خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی در باره زایده گوشتی چشم

در برخی از شبکه های اجتماعی یک موضوع تکاملی مطرح شده است که برخی از جانداران دارای پلک سوم هستند،ولی این قسمت در انسان بصورت یک زایده ناکارآمد در آمده است.

حال فارغ از اینکه تکامل باید انسان را به سوی بهتر شدن ببرد و نه اینکه در جهت حذف یک عضو مفید پیش برود،این عضو یک فایده دیگر نیز درد و بر اساس ادعای تکامل گرایان یک زایده نیست.

و آن این است که اگر این قسمت وجود نداشته باشد،یک خلا بین چشم و محل قرار گیری آن به وجود می آید،در نتیجه در کوتاه مدت پر از باکتری های فاسدی می شود که چشم جاندار را از بین می برد،ولی وجود این زایده گوشتی مانع از وجود خلا و عفونی شدن آن قسمت می شود.

اگر از ابتدای تاریخ موجودات این قسمت وجود نداشت،قدرت بینایی در همان ابتدا در همه جانداران از بین می رفت،اگر هم وجود داشت آفرینش است،حتی این زایده گوشتی کوچک نیز در بدنه انسان بصورت مهندسی شده قرار داده شده است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٧

بحث خداشناسی در باره پوسته تخم مرغ

همانطور که می دانید همه تخم های جانداران دارای پوسته ای هستند که آنها را تا حدی در برابر عوامل بیرونی حفاظت می کند،تا زمانی که جنین جاندار آمادگی زیستن در محیط بیرون از تخم را پیدا کند،اگر پوسته تخم وجود نداشت زرده و سپیده تخم مرغ به همراه جنین به محض خروج از بدن جاندار فاسد می شد و به مانند ادرار یا مدفوع از بین می رفت.

حال این را به تئوری تکامل بسط می دهیم اگر بر اساس تئوری تکامل باید تخم اولین جانداران دارای پوسته نبوده باشد و سپس به تدریج انتخاب طبیعی به پوسته تخم اولین جانداران روی خشکی و حتی آب شکل داده باشد.

باید این سوال را مطرح کرد که زمانی که اولین جاندارانی تخم گذار پوسته آنها شکل نگرفته بود و یا به قدری نازک بود که بلافاصله بعد از به زمین خوردن یا می شکست یا سوراخ می شد،چگونه در آن دوران نسل همه جانداران تخم گذار از بین نرفت؟در باره پوسته تخم حالت دومی وجود ندارد،یا باید از ابتدا ذخیم بوده باشد و یا باید نبوده باشد و نازک بوده باشد که باید قاعدتا نسل این جانداران از بین می رفته است ولی نرفته است،در نتیجه پوسته از ابتدا تعبیه شده است.

حال موضوع دیگر اندازه پوسته و خود تخم است که در هر جاندار متناسب است،فرض کنید در یک جهان تصادفی طبیعتا انتخاب طبیعی کور بدون نقص نمی توانست بطور تصادفی اندازه تخم هر جاندار را نسبت به جثه آن تعین کند مثل یک جادار بزرگ مانند دایناسور ممکن بود دارای تخم کوچک باشد در نتیجه جنین به دلیل تمام شدن ماده غذایی داخل تخم بصورت نارس می مرد و یا مثلا بطور تصادفی جانداری مانند مرغ تخم بزرگتری می گذاشت پس از مدتی جنین داخل زرده تخم خفه می شد،ولی این مقدار نیز در هر جانداری متناسب است،بدون تردید اگر قرار بود انتخاب طبیعی کور در این مورد نیز دچار آزمون و خطا می شد هم اکنون نسل همه جانداران در مسیر آزمون و خطا از بین رفته بود،ولی همه جانداران وجود دارند به این معنی که خدا وجود دارد طراحی هوشمند وجود دارد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳۱

بحث خداشناسی در باره قفسه سینه

تصویر زیر سمت راست متعلق به قفسه سینه یک انسان است و تصویر سمت چپ متعلق به یک قفسه است که ابزارها را درون خود نگه می دارد،قبل از اینکه هر قفسه آهنی یا چوبی به دست بشر ساخته بشود قفسه سینه دون بدن انسان تعبیه شده بود،که علاوه بر نگه داشتن و حفاظت از قلب و اندامها که قفسه های اصلی انجام می دهند خاصیت ضربه گیری را داشت علاوه بر این اگر قفسه های اصلی خم شوند همه ابزارهای آنها می ریزد ولی قفسه سینه به گونه ای تعبیه شده است که مانع از ریختن اعضا می شود،لحظه ای تصور کنید قفسه سینه وجود نداشت،قلب و سایر اندام های آن ناحیه داخل پوست در جای خود سر می خوردند.

حال تصور کنید برای ساخت ساده ترین قفسه ها نیاز به یک نفر است،چگونه ممکن است بدن به واسطه صرفا تکامل و انتخاب طبیعی بصورت خود به خودی بعد از تولد قفسه سازی کند؟

حال برای اثبات این مثاله فرض کنید یک دیسک حاوی اطلاعات را داریم،که آن را به یک دستگاه وصل می کنیم تا آهن را ذوب کند و یک قفسه تولید کند،در هر حالت باید دستگاه و برق و انرژی مورد نیاز دستگاه و ماده لازم مثلا آهن یا کلسیم توسط فردی بیرون از منظومه در آنجا جمعاوری شده باشد،صرف انتخاب طبیعی کور به مصابح این است که کل قطعات و متریال مورد نیاز بطور تصادفی توسط باد به آن نقطه حمل شده است!نام این سازنده خداست.

یا به زبان ساده تر اگر یک قفسه آهنی می تواند طی میلیاردها سال بطور تصادفی پدید بیاید قفسه سینه هم می تواند در غیر این صورت تصادفی بودن قفسه سینه نیز رد می شود.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٦

بحث خداشناسی در باره شدت عمل هضم و سایر متابولیسم های بدن

قبلا در پست های متعددید در باره عمل جذب غذا در معده سخن گفته ایم اما به مرحله اصلی یعنی هضم غذا کمتر پرداخته این در این پست قصد داریم به این مساله بپردازیم،همانطور که می دانید در عمل هضم غذایی که به بدن می رسد باید توسط فرآیند های مختلفی از جمله اسید معده و حرکات معده هضم شود تا بتواند جذب شود.و این فرآیند ساعت ها طول می کشد.

ولی این فرآیند نیز مانند فرآیند جذب مسلزم تنظیم کردن بدن است،زیرا اگر عمل هضم با سرعت و شیدت کمتری انجام شود،باعث می شود که مقدار زیادی از غذای دریافتی در قالب مدفوع دفع شود،و اگر سرعت و شدت آن بیشتر باشد بیشتر از مقداری که لازم است به بدن انرژی می رسد و باکتری های بیماری زای بیشتری که حتی می توانند کشنده هم باشند جذب می شوند،ولی مقدار این هضم مقداری تنظیم شده است.

اصلا در اینجا بحث انتخاب طبیعی را به پیش نمی کشیم،تنها یک سوال است که اتئیست ها باید به آن پاسخ دهند بر فرض که یک فرآیند انتخاب طبیعی تصادفی به این مقدار شکل داده است و مقدار آن را تنظیم کرده است و این مساله مطرح نیست که قبل آن جانداران چه می کردند،سوال این است که این متابولیسم و سایر متابولیسم های بدن که به صورت تنظیم شده هستند،چه نیرویی همیشه آنها را بصورت تنظیم شده نگه می دارد،در ساده ترین وسیله برقی یا وسیله ای با ساختارهای مختلف،همیشه باید فردی باشد که مثلا میزان صدای تلوزیون و لتاژ برق و ... را تنظیم کند،هر دستگاهی بعد از مدتی که از بیرون  تنظیم نشد از کنترل خارج می شود،و نیاز به تنظیم مجدد دارد،حال بدن هفت میلیارد انسان چرا هیچ کدام در طول زمان از تنظیم خارج نشده و در این حالت قرار دارد،و چرا در طول زندگی نسبت به این متابولیسم ها تنظیماتش به هم نمی خورد؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱۳

بحث خداشناسی در باره حالت گودی و شور بودن آب چشم

در باره طرح بزرگ آفرینش می توان به این مساله اشاره کرد که با اینکه این طرح بسیار بزرگ است،ولی درون ریزه کاری های آن یک دریایی بی کران نهفته است،مثلا در باره آفرینش چشم قصد داریم که به دو نوع ریزه کاری عجیب به کار رفته در ساختار چشم ها اشاره کنیم.

در همه موجودات از جمله انسان چشم درون گودی قرار دارد؛بسیار جالب است که اگر چشمها در گودی قرار نداشت،بسیار آسیب پذیر می شد زیرا با یک ضربه ساده از بین می رفت،دوما در زمان خواب آسیب می دید و از بین می رفت یا مثلا اولین باری که یک انسان با سر به زمین می رفت چشمها به دلیل فشار وارده به صورت با فشار جابجا و خرد می شد.

مایعی که چشمها درون آن قرار دارد یک مایع شور است؛آب شور خاصیت آنتی باکتریال دارد،در نتیجه از فاسد شدن چشم و تجزیه آن توسط باکتری ها و بیماری های آن جلوگیری می کند،بعد از مرگ که جاندار تجزیه می شوند و از بین می روند.

حال ما که به مساله آفرینش اعتقاد داریم می گوییم این ابزار ها از ابتدا تعبیه شده است،اما تکامل گرایان اتئیست که می گویند این اندام ها تدریجی پدید آمده است باید به سوالاتی پاسخگو باشند:

بدون سیستم بینایی هر جاندار محکوم به نابودی است در نتیجه امکان تولید مثل نیز کم می شود و جاندار در خطر انقراض قرار می گیرد،سوال این است اولین جاندارانی که دارای ساختار چشم بودند ولی چشم آنها در گودی نبود یا آب شور نداشت و انتخاب طبیعی به این نیازها شکل نداده بود،چگونه کور نشدند و نسل آنها از بین نرفت؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٩

بحث خداشناسی درباره خاصیت چسبندگی اسپرم

همانطور که می دانید اسپرم ها ماده جنسی نر هستند که با رسیدن به تخمک ماده منجر به باردار شدن آن می شوند،اما این مایع یک خاصیت بسیار جالب و عجیب دارد و آن خاصیت چسبندگی آن است.

خاصیت چسبندگی اسپرم بخاطر وجود مواد قندی در آن شکل می گیرد،و دو نقش مهم دارد نخست اینکه اسپرم ها را کنار هم نگه می دارد و مانع از کاهش غلذت اسپرم ها می شود و دوم اینکه باعث می شود تا اسپرم به تخمک بچسبد،اگر این خاصیت وجود نداشت هیچ موجودی توانایی بادار کردن و باردار شدن را نداشت.

حال تصور کنید بر اساس نظریه انتخاب طبیعی بدن به خود بر اساس نیازها شکل داده است،در نتیجه باید زمانی وجود داشت که در جانداران اسپرم خاصیت چسبندگی نداشت،زیرا بدن این نیاز را هنوز شکل نداده بود که مواد قندی به همراه مایع منی بیایید.

حال باید یک فلش بک به این مساله نیز بزنیم که بدن چگونه و از کجا بطور کور دانسته که باید از مواد قندی برای این کار استفاده بکند و از مواد دیگری نباید استفاده کند،واضح است که باید داده قبلی از بیرون به بدن داده شده باشد..

تصور کنید زمانی که بر اساس ادعای داروینست های اتئیست انتخاب طبیعی به این نیاز از بدن شکل نداده بود،مایع اسپرم نمی توانسته به دیواره رحم جانداران بچسبد در نتیجه همه جاندارانی که بر اساس تولید مثل جنسی بوده اند باید منقطع النسل می شدند و توانایی تولید مثل خود را از دست می دادند و یا اینکه این قابلیت از ابتدا بروی بدن آنها بصورت تعبیه شده قرار داشت،که اگر همینطور بود اسم این آفرینش است نه تکامل و یا انتخاب طبیعی مورد ادعا.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٤

بحث خداشناسی در باره کبد

کبد بزرگترین غده بدن است که کاربردهای مختلفی دارد که یکی از مهم ترین آنها سم زدایی است و بعنوان تصفیه خانه بدن در برابر سموم عمل می کند،علاوه بر آن کبد نقش تجزیه و ذخیره گلیکوژن و چربی ها و پروتئین را بر عهده دارد.کبد بعناون تصفیه خانه بدن آمونیاک را به اوره تبدیل می کند،در صورتی که کبد وجود نداشته باشد فرد تا ۲۴ ساعت جان خود را از دست می دهد.

نکته جالب در باره کبد این است که این تصفیه خانه بصورت طبیعی از ابتدا بروی بدن انسان و جانداران وجود داشته است،در حالی که بشر تصفیه خانه های آب را نزدیک به صد سال است دایر کرده است،حال نکته جالب این است که باید برسی شود که در حالی که تصفیه خانه های ساخت بشر را هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که در اثر انتخاب طبیعی چون جاندارن به آنها نیاز داشته اند پدید آمده باشد،حال باور این مساله که کبد که از میلیون ها سال قبل بروی بدن جانداران وجود داشته بشد حاصل تصادف باشد،کمی دور از ذهن است.

موضوع دوم این است که کبد به دلیل خاصیت سم زدایی باید از ابتدا بروی بدن تبیه شده بود زیرا همانطور که اشاره شد اگر از ابتدا وجود نداشت بدن خاصیت سم زدایی نداشت و همه جانداران در کوتاه مدت از بین می رفتند و در فاصله ای که انتخاب طبیعی به آن شکل داده باشد نسل همه جانداران به دلیل مسمومیت از بین رفته بود.

حال نکته جالب دیگر این است که کبد نیز همانند همه اعضای بدن در حالت عادی تنظیم شده است،اگر کبد دچار کم کاری باشد،دوباره بخش اعظمی از سموم جذب بدن می شود و فرد از بین می رود و علاوه بر آن بدن مقدار کمتری گلیکوژن و پروتئین ذخیره می کند که دچار مشکل می شود،اگر هم دچار پرکاری بود همه جانداران دچار بیماری مهلک کبد چرب می شدند که می تواند کشنده باشد و ادامه نسل را دچار مشکل کند،حال باید به این مساله نیز اندیشید که آیا انتخاب طبیعی می تواند بطور کور و تصادفی بدون داده های قبلی بعنوان یک پیچ تنظیم کننده عمل بکند،کمی دور از ذهن است زیرا آن میلیون ها سالی که این فرآیند طول می کشد تا بطور تصادفی این مقدار تنظیم شود جاندار و نسلش از بین رفته است،درست مثل یک تصفیه خانه یک شهر که اهالی آن باید میلیون ها سال صبر کنند تا تصفیه خانه بتواند تصفیه مقدار سموم آب را به گونه ای تنظیم کند که به آنها آسیبی نرسد.

بدون تردید وجود کبد یکی از قدرتمند ترین دلایل برای اثبات آفرینش پروردگار است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۳

بحث خداشناسی در باره مجاری ادرار جنس نر

همانطور که می دانید مجاری ادرار و مایع جنسی در جنس نر یکی هستند،و از همان مجاری که منی سرازیر می شود ادرار نیز سرازیر می شود،ولی اگر این دو باهم سرازیر می شدند،عملا امکان تولید مثل برای پستانداران وجود نداشت و همه پستانداران منقطع النسل می شدند.زیرا ادرار سلول های اسپرم را از بین می برد و اجازه باردار کردن رحم ماده را نمی دهد.

حال تصور کنید،در صورتی که مغلطه ای بنام انتخاب طبیعی که تکاملگرایان اتئیست ادعا می کنند وجود داشت،باید زمانی وجود داشت که اسپرم و منی باهم سرازیر می شدند زیرا دارای سیکل جداگانه نبودند که اسپرم با تحریک جنسی خارج شود ادرار بطور جداگانه،باید در صورت پذیرفتن انتخاب طبیعی این مرحله وجود داشت،اگر هم وجود داشت به دلیل اینکه اسپرم همراه منی می آمد و تحریک جنسی نقشی نداشت،جانداران عملا توانایی تولید مثل خود را از دست می دادند.در نتیجه ما باید وجود نداشتیم،زیرا حتی با وجود مجرای جداگانه برای تولید و ذخیره منی با ادرار،موقع سرازیر شدن به دلیل نبود نقش تحریک جنسی باهم می آمدند در نتیجه همه جانداران منقطع النسل می شدند.

در داخل همین مجرای تناسلی نیز اگر این دو از هم جدا نبوده اند،ادرار وارد کیسه های اسپرم ساز می شد و علاوه بر بین بردن اسپرمها موجب عفونت می شد،در صورتی که انتخاب طبیعی درست باشد بتون تردید مرحله ای وجود داشته اشت که ادارار به دلیل توسعه نیافته بودن آلت تناسلی می توانسته داخل مجراهای اسپرم ساز شود،تکامل گرایان اتئیست هیچ پاسخ و توجیهی برای آن ندارند.

حال اگر هم این قابلیت از ابتدا بروی آلت تناسلی جنس نر تعبیه شده بود،اسم این مساله انتخاب طبیعی نیست بلکه آفرینش است،که واضح است که مورد اول درست است.چون نمی توان حالت دومی متصور شد.

در صورتی که تکامل گرایان اتئیست هر پاسخی برای این نوشته یا نوشته های دیگر داشته باشند،در قسمت نظرات ارائه کنند تا درج کنیم.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٩

← صفحه بعد