خدا و علم (خداشناسی علمی)

او منشا آسمانها و زمین است زمانی که تصمیم به چیزی می گیرد فقط مى‏گوید باش پس فورا موجود مى‏شود.(سوره البقرة آیه ۱۱۷)

بحث خداشناسی درباره گیرنده های حسی و درد بدن

هر کدام از ما در هر هفته و هر روز احساسی بنام درد را تجربه می کنیم که شاید برای ما ناخوشایند باشد ولی؛درد احساس مهمی است زیرا ما را از خطراتی که در درون بدنمان ما را تحدید می کند و ناحیه ای که خطر از آن منشا می گیرد ما را آگاه می کند،ولی درد در صورتی که از یک مقیاسی که بدن ما تحمل آن را دارد فراتر رود کشنده می شود.

در صورتی که احساس درد وجود نداشت یا گیرنده های حسی بدن ما اندکی ضعیف تر بودند،همه جانداران از خطراتی که بدن آنها را تحدید می کرد آگاه نمی شدند،حتی قطع عضو،و حیات همه جانداران با مخاطره روبه رو می شد.

اما یک جنبه دیگر نیز وجود دارد و آن این است که گیرنده های حسی بدن ما به مقدار تنظیم شده ای احساس درد را حس می کنند در صورتی که بیشتر حس می کردند و این مقدار تنظیم شده نبود همه جانداران صرف کوچکترین آسیبی از درد از بین می رفتند،ولی این مقدار به صورت تنظیم شده است.

حال به جنبه تکاملی ماجرا بپردازیم در صورتی که این مقدار که گیرنده های حسی باید بتوانند آنها را احساس بکنند،از ابتدا بیشتر یا کمتر بود حیات جانداران را با مخاطره روبه رو می کرد زیرا در صورت نبود بدن جانداران از درون متلاشی می شد ولی در صورتی که گیرنده های حسی در ابتدا که انتخاب طبیعی مورد ادعا آن را تنظیم نکرده بود و خیلی بیشتر بود در طبیعت هر جانداری صرف زخمی شدن یک اندامش از درد می مرد و نسل اکثر جانداران از بین رفته بود و نیز در صورتی که این گیرنده حسی نمی کرد همه حیوانات به وسیله زخم ها و بیماری های داخلی و قطع عضو ها از بین می رفتند و نسلشان نابود می شد.

حالا این مقدار باید تنظیم شده بوده باشد،اگر از ابتدا تنظیم شده بود دور از ذهن است که بطور تصادفی می توانسته در بدن همه جاندارن تنظیم شده باشد،حتی بوده باشد هم مانند هر دستگاهی می توانسته از تنظیمات خارج شود ولی نشده است،پس نمی توان نقش خالق را در این مورد انکار کرد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢۸

بحث خداشناسی در باره طراحی منحصر به فرد بودن منظومه شمسی (ژوپیتر)

در خبری در سایت کهکشان روزانه به این صورت آمده است که:

ژوپیتر یا اورانوس نقش ویژه ای در طراحی و ساختار منظومه شمسی ما دارند،و همچنین دانشمندان معتقد هستند که سیاراتی مانند ژوپیتر در جهان بسیار کمیاب هستند،و حتی ممکن است نایاب باشند.

حال اگر ژوپیتر را از منظومه شمسی حذف کنیم چه اتفاقی می فتد؟

با توجه به مطلب بالا زمین به صورت کنونی وجود نخواهد داشت،در نتیجه ما هم وجود نداشتیم،این مورد را نیز می توان به به دهها موردی که در باره طراحی هوشمند منظومه شمسی گفته می شود را می توان اضافه نمود.علاوه بر این در این صورت حیات هوشمند در جهان بسیار نایاب یا نادر است و باز هم نظریه فضانوردان باستانی و سفر های فضایی منتفی می شود،زیرا اگر یک ژوپیتر مانند هم در جای دیگری از جهان وجود داشته باشد باز هم ممکن است سایر عنصرهای شکل گیری سیاره ای مانند زمین یا حیات آنجا نباشد،و یا حتی اگر وجود داشته باشد به اندازه ای از سیاره ما دور خواهد بود که امکان سفر فضانوردان باستانی یا خدایان فضانورد منتفی می شود.

طراحی هوشمند:

صدها عامل بصورت یکجا به اضافه ژوپیتر در منظومه شمسی کنار هم جمع شده اند تا ما وجود داشته باشیم،هیچ سفینه فضایی نیز قدرت بار کردن ژوپیتر یا ایجاد آن را ندارد،بدیهی است که این عناصر و خود ژوپیتر بصورت یک جا درست مانند اعضای یک سیستم مثلا برقی توسط یک مهندس بسیار قدرتمند طراحی و در کنار هم قرار داده شده است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱۸

بحث خداشناسی در باره جنین های دوقلو

تصویر زیر جنین دقلوی یک انسان را تشریح می کند،دقلو زایی و چند قلو زایی در انسان و پستانداران رخ می دهد.

اما زیبایی خلقت و آفرینش هوشمند که تکامل و انتخاب طبیعی هیچ پاسخی برای آن ندارند در این تصور به چشم می خورد:

۱-هر جنین دارای یک جفت است.مثل لوله های آب یا سیم های برق که به دست یک مهندس از هم منشعب شده اند،تا به حال انتخاب طبیعی یا تکامل نتوانسته حتی یک شاخه سیم یا دو لوله را از هم به دلیل اینکه یک مجتمع مسکونی دیگر به موارد فوق نیاز دارد بطور تصادفی منشعب کند،حال حساب کنید که آیا تصادفا بدن مادر چگونه بدون داده های قبلی می تواند تشخیص بدهد که دارای دو جنین است که دو جفت به طرف آنها برود.بدیهی است که اگر آفرینشی در کار نبود در برخی از پستانداران که دارای چند قلو زایی هستند،فقط یک کیسه جفت به یکی از جنین ها می رسید و بقیه جنین ها فاسد می شدند و مادر و جینی که کیسه جفت به آن رسیده است را نیز از بین می بردند،در این مورد نمی توان به اصلاح در طول زمان و آزمون و خطا بسنده کرد زیرا در صورت که این روند با استفاده از انتخاب طبیعی پیش می رفتد در زمان آزمون و خطا اطلاعات ژنی به گونه ای تعبیه می شد که بدن مادر جنین های اضافی را زاید می شمرد و از بین می برد تا یکی از جنین ها سالم بماند ولی اینطور نیست و چند قلو زایی وجود دارد.

۲-نکته جالب دیگر این هست که درست است که گاهی به دلایل انسانی از جمله مراقبت نکردن والدین و دلایلی مانند جهش های حاصل از زندگی مدرن گاهی دوقلوهای به هم چسبیده نیز متولد می شوند،ولی در حالت عادی خداوند در اکثر جنین ها در بخشی از مرحله بارداری دو کیسه جداگانه برای جنین ها قرار داده است که مثل موقع حرکت شکم کیسه جفت یا دست و پای یکی از جنین ها پیش از تولد به جنین دیگر آسیب نرساند.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٤

بحث خداشناسی درباره ماده تاریک

همانطور که می دانید ماده تاریک باعث شده است که کهکشان ها در کنار هم نگه داشته شوند اگر ماده تاریک نبود کهکشان ها و ستارگان در فضا از هم دیگر دور می شدند،اما این مساله یک حالت برعکس نیز دارد و آن این است که هرچیزی در جهان ما تنظیم شده است اگر شدت یا نیرویی که ماده تاریک می تواند به وسیله آن کهکشان ها را کنار هم نگه می دارد کمی بیشتر بود چه اتفاقی می افتاد؟

پاسخ واضح است گسترش کیهان به قدری سریع بود که،ستارگان و کهکشان ها در فاصله بسیار نزدیک تری از حال کنونی تجمع می یافتند،در نتیجه گرانش به قدری شدید می شد و به دلیل نزدیک شدن ستارگان به هم جهان به قدری گرم می شد که هیچ جای جهان حیات نمی توانست وجود داشته باشد.

حال اگر ماده تاریک کمی ضعیف تر بود یا نبود هیچ ستاره ای و سیاره ای در کنار هم نمی ماندند برای مثال خورشید از زمین دور می شد و زمین سرد می شد و حیات وجود نداشت.

تنها پاسخی که اتئیست ها در برابر این نظم متوسل به آن می شوند احتمالات جهان های موازی است که تا اظهار می کنند که این جهان ما احتمالی از بی نهایت جهان موازی است،که این مساله نیز اثبات نشده است که جهان های موازی دیگر خالی باشند و دارای نظم نباشند زیرا کسی به آنها سفر نکرده است که ببینند دارا نظم است یا بی نظم و خشک و خالی است،حتی وجود جهان های موازی نیز توسط عده ای زیر سوال برده می شود.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٠

بحث خداشناسی در باره زایده گوشتی چشم

در برخی از شبکه های اجتماعی یک موضوع تکاملی مطرح شده است که برخی از جانداران دارای پلک سوم هستند،ولی این قسمت در انسان بصورت یک زایده ناکارآمد در آمده است.

حال فارغ از اینکه تکامل باید انسان را به سوی بهتر شدن ببرد و نه اینکه در جهت حذف یک عضو مفید پیش برود،این عضو یک فایده دیگر نیز درد و بر اساس ادعای تکامل گرایان یک زایده نیست.

و آن این است که اگر این قسمت وجود نداشته باشد،یک خلا بین چشم و محل قرار گیری آن به وجود می آید،در نتیجه در کوتاه مدت پر از باکتری های فاسدی می شود که چشم جاندار را از بین می برد،ولی وجود این زایده گوشتی مانع از وجود خلا و عفونی شدن آن قسمت می شود.

اگر از ابتدای تاریخ موجودات این قسمت وجود نداشت،قدرت بینایی در همان ابتدا در همه جانداران از بین می رفت،اگر هم وجود داشت آفرینش است،حتی این زایده گوشتی کوچک نیز در بدنه انسان بصورت مهندسی شده قرار داده شده است.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٧

بحث خداشناسی در باره پوسته تخم مرغ

همانطور که می دانید همه تخم های جانداران دارای پوسته ای هستند که آنها را تا حدی در برابر عوامل بیرونی حفاظت می کند،تا زمانی که جنین جاندار آمادگی زیستن در محیط بیرون از تخم را پیدا کند،اگر پوسته تخم وجود نداشت زرده و سپیده تخم مرغ به همراه جنین به محض خروج از بدن جاندار فاسد می شد و به مانند ادرار یا مدفوع از بین می رفت.

حال این را به تئوری تکامل بسط می دهیم اگر بر اساس تئوری تکامل باید تخم اولین جانداران دارای پوسته نبوده باشد و سپس به تدریج انتخاب طبیعی به پوسته تخم اولین جانداران روی خشکی و حتی آب شکل داده باشد.

باید این سوال را مطرح کرد که زمانی که اولین جاندارانی تخم گذار پوسته آنها شکل نگرفته بود و یا به قدری نازک بود که بلافاصله بعد از به زمین خوردن یا می شکست یا سوراخ می شد،چگونه در آن دوران نسل همه جانداران تخم گذار از بین نرفت؟در باره پوسته تخم حالت دومی وجود ندارد،یا باید از ابتدا ذخیم بوده باشد و یا باید نبوده باشد و نازک بوده باشد که باید قاعدتا نسل این جانداران از بین می رفته است ولی نرفته است،در نتیجه پوسته از ابتدا تعبیه شده است.

حال موضوع دیگر اندازه پوسته و خود تخم است که در هر جاندار متناسب است،فرض کنید در یک جهان تصادفی طبیعتا انتخاب طبیعی کور بدون نقص نمی توانست بطور تصادفی اندازه تخم هر جاندار را نسبت به جثه آن تعین کند مثل یک جادار بزرگ مانند دایناسور ممکن بود دارای تخم کوچک باشد در نتیجه جنین به دلیل تمام شدن ماده غذایی داخل تخم بصورت نارس می مرد و یا مثلا بطور تصادفی جانداری مانند مرغ تخم بزرگتری می گذاشت پس از مدتی جنین داخل زرده تخم خفه می شد،ولی این مقدار نیز در هر جانداری متناسب است،بدون تردید اگر قرار بود انتخاب طبیعی کور در این مورد نیز دچار آزمون و خطا می شد هم اکنون نسل همه جانداران در مسیر آزمون و خطا از بین رفته بود،ولی همه جانداران وجود دارند به این معنی که خدا وجود دارد طراحی هوشمند وجود دارد.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳۱

بحث خداشناسی در باره قفسه سینه

تصویر زیر سمت راست متعلق به قفسه سینه یک انسان است و تصویر سمت چپ متعلق به یک قفسه است که ابزارها را درون خود نگه می دارد،قبل از اینکه هر قفسه آهنی یا چوبی به دست بشر ساخته بشود قفسه سینه دون بدن انسان تعبیه شده بود،که علاوه بر نگه داشتن و حفاظت از قلب و اندامها که قفسه های اصلی انجام می دهند خاصیت ضربه گیری را داشت علاوه بر این اگر قفسه های اصلی خم شوند همه ابزارهای آنها می ریزد ولی قفسه سینه به گونه ای تعبیه شده است که مانع از ریختن اعضا می شود،لحظه ای تصور کنید قفسه سینه وجود نداشت،قلب و سایر اندام های آن ناحیه داخل پوست در جای خود سر می خوردند.

حال تصور کنید برای ساخت ساده ترین قفسه ها نیاز به یک نفر است،چگونه ممکن است بدن به واسطه صرفا تکامل و انتخاب طبیعی بصورت خود به خودی بعد از تولد قفسه سازی کند؟

حال برای اثبات این مثاله فرض کنید یک دیسک حاوی اطلاعات را داریم،که آن را به یک دستگاه وصل می کنیم تا آهن را ذوب کند و یک قفسه تولید کند،در هر حالت باید دستگاه و برق و انرژی مورد نیاز دستگاه و ماده لازم مثلا آهن یا کلسیم توسط فردی بیرون از منظومه در آنجا جمعاوری شده باشد،صرف انتخاب طبیعی کور به مصابح این است که کل قطعات و متریال مورد نیاز بطور تصادفی توسط باد به آن نقطه حمل شده است!نام این سازنده خداست.

یا به زبان ساده تر اگر یک قفسه آهنی می تواند طی میلیاردها سال بطور تصادفی پدید بیاید قفسه سینه هم می تواند در غیر این صورت تصادفی بودن قفسه سینه نیز رد می شود.

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٦

بحث خداشناسی در باره شدت عمل هضم و سایر متابولیسم های بدن

قبلا در پست های متعددید در باره عمل جذب غذا در معده سخن گفته ایم اما به مرحله اصلی یعنی هضم غذا کمتر پرداخته این در این پست قصد داریم به این مساله بپردازیم،همانطور که می دانید در عمل هضم غذایی که به بدن می رسد باید توسط فرآیند های مختلفی از جمله اسید معده و حرکات معده هضم شود تا بتواند جذب شود.و این فرآیند ساعت ها طول می کشد.

ولی این فرآیند نیز مانند فرآیند جذب مسلزم تنظیم کردن بدن است،زیرا اگر عمل هضم با سرعت و شیدت کمتری انجام شود،باعث می شود که مقدار زیادی از غذای دریافتی در قالب مدفوع دفع شود،و اگر سرعت و شدت آن بیشتر باشد بیشتر از مقداری که لازم است به بدن انرژی می رسد و باکتری های بیماری زای بیشتری که حتی می توانند کشنده هم باشند جذب می شوند،ولی مقدار این هضم مقداری تنظیم شده است.

اصلا در اینجا بحث انتخاب طبیعی را به پیش نمی کشیم،تنها یک سوال است که اتئیست ها باید به آن پاسخ دهند بر فرض که یک فرآیند انتخاب طبیعی تصادفی به این مقدار شکل داده است و مقدار آن را تنظیم کرده است و این مساله مطرح نیست که قبل آن جانداران چه می کردند،سوال این است که این متابولیسم و سایر متابولیسم های بدن که به صورت تنظیم شده هستند،چه نیرویی همیشه آنها را بصورت تنظیم شده نگه می دارد،در ساده ترین وسیله برقی یا وسیله ای با ساختارهای مختلف،همیشه باید فردی باشد که مثلا میزان صدای تلوزیون و لتاژ برق و ... را تنظیم کند،هر دستگاهی بعد از مدتی که از بیرون  تنظیم نشد از کنترل خارج می شود،و نیاز به تنظیم مجدد دارد،حال بدن هفت میلیارد انسان چرا هیچ کدام در طول زمان از تنظیم خارج نشده و در این حالت قرار دارد،و چرا در طول زندگی نسبت به این متابولیسم ها تنظیماتش به هم نمی خورد؟

  
نویسنده : رامین فخاری ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱۳

← صفحه بعد