خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خدا شناسی در باره چشم انسان دوربین 576 مگاپیکسلی

شبکه چشم انسان دارای پنج میلیون گیرنده مخروطی و صد میلیون میله که مشغول تشخیص رنگها هستند می باشد چشم انسان دارای قدرت تشخیص 900 میلیون رنگ می باشد[1].قدرت وضوح تصویر آیفون 6 برابر 389 پیکسل است و قوی ترین دوربین ساخته شده به دست بشر که برای مطالعات انرژی تاریک به کار می رود قدرتی برابر 570 مگاپیکسل دارد.[2]
حال قدرت چشم انسان برابر با 130 میلیون پیکسل یا 576 مگاپیکسل است[3] [4]که 6 مگاپیکسل قوی تر از قدرتمند ترین دوربین ساخته شده به دست بشر است و در برابر آیفون 6 که دارای یک دوربین بسیار قوی است میلیون ها برابر قوی تر است.
آیفون 6 و دوربین انرژی تاریک هر دو ساخته دست بشر هستند و هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که آیفون 6 یا دوربین مطالعه انرژی تاریک در اثر تصادف پدید آمده باشد.حال چگونه عقل انسان قبول می کند که شبکه چشم انسان که قدرت آن میلیون ها برابر دوربین های معمولی و موبایل است و برابر با قوی ترین دوربین ساخته شده با دست بشر است حاصل یک تصادف یا انتخاب طبیعی باشد و بدون هیچ طراح هوشمندی باشد؟این مساله به قدری مضحک است که ما بگوییم آیفون 6 خود به خودی و در اثر تصادف در طی میلیون ها سال پدید آمده باشد!

نکته جالب دیگر این است که قدرت تفکیک چشم حشرات بخاطر داشتن چشم مرکب بارها از چشم انسان نیز قوی تر است.

حال ممکن است برخی از افراد برای توجیه این مساله پاسخ بدهند که چشم در اثر تکامل به وجود آمده در جواب باید گفت دوربین های اولیه که ضعیف تر بوده اند و تلوزیون های سیاه و سفید اولیه که امروز جای خود را به تلوزیون های LED داده اند نیز در طول زمان بدست انسانها تکمیل شده اند و حتی با در نظر گرفتن تکامل نمی توان دخالت آفریدگار را در این امر نادیده گرفت.

----------

[1] چشم انسان از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد 

[2]The World’s Most Powerful Digital Camera Snaps Its First Photos 

[3]The Camera Versus the Human Eye 

[4]How many mega pixel does a human eye contains? -

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٦

بحث خداشناسی-مایع مفصلی

در ناحیه بین اتصال دو مفصل یا دو استخوان های در بدن انسان مایعی بنام مایع مفصلی جریان دارد.این مایع یک مایع چسبنده است و از پرده داخلی مفصل‌های سینوویال ترشح می شود و وظایفی مانند تغزیه غزروف مفصلی لغزندگی سطحی و کاهش اصطکاک و کمک فنر را بر عهده دارد.

وجود این مایع برای حرکت و اتصال مفصل ها در محل استخوان ها بسیار ضروری است.نکته دیگر این است که افزایش ترشح مایع مفصلی باعث آرتروز می شود.

حال تصور کنید که مایع مفصلی از ابتدا در جانداران وجود نداشت عملا امکان اتصال بین دو مفصل وجود نداشت و باعث می شد که وقتی دو استخوان بروی هم قرار گیرند فشاری که نسبت به هم وارد می کنند باعث شکست و سائیدگی آنها شود.و عملا مقوله ای به نام حرکت در موجودات زنده وجود نداشت.

بر طبق تئوری های داروینیسم اتئیستی مایع مفصلی نیز باید بر اساس نیاز بدن جانداران و در طی پروسه انتخاب طبیعی و تکامل بر حسب زمان پدید آمده باشد.سوالی که مطرح می شود این است اگر مایع مفصلی از ابتدا در بدن انسان ها و میمون ها و یا سایر جانداران تعبیه نشده بود جانداران چگونه قادر به راه رفتن بودند و استخوان های آنها ساییده نمی شود و عملا هیچ موجودی نمی توانست راه برود.

افرادی که مدعی هستند طبیعت به تنهایی باعث شده است بدن جانداران این نیاز را حس کند و این مایع را ترشح نماید باید توضیح قانع کننده ای بدهند که قبل از ترشح این مایع جانداران چگونه می توانستند راه بروند و چگونه استخوان بندی آنها عملا روی هم قرار می گرفت؟

آیا این موضوع منطقی تر نیست که بپذیریم این مایع از ابتدا توسط یک خالق هوشمند بروی اندام های حرکتی همه جانداران تعبیه شده است؟!

نکته دیگر جاندارانی مانند درختان و باکتری ها توانایی حرکت ندارند یا به وسیله جریان هوا و باد حرکت می کنند و همه جانداران برای راه رفتن و اتصال مفاصلشان از ابتدا به این مایع نیاز داشتند پس باید از درختان یا باکتری ها به نخستین پستانداران به ارث می رسید پس چرا جاندارانی که قادر به حرکت نیستند دارای چنین مایعی نیستند و جاندارانی که می توانند حرکت کنند این مایع را در محل اتصال مفصل ها و استخوان های خود دارند؟!

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٠

بحث خداشناسی اگر مایع مغزی نخایی وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟

مایع مغزی نخایی یک ماده شفاف و بدون رنگ است که در مغز و نخا جریان دارد.این مایع مانند یک بالشتک عمل می کند و مغز را در برابر ضربات وارد شده حفاظت می نماید.علاوه بر حفاظت از آسیب عای فیزیکی این ماده مواد شیمیایی در اطراف مغز و نخا را دور می سازد و از ورود سموم به مغز و نخا جلوگیری می کند.و با گردش در اطراف مغز مغز و نخا را تغزیه می کند[1] و دفع مواد زاید از مغز و نخا را بر عهده دارد.[2]

اما مایع مغزی نخایی یک وظیفه بسیار مهم را دارد و آن این است که مغز در درون آن شناور است علاوه بر آن خاصیت این مایع خنثی بودن آن است که به مغز این امکان را می دهد تا حالت پایدار خود را حفظ نماید.[2]

حال از دیدتکاملی و اتئیستی اگر به این جریان نگاه نماییم در زمانی که تکامل و انتخاب طبیعی به مایع مغزی نخایی شکل نداده بود و جانداران دارای این مایع نبودند این سوالات مطرح می شود:

در صورتی عدم وجود مایع مغزی نخایی مغز از بین می رود زیرا در برخورد به جمجمه و گوشت عملا ساییده می شود.

در صورت عدم وجود مایع مغزی نخایی مغز عملا قادر به دفع و تغذیه نیست و می میرد.

در صورت عدم وجود مایع مغزی نخایی سموم مغز را از بین می برند.

در صورت عدم وجود مایع مغزی نخایی با کوچکترین ضربه ای مغز آسیب می بیند.

در صورت قلیایی یا اسیدی بودن این مایع مغز دچار آسیب می شود.

حال تکامل گرایان اتئیست باید به این سوال پاسخ دهند اگر این مایع مانند سایر بافت های بدن انسان در طول زمان پدید آمده است و از ابتدا تعبیه نشده است چگونه ممکن است که جاندارانی که آن را نداشته اند به حیات ادامه داده باشند؟!و نسل های بعدی را تولید کرده باشند؟

این موضوع در مورد نخا هم صدق می کند اگر مایع مغزی نخایی وجود نداشت نخا انسان بسیار آسیب پذیرتر می شد و عملا امکان ادامه حیات را نداشت.

حال در پاسخ به این طرح مساله دیده شده است که اتئیست ها جواب می دهند که شاید میاع مغزی نخایی قبل از به وجود امدن مغز پدید آمده باشد که این پاسخ نیز مردود است زیرا توسط ونتریکول‌های مغز تولید می شود و مانند همه مایعات بدن به دستور مغز ترشح می شود در نتیجه مایعی که توسط به دستور مغز تولید می شود اماکن ندارد قبل از مغز پدید آمده باشد.

پس باید به این نتیجه برسیم که امکان به وجود آمدن مایع مغزی نخایی قبل یا بعد از مغز وجود ندارد و همراه مغز باید تعبیه شده باشد در نتیجه احتمال تصادفی بودن پدید آمدن آن صفر می شود و مشخص می شود حاصل یک ساز و کار طراحی هوشمند است.

بی شک طراح قدرتمند تری از تکامل و انتخاب طبیعی در پشت پرده وجود مایع مغزی نخایی وجود دارد.

-----------

[1]مایع مغزی نخاعی چیست؟ 

[2]مایع مغزی-نخاعی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۸

بحث خدا شناسی-تاملی در باره دستگاه تولید مثل و جنسیت

تکاملگرایان اتئیست برای تفره رفتن از این سوال که چرا رابطه جنسی وجود دارد و چه ساز و کاری به آن شکل داده است می گویند بیش که در یوکاریوت ها نیز رابطه جنسی وجود دارد.

اما رابطه جنسی که در یوکاریوت ها وجود دارد با رابطه جنسی پستانداران بسیار متفاوت است در یوکاریوت ها بصورت ارسال زایده های جانداران برای بارور کردن همدیگر است و طبیعی است که در شرایطی که تولید مثل غیر جنسی وجود ندارد از این ساز و کار استفاده کنند.

اما با نگاه ژرف تر این ساز و کار حتی از طری تکامل نیز باید نیرویی به این ساز و کار شکل داده باشد زیرا مثلا اگر در یک مرحله از رابطه جنسی اختلالی وجود داشته باشد عملا تولید مثل امکان پذیر نیست.

تکامل گرایان تنها بدیلی که دارند این است که جهش و انتخاب طبیعی به تولید مثل شکل داده است.در پاسخ این باید گفت که جهش های بسیاری موجب نابودی می شوند مثلا یک جهش در اندام تولید مثلی منجر به بروز سرطان پروستات می شود.

تصویر اول مربوط به آناتومی دستگاه تولید مثل جنسی زنان است :

دستگاه تولید مثل جنسی زنان از تعدادی تخمک تشکیل شده است که از بدو تولد در بدن زنان تعبیه شده است و بدن زنان هرماه یک تخمک را از طریق لوله فالوپ وارد رحم می کند و در طی عادت ماهیانه بدن زنان را برای تولید مثل جنسی آماده می کند.

تصویر دوم مربوط به ساختار تولید مثل مردان است.دستگاه تولید مثل مردان در یک فرآیند پیچیده هر روز میلیون ها اسپرم تولید می کند و در هر بار تولید مثل بیش از سی صد میلیون اسپرم آزاد می شود.

دستگاه تولید مثل جنسی مردان شامل لوله هایی است که اسپرم را می سازند اسپرمها در اپیدیدیم نگهداری می شوند و تکامل می یابند.دستگاه تولید مثلی جنسی مردان دارای ساختارهایی است که مایعاتی را ترشح می کنند که اسپرم را تغذیه می کند و به حرکت آن کمک می کند.

حال بعد از آزاد شدن اسپرم در درون تخمک تخمک خاصیت قلیایی شدید دارد مایعی که اسپرم در آن شنا می کند خاصیت اسیدی دارد و این تعادل باعث می شود که اسپرم بتواند در درون رحم زنده بماند و به راه خود ادامه دهد.اگر این تعادل وجود نداشت همه اسپرم ها قبل از رسیدن به تخمک می مردند.حال اتفاق عجیبی که می افتد این است که اسپرم مسیر خود به طرف تخمک را همیشه پیدا می کند.

حال سوالاتی که باید تکامل گرایان اتئیست به آنها پاسخ قانع کننده ای بدهند.

اول اگر هر کدام از این ساز و کارها ناقص بود مثلا در ابتدا مایعی که اسپرم در آن شنا می کرد وجود نداشت عملا امکان تولید مثل وجود نداشت و نسل جانداران و بشر نابود می شد اگر این اندام ها در طی یک ساز و کار طولانی و در نتیجه انتخاب طبیعی به وجود آمده اند در ابتدا که یکی یا چند تا از آنها ناقص بودند تولید مثل چگونه انجام می شد؟!

دوم بدن انسان بدون برنامه ریزی قبلی از کجا می داند که اسپرم یا تخمک را آزاد کند و بدون برنامه ریزی قبلی از کجا می دانست که به این اندامها نیاز دارد و در زمانی که مثلا تکامل یا انتخاب طبیعی به اندام های تولید مثلی جانداران شکل می دادند چگونه امکان تولید مثل وجود داشت.

سوم چه برنامه ریزی باعث شده که جنس ماده و نر نسبت به هم دارای یک کشش باشند و بخاطر لذت بردن رابطه جنسی ایجاد کنند؟آیا انتخاب طبیعی می تواند توضیح دهد که اگر اندام های تولید مثل جنسی فقط برای تولید مثل است چگونه ساز و کار تکامل به وجود آمدن لذت یا کشش جنسی دو جنس مخالف را به هم توضیح می دهد؟

چهارم-در مورد جنس زن و مرد تکامگرایان اظهار می کنند که کلیریپتوس جنس ماده در طول زمان به آلت جنسی جنس نر تکامل پیدا کرده است سوالی که مطرح می شود این است که زمانی که کلیریپتوس هنوز به آلت جنسی مبدل نشده بود پستانداران یا خزندگان چگونه تولید مثل می کردند.ودر صورت تکامل با توجه به تفاوت های فیزیولوژیک بدن زنان و مردان مثلا در انسان یا میمون یا کرگدن چگونه هر دو جنس پا به پای هم تکامل کردند و اندام های جنسی دو جنس جداگانه دقیقا طوری تنظیم شد که هر دو جاندار بصورت تنظیم شده بتوانند تولید مثل کنند در صورتی که یک اشکال در جنس ماده یا نر منجر به عدم امکان تولید مثل و ادامه نسل می شد؟!

نکته پنجم علاوه بر این ساز و کار چندین هرمون مخلتف از جمله تستسترون استروژن و ... در فرآیند تولید مثل شرکت دارند که وجود هر کدام از آنها کاملا ضروری است زمانی که بدن یکی از آنها را نداشت و تکامل به آن شکل داد جانداران چگونه تولید مثل می کردند؟!

نتیجه گیری پایانی بی شک دستگاه تولید مثل و غریزه جنسی دستگاهی است که برای ادامه نسل بشر باید از ابتدا و بطور کامل در بدن جانداران تعبیه می شده در غیر این صورت هیچ موجودی قادر به تولید مثل و ادامه نسل نبود و تکامل یا انتخاب طبیعی نمی توانسته به تنهایی به آن شکل دهد پیچیدگی و عملکرد منظم این ساختار نیز موید این مساله است که یک نیروی قدرتمند ساختار تولید مثلی در تمامی جانداران را بطور هوشمندانه طراحی کرده است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۳

طرح بزرگ یا طراح بزرگ چرا هاوکینگ اشتباه می کند؟(عالم های چندگانه-نظریه M)

آقای هاوکینگ در جاهای مختلف کتاب طرح بزرگ سعی کرده اند نظریه جهان های موازی یا علم های چندگانه یا پیشینه چندگانه را به نفع نظریه خود مصادره به مطلوب نمایند مثلا در فصل معجزه آشکار ایشان نوشته اند:

به نظر می رسد جهان ما یکی از چندین جهان است هر کدام با قوانین فیزیکی متفاوت.اندیشه چند جهانی فکری نبود که برای توجیه معجزه خوش تنظیمی ابداع شده باشد.

یا در همان فصل نوشته اند سیاره ما شاید تنها یک آش شعله قلمکار باشد.

در مورد این گفته آقای هاوکینگ باید چندین نکته را در نظر داشت:

الف-وجود جهان های موازی و اینکه آن جهان ها قوانین فیزیکی متفاوتی داشته باشند هنوز اثبات نشده است.

ب-آقای هاوکینگ از وجود جهان های موازی یا بزرگی جهان به نوعی برای عقیده خود به واسطه اینکه ما یک تصادف هستیم مصادره به مطلوب می نمایند از دید دیگری این موضوع نیز قابل برسی است مثلا هرچه تعداد جهان ها بیشتر و یا جهان ما بزرگتر باشد نشان می دهد که نیروی بزرگتری در پشت آفرینش این جهانها وجود دارد بدیهی است هرچه جهان کوچکتر بود احتمال پدید آمدن شانسی آن بیشتر می شد ولی جهانی به این وسعت به همراه جهان های دیگر بعید به نظر می رسد حاصل یک تصادف باشند.

همچنین آقای هاوکینگ در این کتاب برای اثبات مدعی خود از نظریه M نام برد که به موضوع جهان های مجازی نیز ارتباط دارد مثلا ایشان در فصل فرضیه همه چیز کتاب طرح بزرگ در این مورد می نویسند:

بنا بر این فرضیه M اجازه می دهد که بسته به چگونگی در هم پیچیده شدن فضای داخلی جهان های متمایز با قوانین آشکار وجود داشته باشد.فرضیه M راه حل هایی دارد برای اینکه فضاهای داخلی اجازه به وجود آمدن داشته باشند.شاید به تعداد 10 به توان 500 جهان گوناگون با قوانین فیزیکی خودش.

جان سی لنوکس در کتاب هاوکینگ در برابر خدا در جواب هاوکینگ می نویسد:

هاوکینگ با اطمینان آن را نظریه یکی شده ای که انشتاین انتظار آن را داشت می خواند.اما اصلا ضربه مرگ باری برای مفهوم خدا نیست.دن پیج(Don Page)فیزیکدان نظری از دانشگاه آلبرتا که سابقا دانشجوی هاوکینگ بوده است و هشت مقاله را به همراه وی به رشته تحریر در آورده است می گوید:من یقینا موافقم که حتی اگر نظریه M نظریه ای کاملا صورت بندی شده بود که هنوز نیست و اگر صحیح بود که البته هنوز نمی دانیم نشان نمی داد که خدا جهان را نیافریده است

یک بار دیگر باید تاکید کرد که نظریه Mنظریه ای انتزاعی است و نه یک آفریدگار این نظریه مجوعه ای از سناریو ها را شرح می دهد که جواب دارد که 10 به توان 500 عالم را ممکن می سازد.البته فرض بر اینکه نظریه M درست باشد نظریه M هیچ کدام از این عالم ها را نیافریده است.آنچه هاوکینگ می گوید از این قرار است قوانین نظریه M عالم های متفاوتی با قوانین آشکارا متفاوتی را ممکن می سازد ممکن ساختن یک چیز است و آفریدن امری کاملا متفاوت است.

هرچند این امر بر استدلال من تاثیری ندارد اما باید یاد آوری کرد که همه فیزیکدانان به اندازه هاوکینگ در مورد اعتبار نظریه M متقاعد نشده اند.پل دیویس در باره نظریه M می گوید این نظریه حتی در آینده ی قابل پیشبینی آزمون پذیر نیست.فرانک کلوز فیزیمدان آکسفورد می گوید نظریه M حتی تعریف نشده است حتی به ما گفته اند به نظر نمی رسد کسی بداند معنی نظریه M چیست من باور نمی کنم که نظریه M حتی یک ذره علیه به بحث در باره خدا بیفزاید.جوت باتروورث که در برخورد دهنده بزرگ هاردرونی در سوئیس کار می کندمی گوید نظریه M به شدت فکری است و یقینا در آن بخش از علم که ما برایش مدرک و قرینه ای داریم قرار ندارد.

علاوه بر نظریات فیزیکدانان در سایت ویکی پدیا نیز تاکید شده که نظریه M نظریه روشن و واضحی نیست:

. هیچ کس هنوز نظریه-م را کامل نمی‌فهمد و نتوانسته‌است فرمول‌بندی کند. نظریه-م، در صورتی که با موفقیت فرمول‌بندی شود.

یعنی آقای هاوکینگ با استفاده از یک نظریه اثبات شده که به اعتقاد اکثر فیزیکدانا ارتباطی با وجود یا عدم وجود خدا و یا پدید آمدن جهان ها ندارد سعی در انکار خدا دارند.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٠

طرح بزرگ یا طراح بزرگ چرا هاوکینگ اشتباه می کند؟(گرانش -پیچیدگی)

آقای هاوکینگ در کتاب طرح بزرگ بطور مرتب از گرانش نام می برند و آن را منشا و شکل دهنده جهان ما می دانند.

جان سی لنوکس در کتاب هاوکینگ در برابر خدا می نویسد:

هاوکینگ سرانجام نتوانسته است به پرسش های اصلی پاسخ بدهد.چرا به جای هیچ چیز چیزی هست؟او می گوید گرانش به معنای آن است که آفرینش جهان اجتناب نا پذیر بوده است.اما گرانش اصلا چگونه به وجود آمده است؟آن نیروی خلاقه ای که پشت آن بود چه بود؟چه کسی آن را با تمام ویژگی ها و استعدادش برای توصیف ریاضی بر اساس قانون در جای خود قرار داده است؟

به همین نحو هنگامی که هاوکینگ در حمایت از نظریه آفرینش خود به خودی خویش ادعا می کند که فقط کافی بود که چاشنی روشن شود تا عالم به حرکت در آورد من وسوسه می شوم که بپرسم این چاشنی از کجا آمده است؟روشن است که اگر این چاشنی عالم را به حرکت در می آورد بخشی از عالم نیست.اگر خدا نیست که آن را بیفروزد چه کسی به معنای علت غایی آن را می افرازد؟

همچنین دانشمندان هیچ اطلاعی در باره منشا و نحوه شکل گیری جاذبه یا گرانش ندارند یعنی آقای هاوکینگ از نیرویی که دارای یک منشا ناشناخته است و بشریت از نحوه به وجود آمدن آن اطلاعی ندارد بدیلی در برابر خدا قرار داده است.

 

در سایت ویکی پدیا در باره منشا گرانش نوشته شده است:

گرانش، نیروی مرموزی است که هرچند نظریه نسبیت عام انیشتین، آن‌را به خوبی توصیف می‌کند؛ اما منشا آن کماکان ناشناخته است. آیا می‌توان جهت‌گیری آرایش اطلاعات اجسام مادی را در فضا عامل گرانش دانست؟

در یک جای دیگر از کتاب طرح بزرگ آقای هاوکینگ از خمیدگی نام می برند:

در فصل انتخواب جهان خودمان نوشته شده است:

پیچیدگی با تغیر هندسه یا شکل به نحوی که از داخل جهان نیز قابل اندازه گیری است باعث کشیده شدن یا فشرده شدن مسافت بین نقاط فضا می شود پیچیدگی زمان به نحوی مشابه بازه های زمانی را می کشد یا فشرده می کند.


جان سی لنوکس در کتاب هاوکینگ در برابر خدا نوشته است:

اکنون باید نتیجه این نظریه روشن باشد اگر نظریه درست می بود هرگز نمی توانستیم دقت انطباعات ذهنی خود را از جهان عینی بر مبنای خود جهان عینی برسی کنیم زیرا هر قدر هم که جهان عینی را مطالعه می کردیم هرگز خود آن را درک نمی کردیم بلکه انطباعی ذهنی از آن را درک می نمودیم.

به نظر می رسد که هاوکینگ موضعی بسیار شبیه به نظریه باز نمایی ادراک را اتخاذ کرده است.اما در این کتاب نمی توان به بحثی تفصیلی در باب معرفت شناسی دست زد.من به این قناعت می کنم که به تمثیل ماهی رمز در تنگ هاوکینگ باز گردم زیرا برای توجیه نظریه باز نمایی اغلب به ادراک بصری توجه شوند مثلا نی نوشیدنی در لیوان آب در سطح آب خمیده به نظر می رسد اما اگر فط به ادراک بصری توجه شود گمراه کننده خواهد بود ما علاوه بر پنج حس خود دارای عقل و حافظه نیز هستیم و اغلب می تولن از دو یا چند حس با هم استفاده کرد.

فرض کنید در وسط یک مسیر ریلی مستقیم ایستاده ایم وقتی به مسیر نگاه می کنیم به نظر می رسد که دو ریل در دور دست آن قدر به هم نزدیک می شوند تا که نمی توانیم آنها را از هم تمیز کنیم در آن لحظه دادهای حسی ما ثبت خواهند کرد که آنها را با هم تلاقی کرده اند.در این لحظه قطاری از پشت سر ما می رسد از مسیر کنار می رویم و قطار عبور می کند.به نظر می رسد هرچه قطار دور تر شودکوچکتر می شود و بنا بر نظریه بازنمایی ادراک داده های حسی ما به موقع خود قطاری را در حال محو شدن ثبت می کند.

اما اکنون عقل و حافظه به بازی وارد می شوند عقل به ما می گوید که لوکوموتیو ها نمی توانند با حرکت کوچکتر شوند.و خاطره قطار هایی که با آنها سفر کرده ایم به ما یاد آوری می کند قطارها با حرکت نمی توانند کوچکتر شونداما می دانیم که طاری که از ما دور می شود اندازه ثابتی دارد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٩

طرح بزرگ یا طراح بزرگ چرا هاوکینگ اشتباه می کند؟(خلا کوانتمی)

یکی از مواردی که آقای هاوکینگ در کتاب طرح بزرگ بطور مکرر سعی در انکار آن را دارد خلا کوانتمی است زیرا اگر بتواند به خوانند مطلب بقبولاند که خلا کوانتمی وجود ندارد یا پر از ماده است یا خلا نیست از دیدگاه آقای هاوکینگ این موضوع که جهان از هیچ پدید آمده است به زیر سوال می رود مثلا ایشان در کتاب طرح بزرگ فصل فرضیه همه چیز می نویسند:

چیزی بنام فضای خالی وجود ندارد.

آقای هاوکینگ برای منحرف کردن ذهن خواننده مطلب به این موضوع که چیزی بنام فضای خالی وجود ندارد سعی در الای مفهوم فضای بیرون از زمین بجای خلا کوانتمی را را دارند تا به وجود آمدن جهان از هیچ را مورد سوال قرار دهند.

فضای خالی فضای بین سیارات و ستارگان است که دارای بلوک های سازنده است و در بین آن مواد بین ستاره ای و سیارات و ستارگان جریان دارند.علاوه بر آن مفهوم خلا معمولی که ستاره ها و سیارات در آن وجود دارند و هوا در آن نیست با خلا کوانتمی کلا تفاوت دارد.

اما خلا کوانتمی که جهان از آن به وجود آمده است یک خلا واقعی است و بنا به تایید همه دانشمندان و نوشته سایت ویکی پدیا هیچ چیزی در آن وجود ندارد و تا به حال اثبات نشده است که چیزی در داخل آن وجود داشته باشد.همچنین هیچ چیزی در مورد ماهیت خلا کوانتمی و وجود ماده تاریک یا هیگز در آن به اثبات نرسیده است.

موضوع دوم اگر سخن آقای هاوکینگ را بپذیریم مفهوم خلا کوانتمی از بین می رود و در نتیجه ما یک جهان بی نهایت خواهیم داشت که به جهان های موازی خود متصل است و عملا مفهوم جهان های موازی که آقای هاوکینگ به آن در این کتاب اشاره کرده اند در بعد چهارم به هم می خورد.در مورد ابعاد دیگر فضا و تداخل جهان های موازی آنها با ما این موضوع در حد فرضیه رار دارد و هنوز اثبات نشده است و در صورت اثبات هم چون در بعد فیزیکی ما نیستند امکان درک آنها برای ما وجود ندارد و عملا آن جهان های موازی برای ما وجود ندارند.

آقای هاوکینگ در اینجا بین مفهوم Parael Universe و Parael World به معنی کیهان های موازی و جهان های موازی تفکیک قائل نشده اند جهان های موازی در موازات جهان ما وجود دارند که هیچ ربطی به خلا ندارند و در ابعاد دیگر هستند ولی کیهان های موازی باید کیهان هایی به مشابه ما باشند که در بین جهان ما و جهان آنها یک خلا کوانتمی که در آن هیچ بعد فضا و زمانی وجود ندارد وجود داشته باشد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۸

مواردی از طراحی هوشمند در دوره جنینی

همانطور که می دانید جنین در زمانی که در رحم مادر قرار دارد در درون یک کیسه آب قرار گرفته است و مواد غذایی به وسیله بند ناف به جنین می رسد.

الف-جنین در این دوره مانند جانداران آبزی دارای آبشش است و اگر بجای آبشش دارای شش بود جنین خفه می شد و نسل انسان ها از بین می رفت.

تکاملگرایان اتئیست باید به این سوال جواب قانع کننده ای بدهند که در مراحل تکامل انسان و یا میمون و یا سایر پستانداران زمانی که در حال تکامل بود و ساختارهای تولید مثلی هم بر حسب تصادف مرحله به مرحله در حال تکمیل شدن بود زمانی طول کشید تا جنین تشخیص دهد که در درون کیسه آب به آبشش نیاز دارد چگونه در این مدت چند نسل خفه نشد و نسل جانداران از بین نرفت؟!

چگونه جنین از ابتدا تشخیص داده است که در درون کیسه رحم به آبشش نیاز دارد و بعد از بیرون آمدن از کیسه رویانی باید آن را به شش نمو دهد و اگر انسان بر حسب تصادف به وجود آمده است چه ساز و کاری می تواند این سیستم را از ابتدا بر حسب تصادف به وجود آورده باشد در صورتی که پستانداران و از جمله انسان از ابتدا به آن نیاز داشتند.

ب-جنین دارای ساختارهایی است که در دوره جنینی به جنین کمک می کند تا درون کیسه جنینی شنا کند.

اتئیست ها باید به این سوال نیز جواب بدهند که در زمانی که جنین برای به دنیا آمدن به این ساختارها نیز نیاز داشته است و بدون شش و دست پاهایی که مانند پاهای اردک برای شنا تعبیه شده است و تکامل و انتخاب طبیعی بر حسب تصادف این ساختار ها را به وجود نیاورده بود چگونه نسل حیوانات و بشر از بین نرفت.

ج-تکامل گرایان اتئیست باید توضیح دهند که اندامی مانند ناف که وجود آن برای جنین یک ضرورت است زیرا باید مواد غذایی را به بدن برساند و مواد دفعی جنین را برگرداند و بر طبق قانون انتخاب طبیعی و تکامل تصادفی باید در طی زمان پدید آمده باشد اگر از ابتدا وجود نداشت و در جاندارن مختلف تعبیه نمی شد چگونه جنین تغذیه می شد؟و نسل جانداران و بشر ادامه می یافت؟

حال به ساختار های تولید مثلی ساده تری بر می گردیم

اگر حیات بر حسب تصادف است چگونه اولین تخم مرغ(تخم جانداران)که بر حسب تصادف به وجود آمد تشخیص داد که باید مقداری مواد غذایی برای تغذیه جنین داشته باشد و در حالی که اگر تکامل این ساز و کار را بر حسب تصادف در طی چندین نسل به وجود می آورد امکان تولید مثل و تکثیر شدن وجود نداشت؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳

اگر میدان مغناطیسی زمین قوی تر یا ضعیف تر بود یا وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟

کره زمین و سایر کرات دارای یک میدان مغناطیسی هستند.میدان مغناطیسی مانند سپری زمین را در برابر امواج سرطان زای خورشید و اشیا خارجی محافظت می نماید و اگر میدان مغناطیسی وجود نداشت عملا امکان تشکیل حیات در زمین وجود نداشت زیرا اشعه های نابود کننده خورشید حیات را بطور کامل بروی زمین از بین می بردند.

سایر کرات نیز دارای میدان مغناطیسی هستند ولی شدت آن فرق می کند مثلا میدان مغناطیسی مریخ هزار برابر ضعیف تر از میدان مغناطیسی زمین است یعنی مریخ در برابر امواج خورشید هزار برابر آسیب پذیر تر از زمین است.حال تصویر کنید اگر میدان مغناطیسی زمین مانند مریخ بود یعنی حتی اگر به فرض محال حیات تشکیل می شد موجودات زنده زمین هزاران برابر بیشتر به بیماری هایی مانند سرطان مبتلا می شدند و حیات حتی در صورت تشکیل هزاران برابر ضعیف تر از شکل امروزی بود.

اما در برخی از سیارات میدان مغناطیسی سیاره بسیار قوی تر است در این صورت اتمسفر سیاره از بین می رود[1] و در صورت نبودن اتمسفر و میدان مغناطیسی مناسب در کنار هم عملا امکان تشکیل حیات از بین می رود.و عملا در کره زمین زمانی که سیانوباکتری ها هنوز اتمسفر را تشکیل نداده بودند هیچ حیاتی وجود نداشت و اکسیژن نمی توانست بروی کره زمین تثبیت شود.

این مساله آشکار است که میدان مغناطیسی زمین به نسبت فاصله اش از خورشید در یک سطح معین قرار دارد و اندازه آن به گونه ای تنظیم شده که زمین را در برابر طوفان ها و امواج خورشید محافظت نماید و مقدار آن در سطح بسیار بالا قرار ندارد تا امکان تشکیل اتمسفر وجود داشته باشد.

بی شک میدان مغناطیسی زمین و سایر المان هایی که در کنار هم قرار گرفته اند نمی توانند بطور تصادفی در حد متعادل و تنظیم شده قرار داشته باشند و حاصل یک طراحی هوشمند هستند.

 آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم ولی آنان از نشانه ‏هاى آن اعراض مى‏کنند(انبیا 32) 

------

[1]Extreme Space Weather of Common Stars Could Make Alien Life Scarce

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳

بحث خدا شناسی اگر نیروی جاذبه وجود نداشت یا شدید تر بود چه اتفاقی می افتاد؟

نیروی جاذبه نیرویی است که همه اجسام را بروی کره زمین در کنار هم نگه می دارد و اگر این نیرو وجود نداشته باشد همه اجسام در فضا معلق می شوند.

در برخی از نقاط فضا مانند سیاهچاله ها جاذبه به قدری شدید است که هر جسمی حتی نور را به طرف خود می کشد و گفته می شود در برخی از سیارات دیگر ممکن بخاطر قوی تر بودن جاذبه وزن افراد چندین برابر وزن آنها بروی زمین باشد یا اینکه جاذبه کمتر باشد و باعث شود اجسام در فضا معلق باشند یا ثبات کمتری بروی سطح مورد نظر داشته باشند.

حال تصور کنید که برای چند دقیقه نیروی جاذبه از کار بیفتند هر چیزی که  متصل به زمین است از درختان و ساختمان ها و برجها و انسانها و آبهای اقیانوس ها گرفته در فضا معلق می شود و کل حیات بروی زمین از بین می رود.

و یا اگر جاذبه به اندازه ای بروی زمین شدید تر بود حیات به این شکل امروزی بروی زمین نمی توانست تشکیل شود زیرا موجودات عملا امکان حرکت نداشتند و یا اگر امروز هم نیروی جاذبه مقداری افزایش یابد سرعت انسان ها برای حرکت به میزان قابل توجه کاهش می یابد و هواپیما ها امکان پرواز نخواهند داشت و در نتیجه موجودات عملا در مکان خود خشک می زنند یعنی هم عدم وجود جاذبه و هم بیشتر شدن جاذبه امکان زندگی را غیر ممکن می سازد و جاذبه زمین در حد متوسط و تنظیم شده قرار دارد و بنا به گفته دانشمندان سیارات دیگری نیز وجود دارند که وزن انسانها در آنها چندین برابر زن روی زمین است.

نکته دیگر این است که دانشمندان هنوز هیج جواب قانع کننده ای برای منشا جاذبه نیافته اند و نظریاتی وجود دارد که جاذبه زمین در اثر پگماتیت های آهن پدید آمده است که این موضوع نیز پذیرفته شده نیست زیرا اگر منشا جاذبه آهن بود سیاهچاله ها باید منابع عظیمی از آهن را داشتند.

استیون هاوکینگ نیز برای تفره رفتن از موضوع در فصل 5 کتاب طرح بزرگ اشاره می کند که نیروی الکتریکی میان ذرات از نیروی جاذبه قوی تر است ولی آقای هاوکینگ از منشا نیروی جاذبه و یا حتی نیروهای الکتریکی که به آنها اشاره کرده سخنی نگفته است و تنها برای جواب ندادن تفره رفتن از موضوع جاذبه پای یک موضوع علمی دیگر را به میان کشیده است!

انشتین نیز جاذبه را در چهار چوب نسبیت خود قرار داد ولی در براه منشا آن سخنی نگفت.

حال جواب قرآن برای منشا جاذبه چیست؟!

سوره فاطر آیه 41 :

« همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمی دارد؛ اوست بردبار آمرزنده. 

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱