خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی درباره طراحی هوشمند سیستم تنفسی

ساختار بدن انسان و جانداران زنده بگونه ای است که بدون اکسیژن قادر به ادامه حیات نیستند،و در عرض چند دقیقه بدون اکسیژن دچار خفگی می شوند.بدن ما در یک فرآیند بسیار پیچیده اکسیژن  O2 را می گیرد و آن را به سلول ها می رساند و بجای آن CO2 را که یک گاز خفه آور است پس می دهد.

هوای تنفسی ما از 21 درصد اکسیزن تشکیل شده است ولی میزان CO2 یا مونواکسید کربن آن تنها .04% است که برعکس اکسیژن که در سرخرگ ها جاری است مونواکسید مصرفی کربن که به خون پس داده شده است در سیاهرگها جاری می باشد،یعنی میزان اکسیژن خون صد برابر میزان کربن دی اکسید آن است،حال تصور کنید که در یک جهان که بر اثر تصادف به وجود آمده بود،جای مقدار این دوگاز برعکس بود،در نتیجه ما هم اکنون وجود نداشتیم.
بدن ما به کمک آنزیمی بنام کربونیک آنهیدراز CO2 تولید شده در تنفس سلولی را برای پیوستن به آب به شکل کربن دی اکسید در خون در می آورد.تاب به یون H + و یون بی کربنات (HCO3-) تبدیل می کند.

عملکرد بدن بطور عادی باید به گونه ای باشد که میزان اکسیژن خون باید 70 درصد و CO2 زیر چهل و پنج درصد باشد.و وجود هردومیزان O2 و CO2 برای کنترل  H+در یک مقیاس ضروری است.
اما در بدن یک اتفاق شگفت انگیز می افتد یک گیرنده و سنسور شیمیایی بوجود دارد که قادر به شناسایی O2 وCO2 و H+ است.ماهیت دقیق این گیرنده شیمیایی هنوز مشخص نشده است ولی این حسگر اطلاعات لازم را برای بدن ارسال می کند و بدن از روی این اطلاعات مقدار اکسیژن و وCO2 و یون H+ را تنظیم می کند

حال تصور کنید انسان و جانداران در یک فرآیند تکامل تصادفی و بدون وجود  آفریدگار پدید آمده بودند،و تنها این آنزیم کوچک که مسئول اندازه گیری میزان کربن دی اکسید و اکسژن خون است از ابتدا وجود نداشت و بنا به ادعای تکاملگرایان اتئیست در طول زمان در بدن جانداران پدید آمده بود،اتفاقی که می افتاد این بود که انسان یا سایر جانداران از ابتدا و از بدو به دلیل به هم ریختگی میزان اکسیژن و دی اکسید کربن،دچار خفگی می شدند و هم اکنون هیچ موجود زنده ای وجود نداشت.

مساله دوم:فرض کنید سیستم دستگاه گردش خون یک کارخانه است؛در نتیجه کدام عقل سلیمی می تواند این مساله را تصور کند که سنسور ها و حسگرهای سیستم و عقربه آن که وظیفه شمارش میزان جریان و محتوی ان را دارد در اثر تصادف و تنها به دلیل وجود و نیاز دستگاه گردش خون در طول 5 میلیاردسال به وجود آمده باشد؟

مساله سوم:فرض کنید این ساز و کار بدون دخالت آفریدگار و در اثر تصادف پدید آمده است:در مراحل ابتدایی که دستگاه گردش خون جانداران کامل نبود چگونه سلول ها قادر بودند که اکسیژن را بگیرند و مونو اکسید کربن را به خون پس بدهند،آیا زمانی که این سازکار وجود نداشت یا در حال تکامل بود جانداران دچار خفگی نمی شدند؟

برخی از قسمت های این نوشته از روی نوشته زیر الگو برداری شده است.:

Understanding Respiration: A Breath of Fresh Air, if You Please

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۸

مثال ربات

اول-اگر یک نفر از شما سوال کند که یک ربات در طول پنج میلیارد سال بعد از به وجود آمدن کره زمین بطور تصادفی به وجود آمده است و تمامی اجزای آن از سیم و پیچ ها و مدارها و ... گرفته همگی بدون دخالت هیچ سازنده ای و در اثر تصادف و فوران تصادفی آتش فشان و باران به وجود آمده و به وسیله طوفان و باد کنار هم و بطور مناسب و بدون خطا و اشتباه قرار گرفته این مساله را می پذیرید؟

پاسخ-قطعا جواب شما منفی است.

دوم-انسان یا حیواناتی که بدن آن میلیون ها بار از یک ربات پیچیده تر است،و علاوه بر آن دارای عنصر مغز است که هارد نصب شده و برنامه آن میلیون ها بار پیچیده تر از برنامه و سخت افزار ربات است و علاوه بر آن دارای احساسات و عواطف و توانایی تولید مثل است،می تواند تنها در اثر تکامل یا انتخاب طبیعی که جایگزین باد و باران و آتشفشان در سوال بالا شده است در اثر یک تصادف و بدون وجود یک طراح و سازنده به وجود آید؟

پاسخ تکامل گراها و اتئیست ها بلی!و هرکس به وجود خدا و آفریدگار اعتقاد داشته باشد بی سواد و امل و متوهم است،ولی کسی که اعتقاد دارد که یک ربات نمی تواند حاصل یک تصادف باشد،ولی بدن انسان که میلیون ها بار پیچیده تر است،حاصل یک تصادف است و نیازی به آفریدگار ندارد،روشنفکر تحصیل کرده با سواد و ... است!! 


برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۸

اگر در زمان انفجار بزرگ گرانش اندکی بیشتر یا کمتر بود چه اتفاقی می افتاد؟

همانطور که می دانید جهان هستی بعد از انفجار بزرگ تا کنون با سرعت بسیار زیادی در حال گسترش است،یکی از دلایل نسبت داده شده به این انبساط انرژی تاریک است و یکی دیگر از دلایل نسبت داده شده به انبساط جهان هستی گرانش یا جاذبه است،ولی مساله بسیار عجیب این است که مقدار این گرانش توسط آفریدگار چه در لحظه انفجار بزرگ و چه امروز به مقدار تنظیم شده است و اگر مقداری بیشتر یا کمتر بود ما اکنون امروز وجود نداشیم،بیل برایسن در فصل اول کتاب خود تحت عنوان تاریخچه تقریبا همه چیز در این مورد می نویسد:

کائنات در کسری از یک لحظه بعد از سپیده دم آفرینش،دستخوش گسترشی ناگهانی و خارق العاده شد.کائنات منبسط شد،یعنی عملا به همراه خودش سرعت گفت،و ابعادش در هر 10 -34 ثانیه دو برابر شد.کل این واقعی ممکن است چیزی بیش از 10-30 یعنی یک میلیون میلیون میلیون میلیون میلیونیوم ثانیه به درازا نکشید ولی دست کم کائنات را به چیزی 1024 بار بزرگتر تبدیل کرد.

اگر جاذبه اندازه ناچیزی از جاذبه کنونی بیشتر یا کمتر می شد،اگر سرعت گسترش کائنات فقط اندکی از سرعت گسترش آن لحظه ها کندتر یا تندتر می شد-در آن صورت می شد احتمال داد که هیچ گاه عناصر مادی پایداری برای تشکیل موجوداتی چو من و شما یا خاکی که ما رویش زندگی می کنیم وجود نداشته باشد.اگر جاذبه ذره ای از آنچه هست قوی تر می شد این احتمال وجود داشت که خود کائنات همچون چادری که به غلط و بدون مقادیر مناسب و دقیقا لازم برای دادن ابعاد چگالی و قطعات تشکیل دهنده مناسب به آن برپا شده باشد،سقوط کند.اما اگر این جاذبع اندکی ضعیف تر شده بود هیچ چیز یا چیز دیگری ادغام یا به آن وصل نمی شد.کائنات تا ابد بصورت یک خلا تاریک و پراکنده باقی می ماند.

در دراز مدت ممکن است معلوم شود که جاذبه اندکی زیادی قوی است و ممکن است روزی موجب توقف گسترش کائنات شود و کاری کند که کائنات روی خودش سقوط کند تا آنکه متلاشی شود و تیکینگ دیگری را پدید بیاورد و احتمالا کل آن فرآیند را از نو آغاز کند،از طرف دیگر جاذبه ممکن است خیلی ضعیف باشد و کائنات تا ابد به فرار و گسترش پرشتاب خود ادامه دهد به طوری که هر آنچه در کائنات دیده می شود چنان از هم دور شود و فاصله بگیرند که هیچ فرصتی برای اندر کنش های مادی پیش نیایید و کائنات به محلی خنثی و مرده اما بسیار جادار تبدیل شود.

حال عده ای در پاسخ به این مساله بحث جهان های موازی و کائنات های موازی را به پیش می کشند و اعلام می کنند که ما جزئی از یک در تیریلیون ها شانس و احتمال هستیم,در پاسخ به این مساله باید گفت که:

هنوز وجود هیچ کائنات موازی اثبات نشده است،در صورت اثبات شدن هم مشخص نیست که کائنات های دیگر مشابه کائنات ما هستند و زیست پذیر هستند یا نه،در صورتی هم که مشابه کائنات ما نباشد هم این مساله قاب تامل تر می شود که چرا ما اکنون بین میلیاردها میلیارد احتمال تصادف وجود داریم،در حالی که احتمال وجود ما با این حساب کمتر از صفر می شود ولی ما وجود داریم و وجود ما بدون یک معجزه یا دخالت یک آفریدگار هوشمند در بین میلیاردها میلیارد احتمال نیست بودن، مکان پذیر نیست ولی ما وجود داریم،و انشتین یک نقل قول بسیار جالبی در این باره دارد که می گوید:خدا تاس نمی اندازد!

برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱۸

انفجار بزرگ و انرژی خلا

حدود 36-10ثانیه بعد ازانفجار بزرگ دمای عالم به 1027 درجه کلوین رسید.در این مرحله جهان هستی شروع به انبساط کرد که به آن تورم کیهانی می گویند.بین لحظه 35-10 و لحظه 33- 10ثانیه پس از انفجار،عالم با سرعت فرانور به میزان 1050 انبساط پیدا می کند.در ثانیه 33-10،دما به 1025 درجه کلوین می رسد،در این موقع کوارک ها و پاد کوارک ها به وجود می آیند.ولی در این هنگام گرما چندان زیاد است که پروتون ها و نترون ها نمی توانند تشکیل شوند.بعد از 12-10 ثانیه دمای عالم به 1016 درجه کلوین می رسد.در این موقع چهار نیروی شناخته شده شکل می گیرد:

1.نیروی هسته ای ضعیف 2.نیروی هسته ای قوی 3.نیروی الکترومغناطیس 4.نیروی گرانشاین چهار نیرو در آغاز مهبانگ یکی بوده اند.

در ثانیه 16-10دما به 1013 کلوین رسید.کوارک ها دیگر نمی توانستند بصورت آزاد وجود داشته باشند و به هاردرون تبدیل شدند که از آنها پروتون ها و نترون ها و پادنترون ها(با بار مثبت)و نوترون ها(با بار منفی)،و سرانجام مقدار زیادی ذرات خنثی به نام نوترینو به وجود آمدند.بعد از 4-10 ثانیه دما به 1012 درجه کلوین می رسد.اکثر پروتون ها و نوترون ها با برخورد به پادپروتون ها و پادنترون ها از بین می روند و تنها مقدار بسیار ناچیزی از پروتون ها و نترون ها به نسبت 1:6 باقی می مانند که بعدها از آنها هلیم ساخته می شود در این لحظه گرما چندان بود که الکترون ها و پاد الکترون ها به وجود آمدند.

یک ثانیه بعد از مهبانگ،دما به 1010 درجه کلوین افت می کند.حال الکترون ها و پادالکترون ها نیز همدیگر را نابود می کنند و جز مقدار ناچیزی(9-10 قسمت آن)باقی نمی ماند.از این مقدار ناچیز الکترون مواد آینده هستی به وجود می آید.

پس از 10 ثانیه که از انفجار بزرگ می گذرد؛دما به 109 کلوین می رسد.پروتون ها و نترون ها از طریق همجوشی هسته ای اولین هسته اتمی را به وجود آوردند.به این مرحله هسته زایی می گویند.در این مرحله %25 ایزوتوپ هیلیم 4 و 001/0 % ایزوتپ های هیدروزن سنگین یا دوتریم،D  و همچنین مقدار بسیار ناچیزی ایزوتوپ هیلیم 3 تولید می شود.%75 بقیه پروتون ها بعد ها هسته اتم هیدروژن را ساختند.بعد از 5 دقیقه هسته سازی مهبانگ به پایان رسید.نوترون های آزاد باقی مانده دیگر ثابت نبودند و به تدریج به پروتون و الکترون تبدیل شدند.بقیه عناصر سنگین بعدها درون ستارگان به وجود آمدند.

بعد از حود سیصدهزار سال دما به 3000 درجه کلین افت کرد.در این شرابط پروتون ها و نترون ها و الکترون ها توانستند اتم های پایدار به وجود آوردند و نور توانست بدون مانع به حرکت خود ادامه دهد.

(پیدایش جهان هستی و حیات بروی کره زمیندکتر ابوالحسن حاجی حیدری/انتشارات مازیار)

 

 

 

حال برای هر ذهن کنجکاوی باید این سوال به پیش بیایید که ابتدایی بیگ بنگ که معادل  1027 بوده است،چگونه و از کجا به سامانه داده شده است تا جهان هستی به وجود بیایید؟  

دانشمندان برای این سوال تنها یک دو قابل قبول می توانند بتراشند که هر دو در حد یک فرضیه است.

پاسخ اول این است که فرمول ها  و قوانین فیزیک این انفجار را شکل داده اند،حال این مساله قابل برسی است که چگونه قوانین فیزیکی که بروی کاغذ پیاده می شوند چگونه از داخل خلا می توانند انرژی به این بزرگی که تا کنون در تاریخ کیهان بی سابقه بوده است را تامین نماید؟

پاسخ دوم که دانشمندانی مانند لارنس کراوس در کتاب گیتی از هیچ مطرح می کند این است که خلا جهان یک خلا پر از انرژی است و انرژی بیگ بنگ از این خلا تامین شده است،که این مثاله نیز تاکنون اثبات نشده است،دوما اگر خلا سرشار از انرژی می باشد،چرا این انرژی امروز تاثیراتی در جهان ندارد و یا یک انفجار بزرگ دیگر رخ نمی دهد.

حتی در صورت پذیرش این مساله نیز آیا انرژی خلا قسمتی از فضا می توانسته انرژی لازم برای انفجار با آن ابعاد را تامین بکند یا نه؟و چرا هم اکنون این اتفاق نمی افتد.

این مساله واضح است که انرژی به این مقدار نه در اثر خلا می توانسته تامین شود و نه در اثر فرمول های فیزیکی که بروی کاغذ پیاده شده است می توانسته است به وجود آید و بدون تردید توسط یک آفریدگار هوشمند جرقه این انفجار با این عظمت زده شده است.

موضوع دوم:بیل برایسن در کتاب تاریخچه تقریبا همه چیز به یک مساله بسیار جالب اشاره کرده است از زمان بیگ بنگ تا کنون مقدار تکینگ ها یا ماده موجود در جهان میلیاردها برابر شده است،در حالی که هر انفجاری منجر به نابودی می شود این انفجار بطور استثنایی باعث شده مقدار ماده میلیاردها برابر شود،چگونه می توان این ادعا را مطرح نمود که آفرینشی در کار نبوده است؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱۸

بحث خداشناسی در باره ارتباط باد و باران

همانطور که می دانید وجود چرخه آب و باران یکی از ضروری ترین پیش نیازها برای متعادل سازی هوای کره زمین و در نتیجه زیست پذیر کردن آن است.با جرات می توان گفت اگر باران در کار نود آب در گوشه ای از زمین باقی می ماند یا در اثر حرارت خورشید بخار می شد و بصورت بخار در لایه های فوقانی زمین انباشته می شد.در نتیجه زمین یک کره بسیار گرم بود و ما امروز وجود نداشتیم.

وجود باران علاوه بر خورشید که یک پیش نیاز برای تشکیل باران است به چند پیش نیاز دیگر نیز نیاز دارد که یکی از آنها باد است که همواره در تعامل با باران است و بدون باد عملا هیج بارانی تشکیل نمی شود.

دلیل اصلی به وجود آمدن باران و حرکت ابرها و بارورشدن ابرها وجود باد است که هم ابرها را بارور می کند و هم آنها را به سمت مناطقی که باید در آنها بارش ایجاد شود حمل می کند.

در جهان هستی نیز بادهای بین ستاره ای وجود دارند ولی در سایر سیاراتی که اتمسفر آنها ضعیف تر است و یا اصلا دارای اتمسفر نیستند هیچ بادی به شکل زمین وجود ندارد،زیرا غلظت هوای ان به شکل زمین نیست و در نتیجه ممکن است باد یا تشکیل نشود و یا به یک صورت دیگر وجود داشته باشد زیرا اگر شکل اتمسفر و غلظت هوا تفاوت داشته باشد،میزان جابجایی هوا نیز تفاوت خواهد داشت.

حال سیاره ای را تصور کنید که باد به دلیل غلظت هوای ان کمتر از مقدار زمین است،در نتیجه بسیار گرم تر از زمین خواهد بود و تعادل سیاره به هم خواهد خورد،حتی ممکن است به دلیل به هم خوردن تعادل از ایجاد باد نیز جلوگیری بشود.

یا سیاره ای که باد آن بیشتر از مقدار زمین وزش دارد،نتیجه این خواهد بود که باد ابرها و دانه های و بسیاری دیگر از عناصر ضروری لازم برای حیات را پراکنده خواهد کرد در نتیجه عملا حیاتی تشکیل نخواهد شد.

یعنی علاوه بر اینکه برای تشکیل باد عناصر زیادی از جمله اتمسفر شبیه زمین یا وجود اکسیژن ضروری است،شدت باد نیز در تشکیل حیات ضروری است و در صورت مقداری بیشتر یا کمتر بودن می تواند کل حیات سیاره را به خطر بیندازد.

نتیجه کلی این است که باد تنها یکی از هزاران ضروریات برای تشکیل حیات است که اگر مقداری بیشتر یا کمتر باشد می تواند از وجود حیات ممانعت بنماید،هرچند ممکن است این عنصر ضروری بخاطر بزرگی جهان در هزاران سیاره مشابه زمین باشد ولی اگر این را در کنار هزاران ضروریات دیگر برای تشکیل حیات بگذاریم و در بزرگی کیهان نیز ضرب کنیم،کنار هم قرار کرفتن همه اینها در یک جا نمی تواند ناشی از یک تصادف باشد.

به همین دلیل است که قرآن کریم نیز تاکید زیادی بروی باد دارد[جهت مطالعه بیشتر کلیک کنید]و سعدی بزرگوار می فرمایند :

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری

-----------

برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

صفحه ما بروی اپلیکیشن اینستاگرام

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٠