خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره انبساط آب هنگام انجماد

بیشتر مواد طبیعت در هنگام انجماد منقبض می شوند ولی در طبیعت استثناهایی هم وجود دارد مثلا آب در هنگام یخ بستن بر خلاف سایر مواد منبسط می شود .

بیشتر مواد در فرآیند انجماد(یخ بستن)منقبض می شود.بعضی مواد،مانند آب، در ضمن انجماد منبسط می شوند.[1]

انبساط آب ضمن انجماد نتایج طبیعی در طبیعت دارد.اگر آب نیز مانند بیشتر مواد در ضمن انجماد منقبض می شد،یخ از آب سنگین تر می شد و بجای شناور شدن روی رودخانه ها و دریاچه ها، یا اقیانوس ها به کف آنها می نشست.اشعه خورشید هرگز به لایه های یخ نمی رسید، و کف بیشتر رودخانه ها و دریاچه ها، و اقیانوس ها سالها پوشیده از یخ می شد، وحیات دریای بطور جدی آسیب می دید.[1]


حال جهانی را تصور کنید که در اثر تصادف پدید آمده بود و قوانین فیزیکی به اندازه ای متفاوت بود و آب در هنگام انجماد مانند سایر مواد منقبض می شد در نتیجه وزن یخ از آب بیشتر می شد و نمی توانست روی آب شناور بماند و به زیر آب می رفت در نتیجه در دراز مدت یخ در تمامی سطح اقیانوس ها ته نشین می شد و در دراز مدت همه آب اقیانوس ها و دریاها از پایین به بالا تبدیل به یخ می شد در نتیجه همه موجودات دریایی می می مردند از دیدگاه داروینیستی هم که حیات از آب به خشکی آمده است نیز امکان تشکیل حیات در آب و در نتیجه خشکی وجود نداشت و امکان سفرهای دریایی روی یخ از بین می رفت و یخ بستن همه اقیانوس ها و دریاها باعث می شد دمای کره بسیار سرد و غیر قابل سکونت می شد.

به راستی این نظم بزرگ توسط چه کسی پایه ریزی شده است که باعث شده استثناهای طبیعت حیات را امکان پذیر سازد؟

برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.


--------

[1]ترمودینامیک بازنگرش مهندسی یونس ای سنجل-میخائیل بولز

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٧

جهان یک اندیشه بزرگ

جیمز هاپوود جینز (انگلیسی: James Hopwood Jeans؛ زاده ۱۱ سپتامبر ۱۸۷۷ - درگذشته ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۶) یک دانشمند در زمینه اخترشناسی، ریاضیات، و فیزیکاهل بریتانیا بود.او در کتاب خود تحت عنوان کائنات شگفت انگیز نوشت :

جهان بیشتر به یک اندیشه بزرگ به نظر می رسد تا یک ماشین بزرگ.ذهن(خرد)دیگر عنصری نیست که بر حسب تصادف در قلمرو ماده نفوذ کرده باشد.به تدریج این تصور برای ما پیش می آید که باید ذهن را بعنوان آفریننده و اداره کننده ماده به حساب بیاوریم...ما به این کشف نایل آمدیم که جهان چون ذهن ما دارای مدارکی دال بر طراحی و نیروی سازمان دهنده است.[1][2][3]

 

--------

[1]فردهیرن آفرینش گیتی

[2]Sir James Hopwood Jeans about universe 

[3]این کتاب در سال 1384 با ترحمه پروفسور فضل الله رضا به وسیله خانه ریاضیات اصفهان منتشر شده است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٢

بحث خداشناسی در باره تعادل فشار زمین

در کره زمین آب معمولا در فشار 1atm و دمای 100 درجه می جوشد ولی اگر آب به 500kpa افزایش یابد آب در 151/9 سلسیوس شروع به جوشیدن می کند.یعنی دمایی که آب در آن شروع به جوشیدن می کند به فشار بستگی دارد.[1]

حال تصور کنید فشار اتمسفر کاهش یابد در نتیجه آب در دمای پایین تر از صد درجه مثلا 50 درجه خواهد جوشید.

فشار زمین در نتیجه اتمسفر منحصر به فرد زمین پدید آمده است.اتمسفر زمین یک اتمسفر منحصر به فرد است و در هیچ جای جهان اتمسفری با این اندازه یافت نشده است.در بعضی از سیارات ممکن است اتمسفر قوی تر و یا ضعیف تر باشد اگر قوی تر باشد در نتیجه فشار اتمسفر نیز قوی تر خواهد بود و عملا نفس کشیدن برای موجودات سخت تر خواهد شد و در سطح سیاره شرایطی مانند کوهای پر ارتفاع کره زمین وجود خواهد داشت و آب هم در دماهای بالا شروع به جوشیدن خواهد کرد.

حال سیاره ای را تصور کنید که دارای فشار اتمسفر بالاست و آب در 200 درجه می جوشد در این حالت این سیاره باید داری یک خورشید با قدرت دو برابر خورشید ما باشد که بتواند آب بصورت بخار و ابر تبدیل شود و بارندگی در سطح سیاره وجود داشته باشد تا امکان ادامه حیات فراهم بشود در این صورت نیز شعله های سوزان این ستاره بزرگ کل حیات را در سطح سیاره از بین خواهد برد و اگر هم ستاره آن کوچکتر باشد آب تنها به صورت جامد و مایع یافت می شود و در فاز بخار نمی توان آن را یافت در نتیجه امکان تشکیل زندگی هوشمند در این سیاره وجود نخواهد داشت.

اگر هم فشار پایین باشد سیاره به دلیل کم بودن نقطه چوش پر از بخار آب خواهد شد و عملا آب به فاز گاز وجود خواهد داشت و به شکل مایع نیز یافت نمی شود در نتیجه از دیدگاه داروینیستی امکان تشکیل زندگی در سیاره مردود خواهد شد.

ولی در مورد کره زمین این سیاره یک سیاره کاملا منحصر به فرد است زیرا دارای یک ستاره مناسب و فاصله مناسب با ستاره اش است و اتمسفر آن نه بسیار قوی است و نه ضعیف است در نتیجه فشار مناسب در داخل سیاره کره زمین باعث می شود تا آب در هر سه حالت جامد و مایع و بخار یافت شود و عملا امکان تشکیل حیات در آن وجود داشته باشد.

----

[1]ترمودینامیک بازنگرش مهندسی صفحه 65

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٠

بحث خداشناسی در باره تعادل نیروی جاذبه و دافعه ذرات و فاز ماده در جهان هستی

مولکول ها در جامدات به صورت سه بعدی مرتب شده اند و این آرایش در سراسر جامد تکرار می شود.به علت فواصل کوچک بین مولکول ها در جامدات نیروهایی که مولکول ها بر یکدیگر وارد می کند بزرگ می شود و مولکول ها را در مکان ثابت نگه می دارد.وقتی فاصله بین مولکول ها نزدیک به صفر می شود نیروهای جاذبه بین آنها تبدیل به نیروهای دافعه می شود و از این رو نمی گذارند مولکول ها روی همدیگر انباشته شوند.اگر چه مولکول های جامدات نمی توانند نسبت به یکدیگر انباشته شوند ولی حول دائما حول وضعیت تعادل خود نوسان می کنند.[1]

حال جهانی را تصور کنید که در اثر یک تصادف و بدون دخالت آفریدگار به وجود آمده باشد و اندکی از قوانین فیزیکی آن با قوانین فیزیکی جهان ما تفاوت داشته باشد و یک جای قوانین فیزیکی آن ناقص باشد مثلا در مورد همین نیروی جاذبه و دافعه ذرات اگر نیروی جاذبه مقداری بیشتر باشد باعث می شود که ذرات نسبت به هم جذب شوند و روی هم انباشته شوند در نتیجه این انباشته شدن همه ماده ها به فشرده ترین صورت ممکن خواهند بود در نتیجه گاز و مایعی در کار نخواهد بود و عملا تشکیل حیات غیر ممکن خواهد بود.

اگر هم نیروی دافعه اندکی قوی تر باشد ذرات همدیگر را بطور گسترده دفع می کنند و از هم فاصله می گیرند.در نتیجه در خوشبینانه ترین حالت ممکن فاز ماده بصورت گازی تشکیل خواهد شود و جامد و مایعی برای تشکیل حیات وجود نخواهد داشت.

ولی نیروی جاذبه و دافعه ذرات در یک اندازه تعادل در جهان قرار دارد که باعث می شود که هر سه فاز مورد نیاز برای تشکیل حیات یعنی جامد و مایع و گاز را داشته باشیم و مورد دیگر اینکه این جاذبه باعث شده است تا ذرات در کنار هم نگه داشته باشند ولی به محض اینکه فاصله آنها به قدری کم می شود که ممکن است بروی هم انباشته شوند و نظم جهان را بر هم بزنند نیروی جاذبه برعکس شده و تبدیل به نیروی دافعه می شود تا فاز ماده و فاصله آنها همیشه در حالت تعادل وجود داشته باشد.

بی شک این تعادل در جهان هستی نمی تواند حاصل یک تصادف باشد زیرا اگر اندکی نیروی جاذبه و دافعه بیشتر یا کمتر بود و یا یکی از آنها وجود نداشت ما هم اکنون اینجا نبودیم و بی شک در پشت پرده این تعادل دست قهار یک آفریدگار قدرتمند وجود دارد.

برای دنبال کردن مطالب ما از طریق فیسبوک لطفا صفحه ما را لایک بزنید.

----

[1]ترمودینامیک باز نگرش مهندسی یونس ای سنجل-میخائیل ای بولز ویرایش سوم صفحه 62

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٧

بحث خداشناسی درباره نقش سیستم ایمنی در دوران بارداری

همانطور که می دانید باکتری ها و ویروس ها از ژن ها و پروتئین ها ساخته شده اند.هنگامی که یک باکتری یا ویروس که دارای یک ژن خارجی است وارد بدن می شود به وسیله سیستم ایمنی بدن شناسایی و سرکوب می شود.

یک جنین نیز دارای 50 درصد ژن خارجی است و از نظر ایمونولوژی نیز جنین یک جسم خارجی محسوب می شود و باید توسط سیستم ایمنی بدن شناسایی و سرکوب شود ولی بطور معجزه آسایی سیستم ایمنی بدن زنان این جسم خارجی را از بین نمی برد.

اگر از دیدگاه تکاملی اتئیستی به این ماجرا نگاه کنیم باید در مراحلی از تکامل بدن جانداران باید به گونه ای بوده باشد که نتوانسته باشد جنین را تشخیص دهد و در صورت عدم تشخیص نیز باید آن را نابود می کرد در نتیجه نه نسل انسان و نه نسل جانداران قادر به ادامه نسل و تولید مثل نبود.

یعنی یک خطای کوچک در یک تکامل تصادفی می توانسته است کل نسل همه جانداران را از بین ببرد ولی دخالت دست آفریدگار در فرآیند آفرینش یا تکامل تدریجی جانداران و به وجود آوردن استثناهایی در آفرینش باعث شده است که جانداران قادر به ادامه حیات و تولید مثل باشند.

 

لطفا صفحه ما در فیسبوک را لایک بزنید.

---------

Biomedical scientist explores role of immune system in pregnancy

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٥

اصل انسانی نهایی و زمان لازم برای به وجود آمدن طبیعی حیات

اختر شناس جان بارو و فیزیکدان فرانک تیپلر در 1986 محاسبه کردند که بدون دخالت در شرایط بحرانی چقدر طول خواهد کشید که جهان هستی گرد هم آیدبعد از برسی ده شرط لازم برای حیات آنها در یافتند آنچه برای به وجود آمدن انسان مورد نیاز است در تمام طول عمر جهان با امکانات طبیعی فراهم نخواهد شد.[1][2]

آنها محاسبه کردند که حتی اگر ده شرط لازم برای حیات بخواهد بطور طبیعی فراهم شود دیگر زمان به سر آمده و خورشید تبدیل به یک غول سرخ شده و زمین را سوزانده است.سر انجام آنها به این نتیجه رسیدند که باید تا خردی وجود داشته باشد تا انتخاب خردمندانه برای به وجود آمدن انسان صورت بگیرد.[1][2]

این دو دانشمند نام این اصل خود را اصل انسانی نهایی نامیدند.یعنی بر طبق اصل پیدایش انسان شناختی بیشتر از 18 میلیارد سال طول می کشد تا ده شرط لازم برای حیات بطور طبیعی در یک نقطه کنار هم جمع بشوند ولی جهان ما 13.8 میلیارد سال عمر داد!این زمان تنها برای جمع شدن طبیعی ده شرط در کنار هم بدون چینش انها توسط آفریدگار در نظر گرفته شده است و شامل زمان لازم برای تکامل انسان و جانداران که4.5 میلیارد سال به طول کشیده است تا موجودی مانند انسان از دیدگاه تکاملی پدید بیایید نمی شود و با اضافه کردن این رقم جهان هستی به ده میلیارد سال عمر بیشتر برای پدید آمدن حیات نیاز دارد.

از آنجا که حیات در زمین وابسته به خورشید است، آینده کرهٔ زمین نیز به آیندهٔ خورشید وابسته خواهد بود. حدود ۵ میلیارد سال دیگر ذخایر انرژی خورشید تمام شده و خورشید به یک غول سرخ تبدیل می‌شود و افزایش حجم می‌دهد. گرمای شدید حاصل از افزایش حجم باعث آب شدن یخ مناطق قطبی و بالا آمدن آب اقیانوس می‌شود. سپس جو زمین شروع به تبخیر می‌کند و گیاهان خشک آتش می‌گیرند. در چنین شرایطی امکان حیات در زمین برای همیشه از بین می‌رود. فاصله زمین تا خورشید در آن‌زمان درحدود ۱.۵ برابر فاصله کنونی خواهد بود.[3]

وابستگی آیندهٔ زمین به خورشید امری حتمی است. ۵ تا ۷ میلیارد سال بعد زمانی کههمجوشی هلیومی آغاز شود، زمان نسبتاً کوتاهی حدود نیم میلیارد سال درخشندگی خورشید با نرخ ۱۰۰۰ برابر، رو به فزونی می‌گذارد. سطح خورشیدِ غول سرخ شده، به زمین بسیار نزدیک خواهد شد و مانند یک دیسک سرخ بزرگ، نیمی از آسمان را خواهد پوشاند. بطور همزمان خورشید مقادیر زیادی گاز به درون فضا پف خواهد کرد، و بخش زیادی از جرمش را از دست خواهد داد و درنتیجه نیروی جاذبهٔ خورشید بر زمین، کاهش خواهد یافت. ازاین‌رو مدار زمین وسیع‌تر خواهد گردید. ولی درنهایت سطح خورشید به مدار زمین خواهد رسید و زمین وارد جو سوزان خورشید خواهد شد. فرضیهٔ دیگری فرار احتمالی زمین از مدار خورشید را، پس از تبدیل‌شدن آن به غول سرخ بررسی می‌کند؛ که در این صورت پس از خاموشی خورشید، زمین به دنیایی بی‌جان و یخ‌زده تبدیل خواهد شد.[3]

----

[1]Barrow, John and Tipler, Frank (1986): The Anthropic Cosmological Principle. Clarendon Press.

Read more: http://www.reasonablefaith.org/barrow-and-tipler-on-the-anthropic-principle-vs-divine-design#ixzz3Fa7nJru6 

[2]فرد هیرن آفرینش گیتی

[3]آینده زمین از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱۳

آیا امکان وجود تمدن های هوشمندی که بتوانند به زمین سفر بکنند وجود دارد؟

یکی از مطالبی که هواداران نظریه فضانوردان باستانی در پاسخ به عدم امکان سفرهای فضایی مطرح می کنند این است که سایر تمدن های جهان پیشرفته تر از ما هستند در نتیجه وسایل و ابزارهایی دارند که به وسیله آن می توانسته اند به زمین سفر کنند و در کار آفرینش دخالت داشته باشند.

در این مطلب قصد داریم به برسی این موضوع بپردازیم که آیا امکان به وجود آمدن موجوداتی پیشرفته تر از ما قبل از ما در جهان وجود داشته است یا خیر؟

همانطور که می دانید جهان ما 13.7 میلیارد سال قبل در اثر یک انفجار بزرگ پدید آمده است.عمر خورشید 4.5 تا 5 میلیارد سال است و زمین نیز عمری معادل 5 میلیارد سال دارد.ستاره هایی با عمر متوسط 4.56 میلیارد تا 6 میلیارد سال دارند[1].ستاره هایی با قدمت بسیار بالا هم در جهان هستی شکل گرفته بودند ولی این ستاره ها برای تشکیل حیات مناسب نبودند زیرا ستاره های اولیه دهها برابر بزرگتر از خورشید بودند در یک کشف از بقایای یک ستاره اولیه بقایای ستاره جرمی معادل 60 برابر خورشید را داشت[2]همچنین ستاره های جهان اولیه بعلت جرم بزرگشان مانند همه ستاره های بزرگ باید دارای عمر کمتری بوده باشند.در نتیجه محیط اطراف این ستاره ها بسیار گرم و انباشته از اشعه هایی بوده است که هر کدام از آنها می توانستند میلیون ها بار حیات را نابود کنند.این موضوع نیز قابل برسی است که ستاره ها دارای یک عمر محدود هستند و ممکن است نوری که از یک ستاره در فاصله 13 میلیارد سال و حتی چند میلیون سال نوری به ما می رسد فقط تصویر ستاره باشد و ستاره هم اکنون به دلیل پایان یافتن سوخت خود و یا انفجار های ابرنواختری مرده باشد و هر تمدنی را که در اطراف خود تشکیل شده باشد به داخل سیاهچاله ای که بعد از مرگ خود تشکیل داده است فرو برده باشد.

حال این تئوری ممکن است مطرح بشود که حیات زودتر ازما در اطراف ستاره های جوان شکل گرفته باشد.ستاره های جوان به فعالیت شدید بیشتر گرایش دارند.به نمایش گذاشتن میدان های مغناطیسی قوی،شعله ور شدن قوی تر،اشعه X-شدید تر از همتایان قدیمی خود و ساطع کردن اشعه ایکس هنگام چرخش ستاره بطور کلی با افزایش سن کاهش می یابد.[3]با وجود میدان های مغناطیسی قوی تر و شعله ها و اشعه های قوی تر عملا امکان تشکیل حیات در اطراف ستاره های جوان نیز مردود می باشد.

ستاره هایی مانند غول های قرمز و ستاره های کمی قوی تر نیز می توانند حیات را در اطراف خود داشته باشند ولی به علت دمای پایین آنها اشکال حیاتی که در اطراف غول های سرخ تشکیل می شود بسیار ابتدایی خواهد بود و امکان تکامل آن به شکل کنونی زمین وجود نخواهد داشت.

در نتیجه مناسب ترین ستاره ها برای تشکیل حیات ستاره هایی با عمر خورشید ما هستند.همه این ستاره ها نیز نمی توانند سیاره ای مانند زمین را داشته باشند و یا ممکن است سیاره آنها در کمربند حیات نباشد و فاصله مناسب از ستاره خود را نداشته باشد(دور تر یا نزدیک تر باشد)حال با این فرض که حیات توانسته در یک سیاره متوسط شکل بگیرد اگر فرآیند تکاملی بروی زمین 4.5 میلیارد سال طول کشیده است که موجود هوشمندی مانند انسان پدید بیایید در سایر سیارات نیز این فرآیند به همین مقدار به طول خواهد کشید و با توجه به فواصل بسیار بزرگ فضا(نزدیک ترین کهکشان ما آندرومرا 2 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد یعنی اگر تمدنی به این تکنولوژی دست یافته باشد که بتواند با سرعت نور در فضا حرکت بنماید و برطبق فرضیه انشتین تبدیل به نور نشود 2 میلیون سال باید در راه باشد تا از آندرومرا به زمین برسد)ممکن است حتی انسانها نیز میلیون ها سال بعد موفق به سفر به یک سیاره مناسب دارای آب و اتمسفر بشوند در نتیجه امکان تشکیل حیات و سفر از یک سیاره دیگر به سیاره ما در این فاصله زمانی عملا مردود به نظر می رسد.


 بنا بر اعلام یک کارشناس معتبر علمی، برای استعمار یک سیاره فراخورشیدی بهیک سفینه فضایی واقعا بزرگ نیاز است که بتواند ظرفیت بین ۲۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر را داشته باشد و همچنین تضمین تنوع ژنتیکی در آن لازم است.[ادامه در سایت بیگ بنگ]

------

[1]The Oldest Known Star in the Universe

[2]Ancient Star May Be Oldest in Known Universe 

[3]Extreme alien planet found one of the most massive known exoplanets

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱۱

به وجود آمدن جهان از هیچ یا انتقال ماده از یک جهان دیگر بدون نقش آفریدگار

تعدادی از دانشمندان اتئیست در برابر بیگ بنگ نظریاتی را مطرح می نمایند که این جهان از باقیمانده یک جهان دیگر پدید آمده است و یا هیچ "یک هیچ"کاذب و کوانتمی و غنی از ماده بوده است در نتیجه نیاز به آفریدگاری نداشته است در این پست قصد داریم به برسی نظر دو دانشمند در این مورد بپردازیم.

فرد هیرن:آیا مکانیک کوانتمی یا نظریه تورمی یا هر نظریه دیگری می تواند توضیح دهد که چگونه جهان و خود فضا از هیچ مطلق به وجود آمده است؟

رابرت جسترو پایه گذار موسسه گاداراد در سازمان ناسا و مدیر رصد خانه مونت ویلسون :

نه نمی تواند-این را می توان جالب ترین نتیجه ای دانست که از همه علوم به دست آمده است.خواه جهان از هیچ به وجود امده باشد، یا از جهانی پیش از خود، یعنی محصول نیروهایی باشد که ما هرگز آن را کشف نکرده ایم، در هر صورت کسی پاسخ این سوال را نمی داند، زیرا شرایط دما و چگالی تقریبا بی نهایت در آغاز جهان ضرورتا هر گونه و ردی از جهان پیشین را کاملا از میان برده است.[1][2]

بیل برایسن در کتاب تاریخچه تقریبا همه چیز می نویسد:کائنات در کسری از یک لحظه بعد از سپیده دم آفرینش،دستخوش گسترشی نا گهانی و خارق العاده شد.کائنات منبسط شد،یعنی عملا به همراه خودش سرعت گرفت و ابعادش در هر 10^-34 ثانیه دو برابر شد.کل این واقعه ممکن است چیزی بیش از 10^-30 یعنی یک میلیون میلیون میلیون میلیونیوم ثانیه به درازا نکشیده،اما کائنات را از چیزی که می شد در یک دست گرفت خارج ساخت و به چیزی دست کم 10,000,000,000,000,000,000,000,000, بار بزرگتر تبدیل کرده است.[3]

یعنی اگر تکینگی هم از یک جهان مرده قبلی وجود داشته است یا مرده و نابود شده یا میلیاردها میلیارد برابر گسترش یافته و بزرگتر شده است و بدون تردید تنها نامی که می توان بروی این فرآیند گذاشت آفرینش است.

----

[1]فردهیرن آفرینش گیتی

[2]INTERVIEW WITH ROBERT JASTROW, PH.D. 

[3]تاریخچه تقریبا همه چیز بیل برایسن انتشارات مازیار صفحه 28 

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠

بحث خداشناسی درباره ماده و ضدماده(پاد ماده)پدید آمده در لحظه انفجار بزرگ

درجهان هستی هر ذره ای دارای یک ضد ماده خود است که می تواند به وسیله آن خنثی و یا نابود شود.مثلا ضد ماده الکترون پوزیترون است که دقیقا مشابه الکترون است ولی بار آن برخلاف الکترون که دارای بار منفی است مثبت است.

پل دایراک در 1929 به این نتیجه رسید زمانی که انرژی به جرم تبدیل می شود.ماده به وجود آمده دارای مقدار برابر ماده و ضد ماده است.به این ترتیب هر ذره اتمی باید دارای یک ضد ماده باشد.که اگر ماده و ضد ماده با هم تماس بیابند ماده بطور کامل در فرآیندی بنام همجوشی هسته ای(بمب های هیدروژنی)به انرژی تبدیل می شود.دانشمندان در 1950 با استفاده از دستگاه شتاب دهنده موفق شدند ضد ماده را تولید نمایند.

در هنگام آفرینش جهان در انفجار بزرگ یا بیگ بنگ نیز باید ماده و ضد ماده به یک مقدار تشکیل می شد.در نتیجه همه تکینگ های جهان باید در نتیجه برخورد ماده و ضد ماده به انرژی تبدیل می شد در نتیجه ماده پدید نمی آمد و ما اکنون وجود نداشتیم.

ولی در هنگام انفجار بزرگ یک استثنا رخ می دهد و آن این است که بر خلاف همیشه :مقدار ماده تولید شده از ضد ماده آن اندکی بیشتر بوده است در نتیجه مقداری از ضد ماده ماده را نابود ساخت و ماده باقی مانده باعث شد جهان هستی متولد شود.اصل آنتروپی و انسانی محوری می گوید باید چنین بوده باشد در غیر این صورت ما اکنون وجود نداشتیم.

فیزیکدان جایزه نوبل استیون واینبرگ می نویسد :

اگر الکترون ها اندکی بیشتر از ضد الکترون ها و کوارک ها اندکی بیشتر از ضد کوارک ها نبودند،در آن صورت ضرات معمولی مانند الکترون ها و کوارک ها،در جهان امروز اصلا وجود نداشتند.همین افزایش اندک ماده نسبت به ضد ماده که تخمین زده می شود به نسبت یک در ده میلیارد است،موجب ایجاد هسته اتم های سبک در سه دقیقه بعد از مهبانگ شد و سپس بعد از یک میلیون سال اتم ها به وجود آمدند و بعد از آن عناصر سنگین تر در ستاره ها پخته شدند و سرانجام ماده ای به وجود آمد که حیات از آن برخاست.[1]

وی دی این نوشته نوشت:علوم ما نمی تواند بدهد که چرا چنین شرایط آغازینی باید وجود داشته باشد.

جرج اسموت فیزیکدان نیز می نویسد :

از این توصیف ها چنین بر می آید که جهان هستی و نیز هستی ما حاصل اتفاقی بسیار مناسب،یعنی افزایش اندک ماده ندر نتیجه نقض قوانین،در زمانی بسیار مناسب بوده است.این واقعه ممکن است حاصل یکی از پیامد های بی شماری بوده باشد که در یک برهه زمانی بسیار اندک بعد از مهبانگ رخ داده باشد هنوز حقیقت را نمی دانیم.[1]

نکته قابل توجه این است که بدون تردید نقض قوانین فیزیکی در لحظه آفرینش جهان تنها به وسیله نیرویی که قوانین فیزیکی جهان را پایه ریزی کرده است امکان پذیر بوده است.استیون هاوکینگ در کتاب خود تحت عنوان طرح بزرگ که سعی دارد با استفاده از نظریه ریسمانها آغاز جهان را بدون وجود آفریدگار شرح بدهد به این موضوع اشاره می کند که جهان به وسیله قوانین فیزیکی پدید آمده است ولی هیچ اشاره ای به نقض قوانین فیزیکی در لحظه آفرینش جهان نمی کند.

بی شک نیرو و یا آفریدگاری که این جهان را پدید آورده است در لحظه آغازین جهان قوانین فیزیکی را نقض می کند تا ما وجود داشته باشیم زیرا بر طبق قوانین فیزیکی که هاوکینگ سعی دارد با استفاده از آن علت پدید آمدن جهان را توصیف کند"ما هم اکنون"نباید وجود می داشتیم.

لطفا جهت دریافت به روز رسانی ها صفحه ما را در فیسبوک لایک بزنید.

------

[1]Show me God:what the massage fom space is telling a bout God c 2004 Heeren,Fred

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸

بحث خدا شناسی در باره اندازه تابش زمینه کیهانی در زمان انفجار بزرگ

تابش زمینهٔ کیهانی (به انگلیسیCosmic Microwave Background radiation یا به اختصار CMBتابشی الکترومغناطیسی است که سراسر کیهان را پوشانده‌است. این تابش، طیف جسم سیاهی با دمای ۲.۷۲۶ کلوین دارد

این تابش بهترین مدرک برای نظریه بیگ بنگ است و گفته می شود که این تابش در زمان به وجود آمدن جهان هستی همراه با آن به وجود آمده است و تا کنون ادامه دارد.برفکی که در تلوزیون های قدیمی وجود داشت ناشی از تابش زمینه کیهانی بود.

 ادامه در تابش زمینه کیهانی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد 


در ویکی پدیا نوشته شده است که اندازه طول موج تابش زمینه کیهانی  ۱٫۹mm است.

فرد هیرن در کتاب آفرینش گیتی نوشته است:اگر موجها بسیار بزرگتر بودند احتمالا جهان از قطعات بزرگ ماده انباشته می شد که احتمال داشت به سیاهچاله تبدیل شوند.واگر بسیار کوچکتر بود جهان با چنان فرصتی منبسط می شد که بذرها فرصت رشد کردن نداشتند.[1]

این موضوع در حالی است که تابش زمینه کیهانی در آغاز جهان می توانسته است مقداری بزرگتر یا کوچکتر باشد در نتیجه ما امروز وجود نداشته باشیم و بی شک دست یک آفریدگار قدرتمند در تنظیم اندازه تابش زمینه کیهانی وجود داشته است که مانع از سیاهچاله ای شدن جهان یا انبساط بیش از حد آن در زمان تولد جهان در انفجار بزرگ شده است.

----

Show me God:what the massage fom space is telling a bout God c 2004 Heeren,Fred

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥

استدلالی در رد پدید آمدن تصادفی ماده ژنتیک

در بدن هر انسان 120 تریلیون سلول وجود دارد که در هسته هر سلول یک DNA با یک کروموزون وجود دارد که دانشمندان می گویند اگر بخواهیم اطلاعات DNA را بروی کاغذ پیاده بکنیم یک کتابخانه غولپیکر با 900 کتاب که هر کتاب 500 صفحه دارد می شود.[1][2][3]

حال این موضوع را تصور کنید که اگر تمامی حروف فارسی یا انگلیسی را در طول 4.5 میلیارد سال کره زمین مخلوط کنیم حتی اگر در یکی از این دفعات این امکان وجود داشته باشد که یک کتاب مثلا دیوان حافظ با چندین هزار حرف و کلمه بطور تصادفی پدید بیایید امکان پذیرش اینکه یک DNA با اطلاعاتی معادل 900 کتاب 500 صفحه ای با توجه به عمر کره زمین دوباره دور از ذهن و غیر قابل پذیرش است.

یا مثلا در یک مثال دیگر آیا در طول 4.5 میلیارد سال عمر کره زمین کتابخانه ای با 900 کتاب 500 صفحه ای بطور تصادف و بدون دخالت دست پدید آمده است که بتوان این موضوع را پذیرفت انسانی با 120 تریلیون سلول حاصل یک تصادف باشد یا در طول زمان پدید آمده باشد؟اگر استدلال تکاملگرایان اتئیست این است که زمان باعث به وجود آمدن این اطلاعات شده است چگونه در طول زمان یک کتابخانه با 900 کتاب 500 صفحه ای بطور تصادفی بروی زمین پدیدار نشده است؟

این موضوع در حالی است که در این کتابخانه بدن انسان(DNA)بر خلاف سایر کتابخانه ها اگر نظم هر نوکلئوتید(اجزا سازنده DNA)به هم بخورد باعث می شود که سلول از کار بیفتد ولی در حالی که اگر در کتابخانه های معمولی نظم کتابها را عوض بکنید هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.یک پروتئین با 300 آمینو اسید عددی نزدیک به 1000 نوکلئوتید دارد و یک سری 4 نوکلئوتیدی A، T، G،C. چهار به 1000 نوع نوکلئوتید می تواند داشته باشد در حالی که زبان انگلیسی دارای 26 حرف است نه چهار حرف. یعنی چینش کتابها در کتابخانه باید با یک نظم خاصی باشد تا کل سیستم بتواند به کار خود ادامه بدهد.

این موضوع تنها در یک نوع پروتئین صدق می کند بدن انسان دارای 100،000 نوع پروتئین مختلف با اطلاعات ژنتیک مختلف است در یک مقایسه دیگر گفته می شود اگر اطلاعات این کتابها را روی هم بچینیم 500 برابر بیشتر از فاصله زمین تا ماه می شود![4]حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا پدید آمدن اطلاعاتی با این حجم می تواند تصادفی باشد؟

حال موضوع زمان را نیز به این فاکتور اضافه می کنیم برای نوشتن هر کتاب حدقلا یک سال زمان با استفاده از یک نویسنده مورد نیاز است آیا در طول 4.5 میلیارد سال عمر کره زمین ممکن است بدن انسان بودن یک نویسنده و خالق با 120 تریلیون سلول و صدها هزار نوع پروتئین و ماده ژنتیک مختلف که برای هر کدام 4 به توان 10 حالت وجود دارد بطور تصادفی پدید آمده باشد؟

موضوع پدیدار شدن تصادفی تنها یک ژن و بدن انسان به قدری دور از ذهن است که تصور کنیم از آغاز زمین تا کنون 120 تریلیون کتابخانه با 900 کتاب 500 صفحه ای بطور تصادفی و بدون نویسنده پدیدار شده باشند.اگر هر کتابی نویسنده ای دارد بی شک جهان هستی نیز دارای نویسنده ای است.

-----

[1]The Dark Spell Of Darwinism 

[2]Something like 900 books, 500 pages each worth of info, from eye color, hair color to proportions of the body.

https://www.youtube.com/watch?v=4PKjF7OumYo 

[3]Atheist Mom: Come my son, ill teach you Human Evolution. "Once upon a time, life began with the supposed emergence of the first cell from muddy water, in a completely uncontrolled environment, as a result of a combination of blind coincidences. And then this lifeless cell made us one day. From bacteria to apes & from apes to humans.

[4]Dazzling design in miniature: DNA information storage

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٤

بحث خداشناسی در باره فاصله ستاره ها از همدیگر

فیزیکدانی بنام فریمن دایسون می گوید که :جهان به گونه ای قرار گرفته است که فاصله متوسط بین دو ستاره 20 میلیون میلیون مایل است اگر این فاصله ده برابر کمتر شود ستاره ای که در چهار میلیارد سال آینده از مجاورت زمین عبور می کند موجب آشفتگی گرانشی می شود.به این ترتیب حیات در کل سیاره زمین از بین خواهد رفت.[1]

این فاصله بنا به گفته ناسا حدود 1.4 ستاره در 100 میلیارد مکعب سال نوری، که مربوط به فاصله متوسط ​​بین ستاره در حدود 4150 سال نوری می شود.فاصله بین زمین و  پروکسیما قنطورس نزدیک ترین ستاره به خورشید 4.2 سال نوری است.هر سال نوری معادل 6 تریلیون مایل است.[2]

حال جهانی را تصور کنید که ستاره ها فاصله کمتری از همدیگر داشتند و مثلا در اطراف یا در خود منظومه شمسی ما چند ستاره دیگر به جز خورشید وجود داشت :

  • مقدار اشعه های سرطان زا و کشنده خورشید چند برابر می شد و میدان مغناطیسی زمین عملا نمی توانست در برابر آن مقاومت کند در نتیجه همه موجودات روی زمین از بین می رفتند.اگر هم میدان مغناطیسی زمین بسیار قوی بود و می توانست در برابر چندی ستاره مقاوت کنند امکان ورود آب و سایر عناصر آلی و فلزات به زمین وجود نداشت و محیط داخلی زمین به شکل امروزی نبود در نتیجه دوباره زیست پذیر نمی شد.
  • حتی در صورت نبود اشعه های سرطانزا دمای زمین و منظومه شمسی به قدری گرم می شد که عملا امکان تشکیل حیات و ادامه زندگی وجود نداشت.
  • وجود چندین ستاره باعث می شود تا آشفتگی گرانشی ایجاد شود و زمین نتواند عملا بطور امروزی در مسیر خود به دور خورشید بچرخد در نتیجه از میدان اصلی خود منحرف می شد و با نزدیک تر شدن به خورشید نابود می شد.

حال این اتفاق می توانسته در طول تاریخ 5 میلیارد سال گذشته زمین اتفاق بیفتد و یک ستاره به منظومه شمسی نزدیک تر شود و در نتیجه کل حیات بروی کره زمین را از بین ببرد.ولی این اتفاق نیفتاده است زیرا زمین در یک نقطه آرام و منحصر به فرد در فضا قرار دارد؟

به راستی این نظم بزرگ و چیدمان و فاصله ستارگان متعلق به چه کسی است؟اگر جهان بر اثر یک تصادف به وجود آمده بود می توانست ستاره هایی بسیار نزدیک به هم تشکیل داده باشد در نتیجه ما امروز اینجا نبودیم.

-------

[1]فرد هیرن آفرینش گیتی

[2]Astronomers find average distance between stars

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢