی نداشته باشد و نتواند نیروی الکتریکی را انتقال بدهد نتیجه آن بود که ما امروز وجود نداشتیم.

ب-برای عبور هر جریان الکتریکی در مدار به یک مهندس برق برای طراحی مدار نیاز است و تعدادی سیم و یک کلید جهت باز و بسته شدن مدار،حال به هر فردی که گفته بشود مدار بدون طراح و خالق و ابزارها بطور تصادفی در کنار هم قرار گرفته و پدید آمده است به این سخن می خندد،حال چگونه ممکن است نیروی الکتریکی رعد و برق که از برق های خانگی بارها قوی تر است و مدار طبیعی و یونی آن و کلید آن که مالش بین دو ابر است(کلید برق نیز اتصال دو قطعه سیم جدا از هم به یک دیگر است)حاصل یک تصادف باشد؟

ج-همانطور که گفته شد هوا خاصیت یونی دارد و نیروی الکتریکی را از خود عبور می دهند،حال تصور کنید که هوا خاصیت کاملا رسانا داشت،چه اتفاقی می افتاد؟

همه یون های موجود در جو به سمت زمین تخلیه می شدند و عملا همه موجودات حتی با تنفس هم ممکن بود دچار برق گرفتی شوند و در نتیجه ما وجود نداشتیم یعنی در هر دو حالت یک تعادل وجود دارد که در نتیجه این تعادل ما وجود داریم.

وجود هیچ چیز در طبیعت بدون دلیل نیست حتی صاعقه و رعد و برق.

-----------

[*]تعدادی از بن مایه های علمی برای این سخن: 

BI Answers: How does lightning form when it is not raining?  

Preventing Direct Strikes

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٥

برسی مغلطه خدای نادیدنی!

یکی از مسائلی که اتئیست ها مخصوصا اتئیست های کمی بی سواد تر و ساده اندیش تر به آن اشاره می کنند و در ادبیات قدیمی ایران نیز ریشه دوانده است و در دوران های قدیم بی خدایان و بت پرستان به آن متوصل می شدند مساله ندیدن خدا و دیده نشدن خدا است.درا ین پست قصد داریم به برسی این مغلطه بپردازیم.

این مساله بسیار واضح است که این مغلطه به قدری بچه گانه و پیش پا افتاده است که حتی پرداختن به آن نیز در حالت عادی کار بی فایده ای است،ولی چون عده ای نیز با این مغالطه نسبت به وجود خدا دچار تردید می شود در این تارنما به آن می پردازیم.

این شبهه تنها یک پاسخ ساده دارد و آن این است که دیده نشدن چیزی دلالت بر نبودن آن نیست،خیلی از اشبا وجود دارند که با چشم غیر مسلح و حتی چشم غیر مسلح دیده نمی شوند.

مثلا بشر تا 200 سال قبل از مشاهده باکتری ها و ویروس ها عاجز بود،یا برخی از اشعه ها مثلا ایکس و گاما و ... توسط انسان قابل مشاهده نیستند ولی مارها و خفاش ها آن را می بینند.

باد و طوفان برای انسان قابل مشاهده نیست ولی انسان وجود آنها را حس می کند و می داند که وجود دارد.

در فضا نیز بسیاری از اجسام فضایی مثلا سیاهچاله ها برای ما بصورت مستقیم قابل مشاهده نیستند،و دانشمندان از آشفتگی گرانشی و اتفاقاتی که در اطراف آنها رخ می دهد می دانند که در آن ناحیه سیاهچاله وجود دارد.

در باره خدا نیز این این مساله محرز است که خدا با چشم مستقیم برای بشریت قابل مشاهده و درک نیست،ولی به قول مولا علی(ع)به هر گوشه از جهان آفرینش که نظر بکنیم می توانیم خدا را ببینیم،و به اندازه کافی مدارک و شواهد برای درک حضور خدا در جهان وجود دارد و افرادی که این مغلطه را برای عدم وجود خدا مطرح می کنند تنها خود را بطور عمدی به خواب می زنند.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٠

بحث خداشناسی در باره ترمیم بافت های بدن

همانطور که می دانید بدن ما می تواند بافت های آسیب دیده خود را به جز بافت های عصبی و بافت هایی که قطع عضو شده اند و یا از ته سوخته اند را ترمیم نماید،ترمیم یکی از ضرورت های ادامه حیات است در برخی از اقسام دیگری جانداران بصورت گسترده تر است مثلا در مارمولک ها بعد از قطع شدن دم دم دیگری از محل زخم رشد می نماید.

اما این عمل ترمیم نیز که به نظر می رسد ساده است خود حاصل چندین فرآیند از جمله انقباض و حرکت بافت ها و تکثیر و جایگزین شدن بافت های جدید در محل زخم است.یک فرآیند چسبندگی بین بافت ها مخصوصا در جنین نیز نقش پر اهمیتی در این فرآیند دارد.درجنین نیز بافت ها به سمت هم حرکت و به هم گره می خورند تا بافت آسیب دیده ترمیم بشود[1]پاسخ التهابی بدن نیز برای کم کردن فاصله زخم و ترمیم هرچه سریع تر است.

در فرآیند ترمیم بدن بعد از زخم شدن ابتدا گولبول های قرمز و پلاکت ها در محل زخم منعقد می شوند تا مانع از ادامه خون ریزی بشوند سپس محل زخم به دلیلی که در بالا اشاره شد منقبض می شود،سپس بدن اقدام به تکثیر و ترمیم بافت می کند.

 

اگر فرآیند ترمیم در بدن نبود؛هر جانداری بعد از زخم شدن امکان ترمیم زخم در بدنش وجود نداشت،و بعد از مدتی از خونریزی و عفونت محل زخم از بین می رفت،در خوشبینانه ترین حالت جای زخم باقی می ماند.

حال ابهاماتی که اتئیست ها باید به این سوال پاسخ بدهند این است که:

✔هر جانداری در طول عمر خود حدقلا یک بار زخمی می شود،زمانی که انتخاب طبیعی هنوز به بدن جاندار این توانایی را نداده بود،هر جانداری بعد از مدتی بعد از زخمی شدن باید به دلیل خون ریزی و عفونت از بین می رفت،ولی چگونه است که نسل جانداران در فاصله بین زمانی که بدن آنها دارای قابلیت ترمیم بشود از بین نرفته است؟

✔هر ابزاری که قسمتی از آن دچار خراش می شود یا شکسته می شود،باید فردی از بیرون آن را تعمیر کند،هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که جسمی که دچار خراش شده بدون دخالت تعمیر کار تعمیر بشود،حال بدن جانداران که حتی برنامه ای در آن تعبیه شده که خود می تواند از درون خود را تعمیر بکند چگونه می تواند حاصل تصادف یا زمان باشد؟

--------------

[1]REVIEW ARTICLES Parallels between tissue repair and embryo morphogenesis

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٦

بحث خداشناسی در باره رطوبت چشم

در ساختار آناتومی چشم قسمتی بنام "ملتحمه"وجود دارد که یکی از وظایف آن حفظ رطوبت چشم و جلوگیری از خشکی چشم است،در صورتی که این ساختار درست کار نکند فرد دچار بیماری خشکی چشم می شود و نمی تواند گریه بکند.در تصویر زیر محل ملتحمه مشخص شده است.

وجود این ساختار برای چشم ضرورت دارد،زیرا اگر چشم رطوبت نداشته باشد،امکان رشد باکتری ها و ویروس ها بروی آن بیشتر می شود و همچنین چشم ساختاری است که به وسیله زلالیه و رگ های خونی ملتحمه تغذیه می شود،و وجود مایع چشم برای تغذیه آن و حرکت مردمک چشم به سمت چپ و راست ضرورت دارد.چشم انسان یک محیط مرطوب به تمام معنی است.

 

حال به برسی چند نکته در این باره می پردازیم:

 ✓ فرض کنید که در یک جهان پدید آمده در اثر تصادف چشم انسان همانند وبکم بود و یک ساختار مرطوب نداشت،چه اتفاقی می افتاد؟پاسخ ساده است،بعد از مدتی ساختار چشم به دلیل ظرافت و حساسیت بالای آن خشک می شد،و همه آدمها نابینا می شدند.

 ✓ حال فرض کنید ساختار چشم در اثر تکامل تصادفی و بدون دخالت آفریدگار پدید آمده بود،اتفاقی که می افتاد این بود در مراحلی که چشم به گونه ای در جانداران تکامل نیافته بود که دارای رطوبت نبود در نتیجه تغذیه ساختار چشم هم از بین نبود و بعد از مدتی ترمیم نمی شد و خشک می شد و از بین می رفت در نتیجه این ساختار در ابتدای پدید آدن در همه جانداران از بین می رفت.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢